اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
اگر در خواب ببينيد لخت هستيد و لباس بر تن نداريد دچار وحشت و هراس مي شويد و موردي پيش مي آيد که احساس ضعف و ناتواني مي کنيد. اگر از کسي در خواب لباس خوبي بگيريد يا از فروشگاهي لباس شيک و آبرومندي بخريد نشان آن است که حرمت شما زياد مي شود و امنيت حاصل مي نمائيد ولي اگر کسي به شما لباس فقيرانه اي بدهد به قدر نفرت و کراهتي که در شما پديد مي آيد زيان مي کنيد و آسيب مي بينيد. اگر ببينيد لباس غواصي پوشيده ايد ريسک مي کنيد و دست به يک آزمايش بزرگ مي زنيد و براي تحصيل چيزي که دوست داريد و مي طلبيد به استقبال خطري مسلم مي رويد. اگر ببينيد لباس زنانه پوشيده ايد آبروي شما مطرح مي گردد و به شما تهمت مي زنند يا در دادگاهي مورد سئوال و مواخذه قرار مي گيريد. اگر زني در خواب ببيند که لباس مردانه پوشيده کار و وظيفه اي دشوار به عهده او واگذار مي شود يا داوطلبانه مي پذيريد. اگر در خواب بببينيد که چندين دست لباس داريد تکليف و وظيفه و تعهدات شما زياد مي شود. اگر در خواب ببينيد لباستان تنگ است و در فشار قرار مي گيريد و اين فشار يا شغلي است يا خانوادگي. اگر در خواب ببينيد لباس راحت و گشادي پوشيده ايد فراغت مي يابيد يا روزي شما فراخ مي شود.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:40 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
مرغ آبي در خواب ديدن خبري است غم انگيز که کانون خبر در دوردست قراردارد. اگر ببينيم يک مرغ آبي بر بام خانه نشسته خبري به ما مي رسد که مي تواند از يک مسافر باشد. مرغ آبي سفيد خبري است خوش و مرغ آبي سياه خبري است نامطلوب و بد. اما مرغابي نعمت است و روزي. اگر ببينيم مرغابي در خانه داريم مالي به ما مي رسد. اگر ببينيم مرغابي از خانه ما پرواز کرد و رفت زيان مي کنيم و مالي را از دست مي دهيم. اگر ببينيم مرغابيان در آسمان يا روي زمين صدا مي کنند حادثه اي اتفاق مي افتد براي ساکنان جائي که مرغابيان ديده مي شوند که بهتر است در خانه بيننده خواب نباشد. اگر ديديد با مرغابي حرف مي زنيد از زني ثروتمند سود مي بريد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:38 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
مار،خطر يا دشمن خانگي است. خطري که بدون اطلاع قبلي و بي آنکه انتظارش را داشته باشيد و حدس بزنيد چه مي شود و چه کسي در کمين شماست به سراغتان مي آيد و دشمني است زيبا و قشنگ و خوش نقش و نگار و دل فريب که که زير سر يا در خانه شما هست و از وجودش بي اطلاع عيد اما اين دشمن اگر فرصت بيابد نيش زهر آلود خودش را در تن شما فرو مي برد. برخي نوشته اند، مار ثروت است و دارائي نهفته و موجود که در اين مورد نيز شما از وجودش بي خبريد. اين تعبير از آنجا ريشه مي گيرد که در افسانه ها گفته اند و خوانده ايم که دفائن و خزائن گنجينه هاي نهفته در زير خاک و ويرانه هاي قصور کهن و باستاني را مارها و اژدها و افعي ها حراست و پاسداري مي کنند و چون اين باور در اعماق ذهن ما هست ديدن مار مي تواند به پول اندوخته و نهفته اشاره اي باشد که ما از وجودش بي اطلاع هستيم.گفتم که مار دشمني است زيبا و خوش نقش و نگار و دل فريب و آرام که بي صدا مي آيد و زهرش را مي ريزد و مي رود. چنين موجودي مي تواند يک زن زيبا نيز باشد. زني که در عين دولت داشتن خطرناک است و در عين خطرناک بودن دوست داشتني است. در خواب خيره نگريستن به چشم مار را ميمون ندانسته اند. چندين حيوان و جانور هستند که در خواب به چشم آنها خيره شدن خوب نيست از آن جمله است مار. اگر ديديد ماري را کشتيد بر دشمني پيروز مي شويد ولي به زودي ندامت و پشيماني به سراغ شما مي آيد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:37 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
ديدن گندم در خواب بسيار خوب است. چه گندم خشک و پاک کرده در خواب ببينيد و چه مزرعه اي که در آن گندم کاشته با شند. گندم خير و برکت و معيشت است. اگر در خواب ببينيد مشتي يا مقداري گندم در جيب داريد جيب و کيسه شما برکت مي يا بد و پر پول مي شود ولي اين گوياي پولي است که به دست مي آوريد و هزينه مي کنيد نه پولي که با آن بتوانيد پس انداز کنيد و پول دار شويد. اگر در خواب ببينيد کيسه اي گندم داريد پول زيادي به دست مي آوريد و اگر ببينيد انباري گندم داريد و آن انبار و آن انبوه گندم به شما تعلق دارد ثروتمند مي شويد. اگر مزرعه اي گندم داشته باشيد کاري مي کنيد که خيرو برکت دارد و هم خودتان بهره مند مي شويد و هم ديگران. اگر در خواب ببينيد نان گندم مي خوريد گرفتار تنگي معاش مي شويد و چنانچه ببينيد سنبله گندم را مي جويد و مي خوريد و تف مي کنيد گرفتار فقر و تنگدستي خواهيد شد و از نظر تامين معاش به شدت در مضيقه مي افتيد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:36 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
الهم صل علي محمد وآل محمد
زنى در شهر نيشابور پيش قاضى رفته ، و ادعا كرد كه شوهر من مبلغ پانصد دينار به من بدهكار است .
و مرد چون حاضر شد، دعوى او را انكار كرد.
قاضى از زن درخواست كرد كه : براى اثبات بينه (شهادت دو نفر شاهد عادل ) اقامه كند.
زن چند نفر شاهد به محكمه قاضى حاضر كرد.
و چون قاضى اداء شهادت خواست : شاهدها اظهار كردند كه ما بايد سيماى زن را به بينيم و سپس روى اطمينان شهادت بدهيم .
زن حاضر شد كه صورت خود را به شاهدها نشان بدهد.
مرد در اين موقع عصبانى شده و و از روى غيرت صيحه زد كه : شما مى خواهيد به صورت زن من بنگريد! و سپس روى به قاضى كرده و گفت من اعتراف مى كنم كه ششصد دينار به زنم مديون هستم .
اشخاص حاضر از غيرت مرد تعجب كردند.
زن نيز قاضى را خطاب كرده و گفت . شما را شاهد مى گيرم كه ذمه مرد من از اين مبلغ برى است ، و من از حق خودم در گذشتم حاضرين از اين امر بيشتر تعجب كردند.
قاضى دستور داد كه : اين جريان را در باب حكايات مربوطه به غيرت و حميّت يادداشت كنند.(94)
نتيجه :
دانشمندان و علماى بزرگ علم اخلاق صفت غيرت را يكى از صفات برجسته و پسنديده انسان محسوب داشته . و آدم بى غيرت را از مرادف حيوانات و در مرتبه سگ و خوك حساب مى كنند.
در جلد 15 بحار نقل مى كند كه : حضرت موسى عليه السلام باندازه اى غيور بود كه تا مى توانست از آمد و رفت با رفقاى خود، خوددارى مى كرد تا عيال او را ديگران نبينند.
جاى بسى شگفت و حيرت است كه : امروز در اثر شيوع هوى خواهى و شهوت رانى ، صفت غيرت از ميان طبقات مردم رخت بر بسته ، و حتى افراد مسلمان و متدين نيز به تقليد ديگران لغت غيرت را از قاموس زندگى خود حذف كرده اند.
مردم لجام گسيخته و هوسران امروز بجاى اينكه غيرت داشته باشند: دستهاى زنان و دختران آرايش كرده خود را گرفته و در كوچه و بازار به معرض نمايش گذارده و در محافل لهو و لعب و مجالس رقص حاضر مى سازند:
تفو بر اين بى غيرتى و بى ناموسى ! تفو بر اين لجام گسيختگى !!
نوشته شده توسط حسن در ساعت 21:34 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
(زكريا) پسر ابراهيم ، با آنكه پدر و مادر و همه فاميلش نصرانى بودند و خود او نيز بر آن دين بود، مدتى بود كه در قلب خود تمايلى نسبت به اسلام احساس مى كرد. وجدان و ضميرش او را به اسلام مى خواند. آخر برخلاف ميل پدر و مادر و فاميل ، دين اسلام اختيار كرد و به مقررات اسلام گردن نهاد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 21:12 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
پيرمرد نصرانى ، عمرى كار كرده و زحمت كشيده بود، اما ذخيره و اندوخته اى نداشت ، آخر كار كور هم شده بود. پيرى و نيستى و كورى همه با هم جمع شده بود و جز گدايى راهى برايش باقى نگذارد؛ كنار كوچه مى ايستاد و گدايى مى كرد. مردم ترحم مى كردند و به عنوان صدقه پشيزى به او مى دادند. و او از همين راه بخور و نمير به زندگانى ملالت بار خود ادامه مى داد.
تا روزى اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام از آنجا عبور كرد و او را به آن حال ديد. على به صدد جستجوى احوال پيرمرد افتاد تا ببيند چه شده كه اين مرد به اين روز و اين حال افتاده است ؟ ببيند آيا فرزندى ندارد كه او را تكفل كند؟ آيا راهى ديگر وجود ندارد كه اين پيرمرد در آخر عمر آبرومندانه زندگى كند و گدايى نكند؟
كسانى كه پيرمرد را مى شناختند آمدند و شهادت دادند كه اين پيرمرد نصرانى است و تا جوانى و چشم داشت كار مى كرد، اكنون كه هم جوانى را از دست داده و هم چشم را، نمى تواند كار بكند، ذخيره اى هم ندارد، طبعا گدايى مى كند.
على عليه السلام فرمود:(عجب ! تا وقتى كه توانايى داشت از او كار كشيديد و اكنون او را به حال خود گذاشته ايد؟! سوابق اين مرد حكايت مى كند كه در مدتى كه توانايى داشته كار كرده و خدمت انجام داده است . بنابراين بر عهده حكومت و اجتماع است كه تا زنده است او را تكفل كند، برويد از بيت المال به او مستمرى بدهيد)(158).
نوشته شده توسط حسن در ساعت 21:10 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
ماجراى علاقه مندى و عشق سوزان مردى كه كارش فروختن روغن زيتون بود نسبت به رسول اكرم ، معروف خاص و عام بود. همه مى دانستند كه او صادقانه رسول خدا را دوست مى دارد و اگر يك روز آن حضرت را نبيند بى تاب مى شود. او به دنبال هر كارى كه بيرون مى رفت ، اول راه خود را به طرف مسجد يا خانه رسول خدا يا هر نقطه ديگرى كه پيغمبر در آنجابود كج مى كرد و به هر بهانه بود خود را به پيغمبر مى رساند و از ديدن پيغمبر توشه برمى گرفت و نيرو مى يافت ، سپس به دنبال كار خود مى رفت .
گاهى كه مردم دور پيغمبر بودند و او پشت سر جمعيت قرار مى گرفت و پيغمبر ديده نمى شد، از پشت سر جمعيت گردن مى كشيد تا شايد يك بار هم شده چشمش به جمال پيغمبراكرم بيفتد.
يك روز پيغمبراكرم متوجه او شد كه از پشت سر جمعيت سعى مى كند پيغمبر را ببيند، پيغمبر هم متقابلاً خود را كشيد تا آن مرد بتواند به سهولت او را ببيند. آن مرد در آن روز پس از ديدن پيغمبر دنبال كار خود رفت اما طولى نكشيد كه برگشت ، همينكه چشم رسول خدا براى دومين بار در آن روز به او افتاد، با اشاره دست او را نزديك طلبيد آمد جلو پيغمبراكرم و نشست .
پيغمبر فرمود:(امروز تو با روزهاى ديگرت فرق داشت ، روزهاى ديگر يك بار مى آمدى و بعد دنبال كارت مى رفتى ، اما امروز پس از آنكه رفتى ، دو مرتبه برگشتى ، چرا؟).
گفت : يا رسول اللّه ! حقيقت اين است كه امروز آنقدر مهر تو دلم را گرفت كه نتوانستم دنبال كارم بروم ، ناچار برگشتم .
پيغمبراكرم درباره او دعاى خير كرد. او آن روز به خانه خود رفت اما ديگر ديده نشد. چند روز گذشت و از آن مرد خبر و اثرى نبود. رسول خدا از اصحاب خود سراغ او را گرفت ، همه گفتند: مدتى است او را نمى بينيم .
رسول خدا عازم شد برود از آن مرد خبرى بگيرد و ببيند چه بر سرش آمده به اتفاق گروهى از اصحاب و يارانش به طرف (سوق الزيت ) يعنى بازارى كه در آنجا روغن زيتون مى فروختند راه افتاد همين كه به دكان آن مرد رسيد ديد تعطيل است و كسى نيست . از همسايگان احوال او را پرسيد، گفتند: يا رسول اللّه ! چند روز است كه وفات كرده است .
همانها گفتند: يا رسول اللّه ! او بسيار مرد امين و راستگويى بود، اما يك خصلت بد در او بود.
(چه خصلت بدى ؟)
از بعضى كارهاى زشت پرهيز نداشت ، مثلاً دنبال زنان را مى گرفت .
(خدا او را بيامرزد و مشمول رحمت خود قرار دهد. او مرا آن چنان زياد دوست مى داشت كه اگر برده فروش هم مى بود خداوند او را مى آمرزيد) (159).
نوشته شده توسط حسن در ساعت 21:9 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
الهم صل علي محمد وآل محمد
به دستور منصور، صندوق بيت المال را باز كرده بودند و به هركس از آن چيزى مى دادند. شقرانى ، يكى از كسانى بود كه براى دريافت سهمى از بيت المال آمده بود، ولى چون كسى او را نمى شناخت ، وسيله اى پيدا نمى كرد تا سهمى براى خود بگيرد. شقرانى را به اعتبار اينكه يكى از اجدادش برده بوده و رسول خدا او را آزاد كرده بود و قهرا شقرانى هم آزادى را از او به ارث مى برد، (مولى رسول اللّه ) مى گفتند يعنى آزاد شده رسول خدا. و اين به نوبه خود افتخار و انتسابى براى شقرانى محسوب مى شد. و از اين نظر خود را وابسته به خاندان رسالت مى دانست .
در اين بين كه چشمهاى شقرانى نگران آشنا و وسيله اى بود تا سهمى براى خودش از بيت المال بگيرد، امام صادق عليه السلام را ديد، رفت جلو و حاجت خويش را گفت . امام رفت و طولى نكشيد كه سهمى براى شقرانى گرفته و با خود آورد. همينكه آن رابه دست شقرانى داد، با لحنى ملاطفت آميز اين جمله را به وى گفت :(كار خوب از هركسى خوب است ، ولى از تو به واسطه انتسابى كه با ما دارى و تو را وابسته به خاندان رسالت مى دانند،خوبتر و زيباتر است . و كار بد از هركس بد است ، ولى از تو به خاطر همين انتساب زشت تر و قبيح تر است ).
امام صادق اين جمله را فرمود و گذشت .
شقرانى با شنيدن اين جمله دانست كه امام از سر او؛ يعنى شرابخوارى او آگاه است . و از اينكه امام با اينكه مى دانست او شرابخوار است ، به او محبت كرد و در ضمن محبت او را متوجه عيبش نمود، خيلى پيش وجدان خويش شرمسار گشت و خود را ملامت كرد(67).
نوشته شده توسط حسن در ساعت 20:33 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
الهم صل علي محمد وآل محمد
مردى از انصار، نزد رسول اكرم آمد و سؤ ال كرد: يا رسول اللّه ! اگر جنازه شخصى در ميان است و بايد تشييع و سپس دفن شود و مجلسى علمى هم هست كه از شركت در آن بهره مند مى شويم ، وقت و فرصت هم نيست كه در هر دو جا شركت كنيم ، در هر كدام از اين دو كار شركت كنيم از ديگرى محروم مى مانيم ، تو كداميك از اين دو كار دوست مى دارى تا من در آن شركت كنم ؟
رسول اكرم فرمود:(اگر افراد ديگرى هستند كه همراه جنازه بروند و آن را دفن كنند، در مجلس علم شركت كن . همانا شركت در يك مجلس علم از حضور در هزار تشييع جنازه و از هزار عيادت بيمار و از هزار شب عبادت و هزار روز روزه و هزار درهم تصدق و هزار حج غير واجب و هزار جهاد غير واجب بهتر است . اينها كجا و حضور در محضر عالم كجا؟ مگر نمى دانى به وسيله علم است كه خدا اطاعت مى شود و به وسيله علم است كه عبادت خدا صورت مى گيرد. خير دنيا و آخرت با علم تواءم است ، همان طور كه شر دنيا و آخرت با جهل تواءم است )(155).
نوشته شده توسط حسن در ساعت 20:32 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بدترین جانوران و شقی ترین اشخاص نزد خدا کسانی هستند که از
شنیدن و گفتن حرف حق کر و لالند و اصلا در ایات خدا تعقل نمیکنند
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:57 موضوع آيات الهي | لینک ثابت
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:52 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
ايران به دليرمرد خود مينازد
با احمدياش به دشمنان ميتازد
با هركه شود عنايت حق همراه
هركس كه بود مقابلش ميبازد
درادامه مطلب کلیک فرمایید
نوشته شده توسط حسن در ساعت 15:40 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط حسن در ساعت 14:41 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
نکته ی آخر در باب انتخابات این است که نامزدهای محترمی که تاکنون نام نویسی کرده اند و مشغول تبلیغات و اظهاراتی هستند - اگرچه حالا وقت قانونی هم نرسیده، اما تبلیغات میکنند؛ اشکالی ندارد - سعی کنند با انصاف عمل کنند. اثبات و نفی شان با توجه به حق و صدق باشد. چیزهائی را که انسان میشنود، باور نمیکند که از زبان نامزدها و آن کسانی که دنبال این مسئولیتها هستند، از روی صدق و صفا خارج شده باشد. گاهی انسان حرفهای عجیب و نسبتهای عجیبی میشنود. این حرفها مردم را نگران میکند؛ کسی را هم به گوینده ی این حرفها دلبسته و علاقه مند نمیکند! نامزدهای محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومی را تخریب نکنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریب کننده ی اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده که از همه ی این آقایان اوضاع کشور را بیشتر میدانم و بهتر خبر دارم، میدانم که بسیاری از این مطالبی که بعنوان انتقاد درباره ی وضع کشور و وضع اقتصاد و اینها میگویند، خلاف واقع است؛ اشتباه میکنند. ان شاءاللّه اشتباه است. امیدواریم که خداوند متعال برای این ملت خیر و صلاح و آبادانی کامل را مقدر فرموده باشد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 14:38 موضوع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
برخي از معبران نوشته اند که چکمه زن قدرتمند و مال دار است که مي تواند شوهرش را در زندگي به پيروزي هاي بزرگ برساند. جمعي ديگر از معبران معتقدند که چکمه قدرت و هيبت مرد است و عاملي است که قدرت و شوکت مرد را تاکيد مي کند و جلوه مي دهد. چکمه براي زن نيز شوکت و آبرو است و اعتبار و ارزشي که در خانه و خانواده و بين زنان ديگر دارد و چنانچه شاغل باشد شغل و حرفه او است. اگر چکمه سياه باشد شوکت و بزرگي است. اگر زرد باشد غم و بيماري است و اگر سرخ باشد خشم و غضب و هيجان است. ديدن چکمه با رنگ هاي غيرمتعارف در خواب خوب نيست.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 14:28 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
ديدن چلچراغ يا لوستر در خواب خوب است به شرط آن که روشن باشد و چنان چه خاموش باشد حسرت است براي چيزهاي از دست رفته يا آرزوهاي چيزهايي است که تحصيل آن ها دور از ذهن بيننده خواب قرار مي گيرد. پس ديدن چلچراغ در خواب نيکو است و به روشنايي و کامروايي تعبير مي شود بخصوص اگر چلچراغ را در بقعه يا زيارتگاه يا اعتاب مبارک روشن ببينيد که تعبير آن کامروايي در امور دنيا و آخرت است.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 14:26 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
از رسول خدا صلي الله اليه و آله و سلم روايت شده که فرموده اند (اولادنا کابکادنا) يعني فرزندان ما مثل جگر ما هستند. به همين علت معبران اسلامي نوشته اند که جگر در خواب فرزند است و مشاهده آن به نحوي با فرزندان بيننده خواب ارتباط پيدا مي کند. جگر در خواب آن چيزي است که بيشتر دوست داريم و چون پول هم از آن جمله چيزهاست و در تحصيل و حفظ آن زياد مي کوشيم در خواب ما به صورت جگر متجلي مي شود. ابن سيرين نوشته جگر در خواب علم غيب است ولي بيشتر معبدان معتقد ند که جگر در خواب پولي است نهفته و پنهان که يا ديگري آن را ذخيره کرده و يا به دست خودمان انباشته و جمع شده است. حتي نوشته اند که اگر کسي در خواب ببيند که جگر گاو يا گوسفند بريان به مقدار زياد پيش روي خود نهاده و مي خورد گنج مي يابد. به هر حال جگر همان پول است که حيات دسته اي از مردم به آن بستگي دارد. اگر در خواب ديديد که جگر داريد و آن جگر گوسفند يا گاو متعلق به شما است به پول مي رسيد يا به چيزي دسترسي مي يابيد که چشم به راه آن هستيد و زياد دوستش داريد. خوردن جگر نيز همين تعبير را دارد. اگر به خواب ديديد که جگر به سگ مي دهيد مال خود را تلف مي کنيد يا در راهي بيهوده مصرف مي نمائيد. اگر در خواب ديديد که جگر داريد و آن را قطعه قطعه به گربه مي دهيد زني مال شما را به همان نحو ذره ذره از بين مي برد. اگر در خواب ديديد که گربه اي جگري از خانه شما دزديد و برد خواب شما مي گويد زني به تمهيد و نيرنگ مال شما را مي برد ولي اگر خودتان با ميل و رغبت جگر را به گربه داديد زني فريبتان مي دهدو مال و پولتان را مي برد يا خرج او مي کنيد. جگر توزيع کردن نيز همين تعبير را دارد و مي گويد که مال خودتان را هدر مي دهيد و تلف مي کنيد. جگر گوسفند در خواب نعمت است و جگر گاو فراخي روزي است. به هر حال جگر در خواب ديدن بد نيست مگر اين که احساس کنيد جگر انسان است که لئامت دارد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 14:18 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
تهمت در خواب احراز پاکي و برائت و سرافرازي و شرف است و بسيار نيکو است در حالي که در بيداري تهمت بدنامي مي آورد و دل متهم بي گناه را مي سوزاند. اگر در خواب ببينيد که به شما تهمت زده شده بزرگي مي يابيد و به مجد و شرف مي رسيد اگر در خواب ببينيد که شما به ديگري تهمت زده ايد به شرافت او معترف خواهيد شد. براي دختران جوان در خواب مورد اتهام قرار گرفتن خيلي خوب است چون در نجابت و پاکي شهرت خواهند يافت و براي يک دختر هيچ سرمايه اي بهتر از نجابت نيست که از زيبايي نيز خوبتر است.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 14:3 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
ترس در خواب هاي ما شادي و خبر خوش است. اگر در خواب ترسيديد و يکه خورديد خوشحال مي شويد و خبري ناگهاني و خوب و شادي بخش دريافت خواهيد داشت. نوشته اند ترس ايمني است. اگر از دزد ترسيديد از جانب خويشاوندان يا اهل بيت خود آسيب و زيان مي بينيد. امام جعفر صادق عليه السلام فرموده ترسيدن در خواب نصرت است.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 14:1 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
در مورد تخت عينا نوشته معبران کهن را نقل مي کنم. نوشته اند اگر کسي ببيند که بر تخت نشسته که چيزي بر آن گسترده نيست نشان آنست که به سفر مي رود و اگر ببيند که روي تحت خوابيده يا نشسته و چيزي بر تخت گسترده به قدر و قيمت آن تخت دشمنانش را مقهور مي کند و شکست مي دهد ولي عاقبت او را بر دار کنند و اگر ببيند که از تخت افتاده از قدر و منزلت ساقط مي شود.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:59 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
پياز اشتها انگيز است اما دهان را بدبو مي کند و تا چند ساعت بوي بد آن در دهان باقي مي ماند. سخنان نسنجيده اي که گاه مي گوييم و بعد به زشتي آن توجه پيدا مي کنيم و سخناني که به ناحق پشت سر اين و آن مي زنيم که خودمان مي دانيم درست نيست در خواب هاي ما به شکل پياز ظاهر مي شوند. برخي از معبران نوشته اند پياز از يک طرف فراخي روزي و نعمت است و از سويي ديگر خوردن مال حرام. اگر در خواب ببينيم که پياز خام مي خوريم در روزهاي آينده سخني زشت و نابجا خواهيم گفت که بعد موجب شرمندگي خودمان خواهد شد. اگر در خواب ديديم که مقداري زياد پياز داريم خواب ما گوياي آنست که چيزهايي به دست مي آوريم که از نظر مالي در کارهاي ما گشايشي به وجود مي آورد. از امام جعفر صادق عليه السلام نقل کرده اند که خوردن پياز در خواب يا خوردن مال حرام است، يا به زبان آوردن سخن زشت و نابجا يا پشيماني و ندامت است.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:58 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
مي دانيم که استخوان تشکيل دهنده اسکلت و قوام بدن آدمي و حتي حيوانات بر اسکلت است و لاجرم استخوان. معبران در مورد استخوان عقايد متفاوت دارند ولي غالبا آن را (مال) تعبير کرده اند يعني ثروتي که قوام زندگي شما بر آن است. به دارائي و اندوخته خويش متکي هستيد و هر چه بيشتر باشد در خواب به صورت استخوان هاي محکم تر مجسم مي شود. (نفايس الفنون) استخوان را (مال حرام) دانسته و ابن سيرين فقط مال شناخته ليکن مجموعا معاش آدمي در خواب به صورت استخوان ظاهر مي شود. يافتن استخوان به دست آوردن مال است. بخصوص اگر گوشي به آن چسبيده باشد. اگر سر سفره نشسته بوديد و کسي قطعه استخواني همراه با گوشت از ظرف خودش برداشت و در بشقاب شما نهاد خواب شما مي گويد بوسيله کسي پولي به دست مي آوريد که تقريبا بدون زحمت و تلاش به چنگ شما مي افتد. داشتن استخوان در جيب، تامين مالي است و اندازه آن به اندازه استخوان مربوط مي شود. بزرگ باشد تامين بيشتر است و کوچک باشد تامين کمتر. دادن استخوان به ديگران گوياي کمک و مساعدت است از سوي شما. اگر شما به کسي استخوان مي دهيد که گوشتي بر آن چسبيده کمک و مساعدت شما سبب مي شود که آن شخص به سود و خير و برکت برسد و چنان چه گيرنده استخوان در خواب ناشناس باشد عمل شما يک کار خير عمومي است. چنانچه در خواب ديديد استخواني در راه افتاده و شما آن را با نوک پا زديد و دور انداختيد موردي پيش مي آيد که منع خير مي کنيد. نه سودي به شما مي رسد و نه راضي مي شويد که ديگران از آن بهره مند شوند. اگردر خواب ببينيد که استخواني چرب است به طوري که دست و انگشتان و آستين شما را آلوده کرد خواب شما مي گويد از طريق غير مجاز نفعي مي بريد که بعد ها و جدانتان احساس ناراحتي مي کند و خودتان رااز انجام آن کار سرزنش مي کنيد. حالا اگر درخواب ديديد که استخوان شما شکسته در امر معاش شما خللي پيش مي آيد. اگر کاسب هستيد به علتي که چندان مهم و زياد نيست ضرر مي کنيد و اگر کارمند و حقوق بگير هستيد از حقوق شما کسر مي شود ولي اگر ديديد که محل شکستگي را بسته و احتمالا گچ گرفته ايد يا چوب نهاده و باند پانسمان کرده ايد براي شما حادثه اي پيش مي آيد که صرفا مالي است و احتمال ضرر و زيان هست که چنانچه هشياري به خرج دهيد ميتوانيد يا آن را جبران کنيد و يا از پذيرفتن زيان برهيد. بستن استخوان ديگران نيکو کاري است که از جانب شما انجام مي گيرد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:55 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
تعبير ديدن آهو در خواب بر چهار وجه است :
زن
کنيز
فرزند
منفعت بردن از زنان
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:53 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
آبشار در خواب سيلي است از حوادث غير مترقبه که قدرتي عظيم پشت آ ن است. حوادثي که واقع مي شوند و بيننده خواب نمي تواند جلوي وقوع آن را بگيرد. هر قدر عظمت و ارتفاع آبشار بيشتر باشد عظمت آن حادثه بيشتر است و نزديکي و دوري ما نيز در خواب نسبت به جا يي که آبشار فرو مي ريزد دوري و نزديکي ما را به حادثه اي که خواب پيش بيني مي کند نشان مي دهد. اگر زير آبشار ايستاده باشيد حادثه با شما ار تباط مستقيم دارد ولي اگر از دور شاهد و ناظر فرو ريختن آن باشيد حادثه به شما مربو ط نمي شود و احتمالا ناظر آن خواهيد بود. اگر آبشاري که در خواب مي بينيم آبي روشن و صاف و زلال داشته باشد حادثه اي که واقع مي شود خير و برکت همراه مي آورد. آب متعفن بيماري است. اگر از ايستادن زير سقوط آب آبشار خوشتان مي آيد و از آن لذت مي بريد در مسير حادثه اي مطلوب قرار مي گيريد و سودي عايدتان مي شود که اين سود از شما نيز مي گذرد و ديگران را متمتع مي سازد ولي اگر فشار آب را با ناراحتي احساس کرديد و در عالم خواب مي خواستيد از زير جريان آب خود را نجات دهيد و کنار برويد نشان آن است که گرفتار رنج و غم مي شويد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:50 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
پيامبر اسلام مى فرمايد:
دخترم فاطمه ، بانوى بانوان اولين و آخرين هر دو جهان است .
فاطمه پاره وجود من است .
فاطمه نور ديدگان من است .
فاطمه ميوه دل من است .
فاطمه روح و جان من است .
فاطمه حوريه اى است ، در چهره انسان .
هنگامى كه او در محراب عبادت ، در برابر پروردگارش مى ايستد، نور وجودش به
فرشتگان آسمان مى درخشد، همان گونه كه ستارگان به زمينيان مى درخشند.
خداى مهربان به فرشتگان مى فرمايد:
هان اى فرشتگان من ! به بنده شايسته ام (فاطمه ) بنگريد! كه در درگاهم قرار
گرفته است و از خوف و وحشت به خود مى لرزد. فاطمه با تمام وجود
مشغول پرستش من است . اينك شما را شاهد مى گيرم شيعيان او را از آتش دوزخ امنيت
بخشيدم .(27
نوشته شده توسط حسن در ساعت 21:30 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
بانوى بانوان فاطمه عليها السلام روزى نزد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و
از برخى مشكلات زندگى شكايت كرد.
پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله لوحى به او داد و فرمود:
دخترم ! آنچه را در لوح نوشته شده بخوان و به خاطر بسپار!
زهرا بر آن نگريست و ديد نوشته شده :
من كان يومن باالله و اليوم الاخر فلا يوذى جاره ، و من كان يومن باالله و اليوم
الاخر فليكرم ضيفه ، و من كان يومن باالله و اليوم الاخر
فليقل خيرا او يسكت .
هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد همسايه خود را نبايد بيازارد و هر كس به خدا و روز
قيامت ايمان دارد بايد مهمانش را احترام كند هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد بايد
سخن حق بگويد يا سكوت كند.(29)
نوشته شده توسط حسن در ساعت 21:28 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
جابربن عبدالله انصارى (صحابه ارزشمند پيامبر) مى گويد:
به امام باقر عليه السلام گفتم :
فدايت شوم ! تقاضا مى كنم حديثى در مورد عظمت مادرت فاطمه برايم بفرماييد كه هر
وقت آن را براى پيروان شما خاندان رسالت باز گفتم ، شاد و خرسند شوند.
امام باقر فرمود:
پدرم از رسول خدا نقل كرد كه پيامبر فرمود:
وقتى كه روز قيامت فرا مى رسد براى پيغمبران الهى منبرهايى از نور نصب مى شود كه
در ميان آنها منبر من بلندترين منبرها خواهد بود. آنگاه خداوند مهربان مى فرمايد:
اى پيامبر برگزيده ام ! سخنرانى كن ! و من آن روز چنان سخنرانى مى كنم كه هيچ كس
حتى پيامبران و سفيران الهى نيز همانند آن را نشنيده باشند.
سپس منبرهايى براى جانشينان پيغمبران نصب مى شود و در ميان آنها منبر جانشين من ((على
)) از همه منبرها بلندتر است آنگاه خداوند به او دستور مى دهد سخنرانى كند و او
سخنرانى مى كند كه هيچ كدام از جانشينان پيغمبران خدا مانند آن را نشنيده باشند.
پس از آن براى فرزندان پيامبران ، منبرهايى از نور نصب مى شود و براى دو فرزندم و
دو گل باغ زندگى من ((حسن و حسين )) منبرى مى گذارند و از آنان درخواست مى شود
سخنرانى كنند و آن دو نور ديده ام سخنرانى خواهند كرد كه هيچ يك از فرزندان پيغمبران
نشنيده اند.
سپس فرشته وحى ، جبرئيل امين ندا مى دهد كه ((فاطمه )) دختر گرامى پيامبر كجاست ؟
آنگاه فاطمه پا مى شود.
از جانب خداوند ندا مى رسد كه اى اهل
محشر! اكنون شكوه و بزرگوارى از آن كيست ؟
پيامبر و اميرالمؤ منين و دو فرزند گرامى شان جواب مى دهند از آن خداى بى همتا.
خداوند مى فرمايد:
اى اهل محشر! من عظمت و بزرگوارى را بر پيامبر برگزيده ام محمد، و بندگان عزيزم
على ، فاطمه ، حسن و حسين قرار دادم .
هان اى اهل محشر!
سرها را به زير آوريد و چشمانتان را بر هم نهيد! اين فاطمه دخت پيامبر است كه به
سوى بهشت گام برمى دارد.
سپس جبرئيل امين شترى از شترهاى بهشت را كه دو سوى آن از انواع زينتهاى بهشتى
آراسته و مهارش از لؤ لؤ تازه و زين آن از مرجان است ، مى آورد، بانوى دو جهان بر آن
شتر سوار مى شود، آنگاه خداوند مهربان دستور مى دهد يكصد هزار فرشته از سمت راست
و يكصد هزار فرشته از سمت چپ فاطمه را همراهى كنند و يكصد هزار فرشته را ماءمور
مى كند كه آن بانو را بر روى بالهاى خويش گرفته و با اين شكوه و
جلال او را به در بهشت برسانند.
هنگامى كه به در بهشت مى رسد، به پشت سر خويش نگاه مى كند، از جانب خداوند ندا مى
رسد:
اى دختر پيامبر محبوب من چرا وارد بهشت نمى شوى ؟
جواب مى دهد:
خداوندا! دوست دارم در چنين روزى مقام و منزلت من به همگان روشن گردد.
ندا مى رسد:
اى دختر حبيب من برگرد به سوى محشر نظاره كن ! هر كس در سويداى قلب او مهر تو
يكى از فرزندان معصوم تو است برگير و او را وارد بهشت ساز.
سپس امام باقر فرمود:
هان اى ((جابر))! به خدا سوگند! كه مادرم فاطمه آن روز شيعيان و دوستان خود را از
ميان مردم جدا مى كند، همانند پرنده اى كه دانه هاى سالم را از ميان دانه هاى فاسد بر مى
چيند. آنگاه پيروانش به همراه آن بانو به سوى بهشت روان مى شوند.
وقتى كه بر در بهشت مى رسند بر دلهايشان الهام مى گردد بايستند و آنها مى ايستند.
در اين وقت از سوى پروردگار ندا مى رسد:
اى دوستان من ! چرا ايستاده ايد شما كه مورد شفاعت فاطمه قرار گرفته ايد.
پاسخ مى دهند:
بار پروردگارا! دوست داريم در اين چنين روزى ارزش بندگى و محبت
اهل بيت رسالت را ببينم و مقام ما شناخته شود.
ندا مى رسد:
دوستان من به سوى صحراى محشر بنگريد! هر كس شماها را به خاطر محبتتان به فاطمه
دوست مى داشت و هر كس در راه محبت شما به فاطمه اطعام و احسان مى كرد و آن كس كه به
خاطر شما به آن بانو، لباس مى پوشانيد و آب گوارا مى داد و هر كس غيبت غيبت كننده
را به خاطر داشتن محبت شما به فاطمه رد مى كرد و از شما دفاع مى نمود... دست همه
آنان را بگيريد و به همراه خود داخل بهشت جاويد بسازيد.(31)
نوشته شده توسط حسن در ساعت 21:26 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
|
مردى از انصار قصد مسافرت داشت . به همسرش گفت : تا من ازمسافرت بر نگشته ام تو نبايد از خانه بيرون بروى . |
نوشته شده توسط حسن در ساعت 17:40 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
|
خداوند به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وحى كرد كه من از جعفر بن ابى طالب به خاطر چهار صفت قدر دانى مى كنم . |
نوشته شده توسط حسن در ساعت 17:39 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
|
مردى به نام (ابو ايوب انصارى ) محضر پيغمبر صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد: |
نوشته شده توسط حسن در ساعت 17:38 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
58 - امام كاظم (ع ) در كاخ هارون
روزى امام موسى بن جعفر عليه السلام را در بغداد به يكى از كاخهاى با شكوه هارون وارد كردند.
هارون كه مست قدرت و سلطنت بود، به كاخ اشاره كرد و گفت :
اين كاخ از آن كيست ؟
- نظر هارون اين بود كه عظمت و جلال خويش را به رخ حضرت بكشد.-
امام با كمال بى اعتنايى به كاخ پرتجمل وى فرمود:
اين خانه ، خانه فاسقان است ؛ همان افرادى كه خداوند درباره آنها مى فرمايد:
به زودى كسانى را كه در روى زمين به ناحق كبر مى ورزند از (درك و فهم ) آيات خود منصرف مى سازم به طورى كه هرگاه آيات الهى ببينند ايمان نمى آورند و اگر راه هدايت و كمال ببينند آن را انتخاب نمى كنند. اما هرگاه راه گمراهى ببينند آن را پيش مى گيرند همه اينها به خاطر آن است كه آنان آيات ما را تكذيب نموده و از آن غفلت كردند.(61) (تو نيز اى هارون از آنان هستى كه در برابر حق تكبر ورزيده و جبهه گرفته اند.) هارون از اين پاسخ سخت ناراحت شد. از امام پرسيد:
پس در واقع اين خانه ، خانه كيست ؟
حضرت فرمود:
اين خانه در حقيقت از آن شيعيان ما است اكنون ديگران (شما) با زور آن را گرفته اند و بر ايشان باعث آزمايش و امتحان است .
هارون گفت :
اگر اين كاخ از آن شيعيان است ، چرا صاحبش آن را از ما نمى گيرد؟
امام فرمود:
اين خانه از صاحب اصليش در حال عمران و آبادى گرفته شده است ، هرگاه توانست آن را آباد كند پس خواهد گرفت ...(62)
نوشته شده توسط حسن در ساعت 17:35 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
7 - دعاهايى كه مستجاب نمى شود
امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
چهار كس دعايشان به اجابت نمى رسد:
1. مردى كه در خانه خود نشسته و مى گويد:
خدايا! به من روزى بده !
خداوند به او مى فرمايد:
آيا به تو دستور ندادم به جستجوى روزى بروى ؟
2. مردى كه درباره زن ناشايست خود نفرين كند.
خداوند به او هم مى فرمايد:
آيا اختيار طلاق او را به تو واگذار نكردم ؟
3. و مردى كه مال خود را در جاهاى بد و اسراف تلف كرده و مى گويد: خدايا! به من روزى بده !
خداوند به او نيز مى فرمايد:
آيا به تو دستور ميانه روى ندادم ؟ آيا به تو دستور ندادم ، مالت را اصلاح كن و در موارد بد مصرف منما؟
چنانچه در قرآن مى فرمايد:
كسانى كه چون خرج كنند نه اسراف و نه بر خود تنگ گرفته ، بخل ورزند و ميان اين دو صفت ، معتدل و ميانه رو هستند.
4. مردى كه بدون شاهد و گواه و سند به ديگرى وام دهد. (سپس بدهكار انكار نمايد) براى دريافت حق خود از خدا كمك بخواهد.
به او نيز مى فرمايد:
آيا به تو دستور ندادم كه هنگام وام دادن شاهد بگيرى ؟(60)
نوشته شده توسط حسن در ساعت 17:34 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
كيفر پدركشى
متوكل از پست ترين خلفاء بنى عباس بود. وى تنها خليفه اى است كه به حضرت زهرا توهين كرده و انگيزه قتل وى نيز همين مطلب شده است .
منتصر از پدرش متوكل شنيد كه حضرت فاطمه زهرا را دشنام مى دهد و ناسزا مى گويد. از دانشمندى (امام ) پرسيد:
كيفر كسى كه به حضرت فاطمه عليهاالسلام دشنام مى دهد چيست ؟
دانشمند جواب داد:
كشتن چنين فردى واجب است . ولى بدان كه هركس پدرش را بكشد عمرش كوتاه خواهد شد.
منتصر گفت :
من از كوتاهى عمرم كه در راه اطاعت و فرمان بردارى خدا باشد باكى ندارم .
به دنبال آن منتصر پدرش را كشت و پس از آن بيشتر از هفت ماه ، زنده نماند.(93)
نوشته شده توسط حسن در ساعت 17:32 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
يا ايهاالذين آمنوا لاتبطلوا صدقاتكم بالمن والاذى .
اى كسانى كه ايمان آورديد كارهاى نيك خود را با منت و آزار تباه مكنيد(224).
و امام پارسايان و موحدان على اميرمؤمنان مى فرمايد:
فان المن يبطل الاحسان .
همانا منت احسان را باطل مى كند.
و در سفارش امور حكومتى به مالك اشتر چنين مى فرمايد كه :
اياك والمن على رعيتك باحسانك : بپرهيز از منت گذاردن بر مردم به سبب نيكى كردنت (225).
و در همين راستاست كه امام نهم شيعيان جهان مى فرمايد ترك منت گذاردن زينت احسان است .
والخشوع زينة الصلاة .
و خشوع زينت نماز است .
نماز اين اقيانوس بيكران فضيلت ، عبوديت و معنويت در ساختار احكام اسلام از اهميت بسيار زيادى برخوردار است بطوريكه در قرآن كريم از علائم بسيار ايمان شمرده شده و واجب بر عموم مسلمين معرفى شده است و آنگاه كه قرآن كريم مشخصات بارز جامعه اسلامى و حكمرانان مؤمن را بيان مى فرمايد نماز چنين جلوه كرده است كه : الذين ان مكناهم فى الارض اقامواالصلوة
مؤمنان واقعى كسانى هستند كه اگر آنانرا در روى زمين متمكن سازيم نماز را برپاى مى دارند(226).
و فلسسفه خلقت ، خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله و سلم راجع به جايگاه نماز در دين مبين اسلام چنين مى فرمايد:
لكل شى ء وجه و وجه دينكم الصلاة فلا يشينن احدكم وجه دينه : هر چيزى چهره اى دارد و صورت دين شما نماز است پس مبادا يكى از شما چهره دينش را معيوب نمايد.
و نيز فرمودند كه :
ليس منى من استخف بصلاته لايرد على الحوض لاوالله .
كسى كه نمازش را سبك بشمارد از من نيست بخدا سوگند به محضر من در حوض وارد نمى شود( از شفاعت من برخوردار نمى گردد)
و حضرت على عليه السلام آن خانه زاد خدا و اولين شهيد محراب در تاريخ اسلام راجع به نماز چنين فرمود كه :
قال عليه السلام الفضايل اربعة اجناس احدها الحكمة و قوامها فى الكفره و الثانى العفة و قوامها فى الشهوة والثالث القوة و قوامها فى الغضب والرابع العدل و قوامه فى اعتدال قوى النفس (227) فضايل داراى چهار جنس هستند يكى از آنها عقل و خرد است و نيروى آن در انديشه و فكر است و دومى پاكدامنى است و نيروى آن در خواستن است و سوم غلبه و توانايى است و نيروى آن در غضب است و چهارم عدل است و نيروى آن در درستى نيروهاى روح آدمى است .
47 - اقصد العلماء للمحجه الممسك عند الشبهه والجدل يورث الريا و من اخطا وجوه خذلته الحيل و الطامع فى وثاق الذل و من احب البقاء فليعد للبلاء .
ميانه روترين دانشمندان در استدلال كسى است كه هنگام شبهه خوددارى نمايد و مناقشه در بحث موجب ريا مى شود و كسى كه در اطراف مطالب خطا نمايد حيله ها او را خوار مى نمايد. و فرد آزمند و حريص پايبند ذلت و خوارى است و هركس بقاء را دوست بدارد پس بايد براى بلا خود را آماده سازد.
48 - لايطولن عليكم الامل فتقسوا قلوبكم .
آرزوهاى خود را دراز نكنيد كه در اينصورت دلهاى شما سخت و سياه مى گردد.
49 - ديدار از برادران دينى يك نوع مصونيت و مايه بارورى عقل است هرچند كه زمان آن كم باشد(228).
50 - على بن مهزيار مى گويد ابوالحسن بن حصين به اتفاق من براى ابوجعفر دوم (امام جواد عليه السلام ) نوشتيم : فدايت شويم دوستان شما در مورد نماز صبح اختلاف نظر دارند برخى نماز صبح را تا هنگام طلوع فجر اول در آسمان مى خوانند و بعضى ديگر تا هنگامى نماز مى خوانند كه در پايين قسمت افق نمايان گردد و ما نمى دانيم كداميك از اين وقت نماز را برايمان بيان فرمائيد و با ماه و سپيده در سرخى خود معين فرمائيد و بفرماييد كه به هنگام ابرى بودن چه بايد كرد و در سفر و حضر چگونه بايد نماز خواند. حضرت با خط خود نوشتند:
الفجر - يرحمك الله - هو الخيط الابيض المعترض ليس هوالابيض صعداء فلا تصل فى سفر ولاحضر حتى تتبينه فان الله تبارك و تعالى لم يجعل خلقه فى شبهه من هذا ((كلوا و اشرلوا حتى يتبين لكم الخيط الابيض من الخيط الاسود من الفجر (229).
فالخيط الابيض هو المعترض الذى يحرم به الاكل و الشرب فى الصوم و كذلك هوالذى توجب به الصلاة :
خداى رحمت كند سپيده ، نخ سپيد نمايان است و نه آن سپيدى كه گسترده مى شود و در سفر و حضر تنها زمانى نماز بخوان كه آنرا دريابى كه خداى تبارك و تعالى ، خلق خود را در شبهه قرار نداده و در اين باره فرموده :
((بخوريد و بياشاميد تا هنگامى كه نخ سپيد از نخ سياه در سپيده برايتان از همه تمييز داده شود)) بنابراين ملاك سرزدن سپيده ، مشخص شدن نخ سپيد است و در همين حد است كه در روزه گرفتن ، خوردن و نوشيدن حرام مى شود و در همين فاصله بايد نماز را به جاى آورد(230).
51 - على بن مهزيار از يحيى بن ابى عمران همدانى روايت كرده مى گويد: براى امام جواد عليه السلام نوشتم : فدايت گردم درباره فردى كه در نماز خود تنها سوره فاتحة الكتاب را با بسم الله الرحمن الرحيم آغاز و در سوره هاى ديگر بسم الله الرحمن الرحيم نگويد چه مى فرمائيد: عباسى در اين باره مى گويد: اشكالى ندارد.
حضرت با خط خود در پاسخ نوشتند:
به كورى چشم عباسى ، بايد نمازش را تكرار كند(231).
قابل يادآورى است كه اين عباسى ، هشام ابن ابراهيم عباسى است كه باحضرت رضا و حضرت جواد عليهماالسلام سر ستيزه و عناد داشت و سعى مى كرد در فتواهاى خودش با ايند و امام معصوم مخالفت نمايد.
52 - على بن مهزيار نقل ميكند كه على بن اسباط نامه اى به امام جواد عليه السلام نوشت در مورد دخترانش و اينكه كسى مانند او را براى آن ها سراغ ندارد امام نهم به ايشان نوشتند كه :
فهمت ما ذكرت من امر بنائك و انك لاتجد احدا مثلك فلا تنظر فى ذلك رحمك الله فان رسول الله صلى الله عليه و آله قال : اذا جاءكم من ترضون خلقه و دينه فزوجوه الا تفعلوه تكن فتنة فى الارض و فساد كبير(232) .
دانستم كه در مورد دخترانت چه مى گويى و كسى مانند خود را براى آنها سراغ ندارى خدايت رحمت كند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در اين مورد فرمود:
هرگاه كسى به خواستگارى دختران شما آمد كه از اخلاق و دينش راضى بوديد به او زن بدهيد كه اگر چنين نكنيد فتنه و فساد بزرگى روى زمين بوجود مى آيد.
اينك بخاطر اهميت موضوع و باتوجه به اينكه جمعيت اين مملكت آقا امام زمان عجل الله فرجه الشريف يك جمعيت كاملا جوان است و دشمنان اسلام و قرآن و فرهنگ غنى اسلام و ايران عزيز از ديرباز جهت تباه كردن نسل جوان اين ملت فهيم برنامه ريزى كرده و مى كند و اين جنگ تمام عيار امروزه با در اختيار داشتن ماهواره هاى بسيار مدرن و بكارگيرى امواج صدا و سيما و تسخير رسانه هاى گروهى هر لحظه به رنگى جلوه كرده و ابعاد خطرناكى يافته است .
جهت رويارويى با اين خطر چند راه حل اساسى وجود دارد و از جمله بهترين آنها تسهيل امر ازدواج مى باشد كه جهت ياد آورى به خواننده محترم شيفته فرهنگ انسان ساز اسلام ناب گلچينى از احاديث معصومين صلوات الله عليهم اجمعين تقديم مى گردد.
اسلام ازدواج را سنت نبوى معرفى مى كند و رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايند: ما بنى نباءفى الاسلام حب الى الله عزوجل من التزويج
و در اسلام بنائى محبوبتر از ازدواج درنزد خداوند عزوجل نهاده نشد(233).
و به همين دليل شفاعت و واسطه شدن در امر ازدواج از جمله كارهاى نيك مسلمين شمرده شده و امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايند:
من زوج اعزبا ممن ينظر الله اليه يوم القيامة .
كسى كه زن دهد مجردى را از اين فرد از آن كسانى است كه خداوند در روز قيامت به او نظر رحمت مى اندازد(234).
ازدواج از چنان منزلتى برخوردار شده كه عامل تكميل ايمان و زياد شدن ثواب اعمال عبادى محسوب شده است .
ليكن يك واقعيت تلخ را بايد بپذيريم و آن اينكه در حال حاضر ما و اكثريت افراد جامعه از فرهنگ و ارزشهاى اصيل اسلام ناب محدى صلى الله عليه و آله و سلم فاصله گرفته ايم كه به عنوان مثال يك عنصر ازرشى اسلام را مورد بحث قرار مى دهيم :
برترين زنان امت اسلام كيست ؟
رسول گرامى اسلام در اين باره مى فرمايند:
افضل نساءامتى اصحبهن وجها و اقلهن مهرا .
برترين زنان امت من كسى است كه چهره اش درخشان و مهريه اش كمتر باشد(235).
و حال آنكه در جامعه ما با نهادهاى مختلف كه متاءسفانه روز به روز هم سير صعودى دارد هزينه ازدواج و ميزان مهريه همگام با توقعات سيرى ناپذير رفته رفته سن ازدواج را بالا مى برد و از اين امر مقدس غولى در ذهن جوانان ترسيم مى نمايد و اگر به اين معضل دامهاى نهاده در برابر سرمايه هاى امت اسلام و نسل جوان كشور را اضافه نمائيم بطور قطع احتمال خطرپذيرى جوانان بالاتر خواهد رفت اميد است كه سخنوران و هنرمندان و اهل قلم هر فرديكه به نوعى از نفوذ كلام خدادادى برخوردار هست در تبيين معضل مذكور و تشريح عواقب خطرناك آن بكوشند و در احياى اين ارزش اسلام عزيز سهيم باشند انشاءالله .
اينك براى آنكه خواننده عزيز ميزان فاصله بوجود آمده بين ما و فرهنگ حاكم در عصر رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را به آسانى تصور نمايند نمونه اى از ازدواجهاى آسان صدر اسلام ذكر مى شود: روزى پيامبر آمدند ديدند جويبر - كه مسلمانى سياهپوست ، فقير و از اصحاب صفه بود و با چند نفر از فقيران در ايوان مسجد زندگى مى كرد سر به زانوان گذاشته و اندوهگين است . فرمودند جويبر زن مى خواهى ؟
عرض كرد يا رسول الله چه كسى به من زن مى دهد؟!
فرمودند: بلند شو برو در خانه زيادبن زبير و بگو پيامبر گفت كه فاطمه ات را به من بده .
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:10 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
من توضع الله رفع الله :
هر كس براى خدا تواضع كند خداوند رتبه او را رفيع و والا مى گرداند(208).
حال كه گوشه اى از منزلت و جايگاه برتر تواضع در ساختار شخصيت معنوى انسان معلوم شد مى توان بخشى از مضمون بس والاى كلام نغز حضرت جواد الائمه عليه السلام را تصور كرد كه فرمود فروتنى زينت شخصيت اكستابى است . خوشا به حال آنانكه اين سيره حسنه پيامبر رحمت و امام پارسايان عليهماالسلام رااخذ و از طريق تواضع به خدا رفعت معنوى در آسمان فضيلت را از آن خود نمايند.
والفصاحة زينة الكلام
كلام وسيله ارتباط بيانگر شخصيت و ترجمان دل انسان است ، انسانها از طريق كلام به مفاهيم مورد نظر فرد مقابل پى برده و در برخى موارد ابعادى از شخصيت او را نيز مى شناسد. روى همين مبنا حكما گفته اند كه شخصيت انسان در زير زبان او نهفته است و
| تا مرد سخن نگفته باشد |
| عيب و هنرش نهفته باشد |
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:8 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
46 - العاف زينة و الشكر زينة الغنى و البصر زينة البلا و التواضع زينة الحسب ، و الفصاحة زينه الكلام و العدل زينة الايمان ، السكينة زينة العباده و الحفظ زينة الراويه و خفض الجناح زينة العلم و حسن الادب زينة العقل و بسط الوجه زينة الحلم و الايثار زينة الزهد و بذل المحمود زينة النفس و كثرة الكباء زينة الخوف و التقلل زينة القناعة و ترك المنه زينة المعروف و الخشوع زينة الصلاة و ترك مالا يعنى زينة الورع .
پاكدامنى زينت فقر، سپاسگزارى ، زينت توانگرى ، شكيبائى ، زينت بلا و مصيبت ، فروتنى زينت شخصيت اكتسابى ، فصاحت زينت سخنورى ، دادگرى زينت ايمان ، آرامش زينت عبادت ، حافظه قوى زينت نقل قول ، فروتنى زينت دانش ، ادب نيكو زينت عقل ، پارسائى ، احسان بر فقرا زينت نفس ، زيادى گريه زينت خوف ، سازگارى با ندارى زينت قناعت ، ترك منت زينت احسان و نيكى ، خشوع زينت نماز و فروگذاشتن آنچه به انسان مربوط نيست زينت پارسائى است (192).
تعاهدوا امر الصلوة وحافظوا عليها و استكثروا منا و تقربوا بها فانها كانت على المؤمنين كتابا موقوتا الا تسمعون الى جواب اهل النار حين سئلوا: (ماسلككم فى سقر قالوا لم نك من المصلين وانها لتحت الذنوب حت الورق و تطلقها اطلاق الربق و...
مراعات كنيد امر نماز را و بر آن محافظت كنيد و زياد به جاى آوريد از آن و بواسطه نماز به خدا تقرب جوئيد زيرا آن بر مؤمنين واجب است ، آيا نمى شنويد پاسخ اهل دوزخ را زمانيكه پرسيده شوند چه چيز شما را در آتش داخل كرد؟ گويند از نمازگزاران نبوديم و براستيكه نماز گناهان را مى ريزد مانند ريختن برگ و باز مى كند زنجيرهاى گناه را همچون باز كردن زنجير از گردن حيوان و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تشبيه كرد آنرا به چشمه آب گرم كه بر در مرد باشد و او در شبانه روز پنج بار در آن شستشو نمايد پس معلوم نيست كه بر بدن او چرك بماند و...(193).
اين واجب خطير شرعى گاه عرصه عروج عارفان و زمانى مظهر تجلى عظمت وحدت مسلمين در صفوف جماعت و نمازهاى عبادى سياسى جمعه است و محبوب اولياى الهى كه هركس به اندازه معرفت خويش از اين بحر مواج بهره مند مى شود.
و در اين فراز از حديث زينت امام نهم حضرت جوادالائمه عليه السلام خشوع را زينت نماز اين ركن اساسى دين معاد و معاش يعنى اسلام عزيز معرفى مى فرمايد.
وترك مالا يعنى زينة الورع .
و فروگذاشتن آنچه به انسان مربوط نيست زينت پارسائى است .
ورع يكى از كمالات بسيار ارجمندى است كه بزرگان دين در سفارش بدان اصرار بسيار زيادى دارند و بااوصاف و تعابير گوناگونى از آن سخن به ميان مى آورند كه احاديث الگوى كامل ورع ، اول مرد مسلمان ، قهرمان و شير بيشه توحيد حضرت على عليه السلام نمونه هايى از آن تعابير لطيف است .
گاهى آن حضرت همنشينى و الفت با اهل ورع را مدنظر قرار داده و چنين فرموده كه :
والصق باهل الورع .
خود را به پرهيزكاران بچسبان (194).
و زمانى آثار ورع را مورد اشاره قرار مى دهد و مى فرمايدئ كه :
ولا معقل احسن من الورع .
پناهگاهى بهتر از پارسايى نيست (195).
و در قسمت پايانى حديث بلند حضرت جواد عليه السلام فروگذاشتن كارهايى كه به انسان ارتباطى ندارد و زينت ورع و فرمولى براى تكميل كردن اين ورع و كارآمدى بيش از پيش اين سپر و پناهگاه ، فضايل اخلاقى معرفى شده است .
توضيح حديث شريف :
اسلام آئين معاد ومعاش بر مبناى فطرت و خرد و جوابگوى كليه نيازها، تمايلات و خواسته هاى فطرى بشر بوده و هست .
يكى از تمايلات فطرى انسان زيبادوستى و زينت گرائى است ، اين ميل مطابق با سرشت ، در برنامه هاى اسلام عزيز، فروگذار و مورد غفلت واقع نشده است ، هم در معجزه جاويد پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم يعنى قرآن مجيد و هم كلام معصومين عليهم السلام اين مفسران حقيقى قرآن و راسخان در علم به موضوع زينت توجه شايانى شده است .
در قرآن كريم گاهى مناظر زيباى روى زمين مورد اشاره واقع شده كه :
انا جعلنا ما على الارض زينة لها (196).
آنچه در روى زمين است ما آن را زينت زمين قرار داديم - نه زينت شما -
گاهى به منظره هاى دلرباى آسمانى اشاره شده كه :
انا زينا السماء الدنيا بزينة الكواكب (197).
ما آسمان دنيا را با زينت ستارگان آراستيم .
وگاهى به ناپايدارى اين زيورهاى دنيوى اشاره شده كه :
حتى اذخذت الارض زخرفها وازينت وظن اهلها انهم قادرون عليها آتيها امرنا ليلا و نهارا
وقتى زمين زينت خود را گرفت و متزين شد و اهل زمين كه داراى اين باغ و بوستانند بخاطر اين كه متمكن و چيزدار هستند، خيال كردند كارى از آن ها ساخته است در همين مقطع ، فرمان ما شبانه يا روزانه فرا مى رسد.
فجعلناها حصيدا كاءن لم تغن بالامس ما اين بستانهاى سرسبز و خرم را آنچنان درو پژمرده مى كنيم كه گويا ديروز در اين جا باغى نبوده است (198).
ليكن در كتاب هدايت بشر و معجزه جاويد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم هيچكدام از اين زيورهاى ناپايدار زينت انسان معرفى نشده ، بلكه اينها زينت زمين يا آسمان هستند و براى زينت انسان عنصرى خطير و اكسيرى بسيار گرانبها تحت عنوان لطيف ((ايمان )) معرفى شده ، آنجا كه مى فرمايد:
ولكن الله حبب اليكم الايمان و زينة فى قلوبكم (199).
خدايا باور به مبداء، معاد، وحى و نبوت را محبوب انسان قرار داد و با اكسير ايمان جان آدمى را آراست و موضوع بسيار مهم دل بستن به قدرت لايزال الهى و دل كندن از غير خدا را زيور انسان خواند و در اين كلام نغز نكته هاى فراوانى نهفته است ، از جمله اينكه اى انسان كه لايق مقام رفيع خليفة اللهى هستى زيور تو: ماشين مدل بالاى تيزرو، انگشتر گرانقيمت ، خانه وسيع مملو از فرش و ظرف و آراسته با سنگهاى قيمتى ، درجه نظامى ارشد، گروه ممتاز ادارى ، لباس گرانبها، حساب بانكى سرشار از اعتبار و بالاخره شهرت اجتماعى و... نيست بلكه زيور جان ارزشمند شما ايمان و معنويت است و امتيازات ناشى از ايمان و علو رتبه چنانچه در كلام بلند و دلرباى بزرگ معمار اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله وسلم به اميرمؤ منان و امام پارسايان على عليه السلام چنين آمده كه :
يا على ان الله قد زينك بزينة لم يزين به احدا .
يا على خداوند ترا با زينتى آراسته كه احدى را نياراسته است .
زيرا كه تو در دلهاى پاكان محبوبى و دلهاى پاك مهر تو را مى پذيرد چونكه تو هم خود آراسته اى و هم زينت دلهاى پاك مؤمنين خواهى بود(200).
حال برمى گرديم به كلام بسيار والاى نهمين مهر سپهر امامت حضرت جواد الائمه عليه السلام كه به تفصيل راجع به اين ميل فطرى بشر و نحوه تحقق آن در فضايل اخلاقى و اسباب زيور جان و روان آدمى سخن گفته و روح انسانهاى شيفته كمالات شايسته انسانى را سيراب كرده است .
و امام جواد عليه السلام مى فرمايد:
العاف زينة الفقر: پاكدامنى زينت فقر است .
در قاموس تربيتى فرهنگ والاى اهل بيت عصمت و طهارت عفاف از منزلت بس بالايى برخوردار است ، چنانكه على عليه السلام مى فرمايد:
افضل العبادة العفاف :
برترين عبادت پاكدامنى است (201).
لكن متاءسفانه در اغلب موارد فقر سرآغاز معاصى را يا همراه با معاصى است . چنانچه مشهور است كه : كادالفقر ان يكون كفرا به همين جهت حفظ عفاف و وارستگى در حال فقر داراى ارج والايى است زيرا در روايات وارد شده كه فقراى عفيف و پاكان بى چيز قبل از شهدا وارد بهشت مى شوند و در جواب سؤ ال شهدا كه بار خدايا ما در راه حفظ دينت از سر و جان گذشتيم و سرمايه جوانى را صرف كرديم . پس اينان كيستند كه قبل از ما به بزم بهشت راه يافتند جواب آيد آرى چنين است كه مى گوييد لكن آن يكبار بيش نبود ولى اينها فقرائى هستند كه روزى چند بار در آتش فقر سوختند وليكن خود را به گناه و خيانت آلوده نكردند.
و لذا حضرت جواد عليه السلام در مقام شمارش زيورهاى جان و روان ابتدا عفاف را زينت فقر معرفى مى كنند.
الشكر زينة الغنى :
سپاسگزارى زينت توانگرى است .
| شكر نعمت نعمتت افزون كند |
| كفر نعمت از كفت بيرون كند |
| هر كه در اين بزم مقربتر است |
| جام بلا بيشترش مى دهند |
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:7 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
6 - المؤمن يحتاج الى ثلاث خصال : توفيق من الله و واعظ من نفسه و قبول ممن ينصحه .
مؤمن به سه خصلت نيازمند است : توفيق الهى و واعظ درونى (وجدان بيدار و متنبه شدن در قبال اندرزهاى نفس لوامه ) و نصيحت پذيرى از كسى كه او را از روى خيرخواهى اندرز مى دهد(132).
اينجا مناسب است جمله اى پيرامون جايگاه توفيق در سرنوشت انسان از كلام دلرباى مقتداى بى همتاى مؤمنان و امير بيان على عليه السلام اشاره شود آن حضرت فرمود: ولاقائد خير من التوفيق رهبرى بهتر از توفيق وجود ندارد(133).
7 - انه من وثق بالله اراه السرور... والثقة بالله حصن لايتحصن فيه الاالمؤمن .
هركس به خداوند اعتماد كند، رب العالمين سرور و شادابى را به او مينماياند، اميدوارى و اعتماد به خدا دژى است كه در آن دژ پناه نمى برد مگر مؤمن (134).
انسان به اميد زنده است و نقش اميد در كردار و سرنوشت انسان غير قابل انكار مى باشد. به همين دليل علماى تربيتى همواره بر تقويت نخل اميد در ساختار شخصيت انسان اصرار داشته و دارند، در همين راستا آئين معاد و معاش ، مكتب بى نظير انسان سازى اسلام از هر فرصتى براى ايجاد و تقويت نور اميد در قلب بشر شود مى جويد تا آنجا كه وقتى فهرست گناهان كبيره را ترسيم مى نمايد قنوط و نااميدى از رحمت الهى را در راءس همه گناهان غيرقابل بخشش قرار مى دهد با آرزوى آن كه عموم شيفتگان ولايت در اين دژ مستحكم پناه برند و آمال خويش و امت اسلام را محقق ساخته ، نور اميد در قلوب سرشار از ايمان مؤمنين را بارور نمايند.
در ادامه اين بحث براى روشن شدن نقش خطير اعتماد، حسن ظن و اميد به خداى رحمان آفات ياءس و نوميدى از رحمت الهى را بصورت خيلى مختصر بيان مى كنيم تا از باب تعرف الاشياء باضدادها گوشه اى از موضوع برايمان معلوم شود.
اولا : اين امر خالق هست كه : ياعبادى الذين اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمت الله .
يعنى اى بندگان من كه بر خويشتن ستم روا داشته و اسراف كرده ايد ازرحمت خدا نااميد نشويد چرا كه :
ان الله يغفرالذنوب جميعا وانه هوالغفور الرحيم .
همانا خداوند همه گناهان را مى بخشد و همانا اوست بسيار آمرزنده مهربان (135).
و در آيه كريمه اى ديگر چنين مى فرمايد:
و من يقنط من رحمة ربه الاالضالون .
كيست كه از رحمت خدا نوميد شود مگر گمراهان (136).
و در آيه اى ديگر نوميدى از رحمت حق را موجب كفر معرفى فرموده اند: لايباءس من روح الله الاالقوم الكافرين : از روح (رحمت خداوند نوميد نمى شود مگر كافران (137).
همين موضوع باعث شد اميرمؤمنان در جواب آن مردى كه در اثر گناهان از رحمت حق نوميد شده و نااميدى خود را ابراز مى كرد چنين فرمودند: كه اى مرد، نااميدى تو از رحمت خدا بدتر است از گناهى كه كرده اى .
نقل شده است كه روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: اگر بدانيد آنچه را كه من مى دانم كم خواهيد خنديد وبسيار خواهيد گريست و به بيابانها و صحراها بيرون خواهيد رفت و بر سينه هاى خود خواهيد زد و به پروردگار خود پناه خواهيد برد پس جبرئيل نازل شد و گفت پروردگار مى فرمايد:
بندگان مرا از من نااميد مكن (138).
البته بايد توجه داشت كه اميد و نوميدى شمشير دو دم است و در كاربرد آن بايستى از هرگونه افراط وتفريط اجتناب كرد چرا كه از يكسو اگر انسان به چيزى اميدوار نباشد او را دوست نداشته و بدان عشق نمى ورزد و از سوى ديگر اميد بيش از حد به رحمت الهى ميتواند سرآغاز آفاتى چون تسويف و تعليل در توبه و خداى ناكرده اصرار درگناه و پرده درى شود.
خدايا ترا به فضل و كرم خويش و جود امام جوادمان سوگند مى دهيم كه همواره نور اميد را در قلوبمان فروزان كن و از عزت بندگيت عزيزمان بفرما.
8 - و من توكل على الله كفاه الامور و التوكل على الله نجاة من كل سوء و حرز من كل عدو .
و هركس كه به خدا توكل نمايد خداوند كارهايش را كفايت مى كند و توكل برخدا مايه نجات از هر بدى و ايمنى از هر دشمن است (139).
بدان اى عزيز كه توكل نشانه قوت اعتقاد فرد و داراى درجات ومراتبى هست . حداقل مراتب توكل اين است كه ميزان اطمينان او در حق خداوند به هنگام واگذارى امورش مثل اعتماد به وكيل كردن يكى از همنوعان خودش باشد. اين مرحله منافاتى با سعى و تدبير فردتوكل كننده ندارد، چنانكه موكل تلاش خود را مى كند و از وكيل هم بهره مند مى شود.
مرحله دوم از درجات توكل اين است كه حال متوكل با خدا همچون حال طفل با مادرش هست كه جز به مادر اعتماد ندارد و در اين مرحله انسان با دعا و تضرع به خدا پناه برده و امورش را به حضرت حق واگذار مى كند.
مرحله سوم : كامتلرين درجات توكل است كه فرد خود را كاملا تسليم خدا كرده و جز خدا به كس ياچيزى حتى حجاب نور، دل نمى بندد كه نمونه كامل آنرا در حالات ابراهيم خليل الرحمان عليه السلام به هنگام پرتاب به سوى آتش مى تواند ديد كه با نهايت اطمينان به حضرت حق نه تنها به همه اسباب مساعدت نه مى گويد بلكه از طرح سؤ ال و خواست خود نيز امتناع مى ورزد با اين استدلال كه با علم خدا به من ديگر سؤ ال و خواسته اى لازم نيست هرچه او مصلحت بيند همان خير و فلاح است .
اينك ملاك ومعيارى بر حصول توكل ذكر مى شود و آن اين است كه فرد نايل به مقام توكل هيچگاه مضطرب و بى تاب نمى شود و پس از آنكه تلاش ميسور و مقدور خود را در طبق اخلاص گذاشت ديگر نگران آينده كار نمى شود و مانسل انقلاب در حالات گوناگون امام شهيدان و منادى و احياگر اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله در عصر جاويد خمينى بزرگ تجلى مقام توكل را به طور واضح ديديم كه يكى از بهترين منظره هاى آن در جواب به سوال خبرنگار كه پس از سالهاى ممتادى تبعيد، ظفرمندانه وارد ايران اسلامى مى شويد چه احساسى داريد فرمود: هيچ يعنى من ماءمور به تكليفم و نه نتيجه خدايا ترا به صدق و صفاى روح خدا درعصرمان ما را به مقام توكل نايل فرما.
9) والذين عز و العلم كنز والصمت نور :
دين مايه عزت است و علم گنجينه و سكوت نور است (140).
بدون شك برنامه هاى عبادى ، اخلاقى ، اجتماعى و سياسى دينى عزت و سربلندى انسان را همراه دارد و انسان سراپا نياز را تا بدان حد تعالى مى دهد كه خالق صمد و بى نياز عالم مشترى او مى شود آنهم بابهاى جنت و رضوان الهى و چه عزتى از اين برتر؟
علم گنجينه است : در شرح و توضيح اين كلام محتواى حضرت جواد عليه السلام يادآورى چند نكته مفيد به نظر مى آيد.
علم داراى ارزش ذاتى است و اسلام علم را عامل احياى نفوس مى داند و اين تعبير شيواى امير بيان دليل اين مدعاست كه :
العلم محيى النفس .
دانش واقعى زنده كننده نفس و روح آدمى است (141).
در كلام جاويد بزرگ استاد دانشگاه هدايت حضرت خاتم انبيا محمد مصطفى صلى الله عليه و آله وسلم راجع به علم و جايگاه آن تعبيرى شيرين به شرح ذيل آمده است :
العلم نور يقذفه الله فى قلوب من يشاء .
علم نورى است كه خداوند در دل هر كه بخواهد مى اكفند(142).
دركلام اميرمؤمنان على عليه السلام : علم چراغ عقل و روشن كننده خرد است اصلا در جمله ميتوان گفت كه روح اسلام با جهل ناسازگارى دارد چرا كه بدون رشد فكرى و فرهنگى و آشنايى عميق با حقايق ، قدر و منزلت اسلام ناشناخته مانده و در ميان پيروان اسلام ناچيز جلوه مى كند.
به همين دليل علم و عالم در فرهنگ والاى دين مبين اسلام ارجمند هستند تا آن حد كه پاداش عالم از روزه دار شب زنده دارى كه در راه خدا جهاد كند بيشتر است (143) و اگر اين علم با زيور حلم و خويشتندارى و وقار و تواضع و انس و سازگارى با مردم آراسته شود اكسير حيات و مايه نجات از هر مهلكه است .
على عليه السلام در يك تقسيم بندى كلى چنين مى فرمايد: دانشمندان دو دسته اند: دسته اول : دانشمندى كه به علم خويش عمل مى كند و رستگار مى شود.
دسته دوم : دانشمندى كه به علم خود عمل نمى كند و هلاك مى گردد(144).
و در تعابير نغز سنت كه دريايى بيكران از معارف و حكم نجاتبخش هست آثارى بس خطير براى علم واقعى ذكر شده است كه نمونه هايى از آن مضامين بلندرا تقديم مى داريم :
1 - كسى كه بر رشد عملى او اضافه شود لكن بر زهدش نسبت به دنيا افزوده نگردد جز بر دورى او از خدا اضافه نمى شود( پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله )(145).
2 - علم به فراگيرى نيست ، بلكه آن نورى است كه خداى متعال در دل هر كه بخواهد هدايتش كند، قرار ميدهد. پس اگر خواستى دانش به دست آورى در درجه اول حقيقت بندگى را در قلبت فراهم كن و علم رابراى عمل به آن فرا بگير و از خدا بخواه كه توفيق فهم آنرا به تو بدهد(146) (حضرت امام صادق عليه السلام )
3 - غايت علم خوف از خداوند سبحان و ميوه علم اخلاص عمل است (حضرت على عليه السلام )(147).
4 - خشيت ميراث دانش است و علم شعاع معرفت وقلب ايمان است و هر كه از خشيت محروم باشد عالم نيست هر چند در متشابهات علم به موشكافى بپردازد خداوند متعال مى فرمايد تنها دانشمندان از بندگان خدا هستند كه از او مى هراسند(148).
(حضرت امام صادق عليه السلام )
قابل ذكر است با همه ارج و منزلتى كه اسلام به علم و عالم قائل است ، ليكن مابين علم ممدوح اسلام و عمل يك رابطه و پيوستگى خاصى وجود دارد.
هرچند آنانكه نمى دانند با فرد دانا برابر نيستند ولى پيامبر گرامى اسلام مى فرمايد: كل علم و بال على صاحبه الامن عمل به (149).
هر عملى و بال صاحب خويش است ، مگر كسى كه به دانش خود عمل نمايد و عمل به علم علاوه بر پاداش اخروى به عالم ، عامل بس مؤثر در رشد عملى اوست براى تاءييد اين مدعا، شكافنده علوم نبوى و پنجمين ستاره تابناك آسمان امامت در اين زمينه مى فرمايد: ((من عمل بما يعلم علمه مالم يعلم :
هر كس به آنچه ميداند عمل نمايد خداوند آنچه را كه نمى داند به او ياد ميدهد(150).
امام جواد عليه السلام در آخرين قسمت اين فراز فرمودند: ((الصمت نور)) سكوت و خاموشى نور است . براى دريافت بخشى از اين سخن بلند و سرشار از حكمت وقتى به فرهنگ اهل بيت عليه السلام مراجعه مى كنيم مى بينيم زمانيكه از علامات مؤمن سخن به ميان مى آيد كثرت خموشى و سكوت و اينكه با سكوتش اندوهگين نمى شود(151).از جمله نشانه هاى بارز است و هيبت و بزرگى ثمره زيادى سكوت است و تدارك آنچه به سبب خاموشى از آن كوتاهى شده آسانتر است از آنچه به واسطه صحبت از دست رفته است و در تعبير كلام نبوى سكوت مايه نجات معرفى شده است .
با در نظر گرفتن اين مختصر از معارف روائى و توجه به سيره عملى اصحاب در نحوه مواظبت از زبان و تمرين سكوت مى توان به اهميت موضوع پى برد و بعد از اينكه آمار گناهان زبان را تصور نمائيم ما نيز اين كلام حضرت جوادالائمه عليه السلام را از جان و دل تكرار خواهيم كرد كه سكوت نور است و مايه بركت .
10 - ((غاية الزهد الورع )).
هدف و سرانجام زهد پاكدامنى است .
يكى از محورهاى بسيار مهم تاءكيدات اخلاقى بزرگان دينى ، نبى اكرم و ائمه معصومين صلوات الله عليهم جا انداختن رويه رهادت و حقيتق زهد در جامعه اسلامى بوده وهست .
قبل از به ارائه مطالبى راجع به اين موضوع مهم يك تعريف ساده از زهد ارائه مى كنيم :
زهد همان ساده زيستى همراه با قناعت است ، براى تاءييد مدعا ابتدا از سيره عملى امام پارسايان حضرت على عليه السلام يك نمونه گويا ذكر مى شود:
اصبغ بن نباته از على عليه السلام نقل مى كند كه ايشان فرمودند: تقريبا پنج سال است كه در كوفه حكومت مى كنم ، روزى كه وارد كوفه شدم اين لباس ، اين مركب و اين اساس جزيى را داشتم اگر روزى كه بر مى گردم غير از اينها داشته باشم : فاننى من الخائنين همانا من از خيانتكاران هستم (152).
در تعريف حقيقت زهد آن امام زاهدان چنين مى فرمايد:
(حقيقت ) زهد ما بين دو كلمه از قرآن است كه خداى سبحان فرمود: برآنچه از دستتان مى رود ناراحت نشويد و بخاطر آن چه به شما مى رسد خوشحال نشويد و هركس كه برگذشته افسوس نخورد وبه آينده شاد نگردد. براستى كه هر دو طرف زهد را بدست آورده است (153).
به خاطر آثار بسيار خطير زهد، نشانه لطف و خيرخواهى خداوند به انسان تعبير شده است به اين بيان شيرين امام ششم توجه فرماييد كه : اذا ارادالله بعبد خيرا زهده فى الدنيا و بصره عيوب الدنيا .
زمانيكه خداوند به بنده اى خير اراده فرمايد او را در دنيا زاهد كرده و نسبت به عيبهاى دنيا بصير مى كند(154).
و اينكه با نگاهى گذرا به آثارى دنيوى زهد بحث را ادامه مى دهيم : على عليه السلام مى فرمايد: كسى كه نسبت به دنيا زاهد و بى رغبت شد مصيبتها را خوار و آسان مى شمارد(155).
و در كلام نغز پيامبر گرامى اسلام چنين آمده كه :
من زهد فيها اعطاه الله علما بغير تعلم وهدى بغير هدايت .
كسى كه در دنيا زهد ورزد خداوند به او علم بدون يادگيرى اعطا مى فرمايد و هدايتى بدون راهنمايى ديگران (156).
حال اى عزير اين نكته ظريف را توجه فرموده و به صفحه دل بنگار كه اگر موفق شوى هواهاى نفسانى رابا عنصر زهادت بميرانى و چشم را با توتيا اشك زينت دهى آنگاه به اين تمجيد علوى نائل مى شوى كه :
طوبى للزاهدين فى الدنيا الراغبين فى الآخرة .
خوشا به حال زاهدان در دنيا و شيفتگان آخرت (157).
حال براى فهم سخن جاويد امام نهم به اين كلام على عليه السلام گوش جان بسپار كه فرمود: ((هيچ ورعى همچون توقف به هنگام شبهه نيست و هيچ زهدى همانند بى رغبتى در حرام نمى باشد(158).
پس هدف و سرانجام زهد، ورع است زيرا ورع عنصرى است كه انسان را از معاصى باز ميدارد.
11 - ((ولاهم للدين مثل البدع )).
امام جواد عليه السلام مى فرمايد:
هيچ چيزى همچون بدعتها دين را ويران نمى كند و از بين نمى برد. تعريف بدعت داخل كردن آنچه كه از دين نمى باشد به مجموعه دين ، بدعت ناميده مى شود و مردم از حيث عمل به برنامه هاى دينى به دو دسته كلى تقسيم مى شوند:
دسته اى پيرو شريعت هستند و عده اى بدعت گذارند و بدون دليل از سنت معصومين ياكتاب مجيد و بى آنكه از نور وجود حجت بهره مند شوند برنامه هايى را به دين نسبت مى دهند.
به اين حقيقت تلخ بايد اذعان كرد كه در عوام مردم نوعى خرافه گرائى وجود دارد اگر كسى بگويد شتر پريد مردم عامى بدون آنكه بگويند شتر كه پر ندارد سؤ ال مى كنند به كجا فرود آمد، از اين ضعف عمومى عده اى دشمنان آگاه استفاده مى كنند و از هر فرصتى براى ترويج بدعتها به نان دين سود مى جويند و اين موضوع در قرن اخير كه با پيروزى انقلاب اسلامى در سراسر جهان به قرن احياى تفكر دينى نام گرفته ازشدت و حدت خاصى برخوردار هست اينك براى كمك به تصور عمق خطر حديثى از اميرمؤمنان تقديم مى شود:
((همانا بدعتهاى شبيه به ستمها هلاك كننده اند مگر آنكه خداوند حفظ نمايد))(159).
بشر در اين عصر تسخير كرات كه شاهد رشد روزافزون تكنيك و دانش خويش هست هر چند در زندگى ماشينى رفاه خوبى براى خودش فراهم ساخته ليكن با همه وجود، انحطاط اخلاقى و سير قهقرايى ارزشى و افول ارزشها در جامعه بشرى را لمس مى كند و پس از مقدارى تحقيق واقع بينانه علاج دردهاى خود را نسخه دين يافته بويژه اقبال به دين مبين اسلام در سراسر گيتى ملموس است و مجامع علمى سياسى اين موضوع را كاملا مورد تحقيق و مطالعه قرار داده اند كه در اروپا و آمريكا بالندگى اسلام با ساير اديان قابل مقايسه نيست و در آفريقا و آسيا اعتماد به نفس مسلمين و مباهات آنان به ارزشهاى اسلامى سير صعودى دارد به همين خاطر از گذشته تاكنون و در آينده نيز عده اى شيطان صفت براى تحقق نيات شيطانى خويش خواسته اند با داخل كردن افكار و اعمال ساختگى به مجموعه دين و ترويج بدعتها چهره تابناك و جذاب دين را مشوه نمايند.
امام جواد عليه السلام اين حقيقت را مورد اشاره قرار داده اند اميد است با سود بردن از اين درس جاويد مكتب آزادگان حق مدار اسلام و شناخت دقيق مبانى و معارف دينى و ارزشهاى اصيل اسلامى به نوبه خود گامى در جهت آشنايى دنيا با آرمانهاى انسان ساز اسلام عزيز برداشته و در افشاى بدعتها و جلوگيرى از ترويج آنها كوتاهى نكنيم .
12 - ولا افسد للرجال من الطمع (160).
هيچ چيزى مانند طمع شخصيتها را فاسد نمى كند.
13 - و بالراعى تصلح الرعية و بالدعا تصرف البلية .
با حاكم رعيت سروسامان مى يابد و بوسيله دعا بلا برطرف مى شود(161) در حديث فوق يك پيوستگى بسيار عميقى ميان حاكم و رعيت در متون اسلامى ترسيم شده است بطوريكه آندو عامل سرو سامان يافتن يكديگر معرفى شده اند .
اين يك واقعيت است كه تعداد افراد دهن بين و سطحى نگر همواره بيش از انسانهاى ژرف نگر بوده و خواص كمتر بودند و هستند.
و اين قاعده كه الناس على دين ملوكهم درباره عوام مردم صادق است و با اصلاح حكومت آنان نيز سروسامان مى يابند.
در فرهنگ اهل بيت دعا مغز عبادت و دثار (لباس زيرين ) مؤمن و عالم انس معرفى شده و اين مطلب يادآورى شده كه به هركس توفيق دعا داده شود از توفيق اجابت هم برخوردار مى شود.
دراين فراز امام نهم نقش حكومت در اصلاح مردم و تاءثير دعا را در برگرداندن بلايا مورد توجه قرار مى دهد.
14 - و من ركب مركب العمر اهتدى الى مضمار النصر و من شتم اجيب و من غرس اشجار التقى اجتنى اثمار المنى (162).
هر كس كه به مركب عمر سوار شود (از لحظات عمر به خوبى استفاده كند) به ميدان پيروزى راه مى يابد، هركس دشنام دهد جواب داه مى شود و كسى كه درختهاى تقوار رابكارد ميوه هاى آرزو را مى چيند (به آرزوهايش مى رسد)
15 - لم يستكمل العبد حقيقة الايمان حيت يؤ ثر دينه على شهوته ولن يهلك حتى يؤ ثر شهوته على دينه .
بنده حقيقت ايمان را كامل نمى كند مگر آنكه دينش را بر شهوتش ترجيح دهد و هرگز هلاك نمى شود، مگر آن كه شهوتش را بر دينش ترجيح دهد(163).
16 - يوم العدل على الظالم اشد من يوم الجور على المظلوم .(164)
روز عدالت و دادخواهى بر ستمگر سختتر از روز ستم بر مظلوم است .
17 - القصد الى الله بالقلوب ابلغ من اثبات الجوارح بالاعمال .
با دل متوجه خدا شدن از واداشتن اعضا بر عمل مؤثرتر است (165).اين فرمايش حضرت امام محمد تقى عليه السلام ناظر است به تاءثير حضور قلب در عبادت و همچنين فكر كردن در آيات و نشانه هاى خداوند و از آن طريق متوجه خالق بى همتا شدن است و شايد روى همين ملاك باشد كه در بعضى از نصوص آمده است : تفكر ساعة افضل من عبادة سبعين سنه ع يك ساعت فكر كردن ازعبادت هفتاد سال برتر است .
بنابراين بايستى ابتدا، دل را از هواها زدود و با حضور قلب به عبادت مهيا شده و اعضا و جوارح را بر عبادت الهى وادار ساخت .
چرا كه گفته اند:
| آئينه شو جمال پرى طلعتان طلب |
| جاروب به خانه زدن پس ميهمان طلب . |
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:6 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
ره توشه فضيلت در فرمايشات امام محمد تقى عليه السلام :
1 - من استغنى بالله افتقر الناس اليه و من اتقى الله احبه الناس .
كسى كه با توكل به خداوند روى نياز از مردم برگرداند مردم به او نيازمند مى شوند (و به او روى مى آورد) و كسى كه تقواى الهى را پيشه كند مردم او را دوست مى دارند(127).
2 - اهل المعروف الى اصطناعه احوج من اهل الحاجة اليه لاءن لهم اجرهم و فخره و ذكره فما اصطنع الرجل من معروف فانما يبدء فيه نفسه .
نياز نيكوكاران به احسان بيش از نيازمندان است زيرا نيكوكارى براى آنان پاداش ، افتخار و نام نيك به دنبال دارد، بنابراين انسان هرگاه كار نيكى انجام دهد ابتدا به خويشتن نيكى كرده است (128).
3 - ثلاث يبلغن بالعبد رضوان الله تعالى : كثره الاستغفار ولين الجانب و كثرة الصدقة وثلاث من كن فيه لم يندم : ترك العجله و المشورة و التوكل على الله عندالعزم .
سه ويژگى انسان را به رضوان الهى رهنمون مى شود: آمرزش خواستن زياد از خداوند و نرمخويى و زياد صدقه دادن .
و سه خصلت در هر فرد باشد پشيمان نمى شود: شتاب نورزيدن در كارها، مشورت و نظرخواهى از ديگران ، توكل بر خدا به هنگام تصميم گيرى (129).
4 - قال فى جواب رجل قاله له : اوصنى بوصية جامعة مختصرة : صن نفسك عن عار العاجلة و نارالاجله .
خود را از كارهايى كه موجب ننگ در دنيا و عذاب آتش در آخرت است حفظ كن (130).
5 - اربع خصال تعين المرءعلى العمل : الصحة و الغنى والعلم والتوفيق .
چهار ويژگى ، هر فردى را براى انجام عمل يارى مى كند كه عبارتند از: صحت و سلامت بدن و توانگرى و بى نيازى مادى و دانش و توفيق الهى (131).
در توضيح اين روايت يادآورى چند نكته مفيد است :
در يك تقسيم بندى كلى امام نهم عليه السلام كارها را به دو دسته مادى بدنى و فكرى و فرهنگى تقسيم فرموده و پس از آن صحت بدن و توانگرى مادى را ياور انسان در كارهاى بدنى و مادى دانسته اند و در امور فرهنگى و فكرى دو عنصر علم و توفيق الهى را ياور انسان معرفى فرموده اند.
بررسى گذراى تاريخ دانشمندان حاكى از اين مطلب مهم است كه عالمى كه عاقل باشد از توفيق الهى برخودار شود ميتواند درخشش لازم رادر آسمان علم از آن خود كند چرا كه عقل را مى پروراند و عقل هم علم را راه مى اندازد و به تعبير ديگر عقل مديريت علم را بر عهده مى گيرد در يك كلمه عقل مدير و علم مربى است وليكن اين نكته رابايستى در گوش كردكه علم بى توفيق درخت بى بر است و به همين خاطر حضرت جواد عليه السلام را به توفيق الهى را در كنار هم ذكر فرموده اند اينك به چند نمونه از علماى مؤ يد به توفيق الهى اشاره مى كنيم .
علامه مجلسى با حدود 500 جلد كتاب ، شيخ صدوق با 300 جلد كتاب ، شيخ مفيد با 200 جلد كتاب ، فضل بن شاذان از ياران امام نهم با 180 جلد كتاب ، علامه شهيد آيت الله حاج شيخ مرتضى مطهرى با حدود 60 جلد كتاب و آنهمه كاميابى و اثر در نسل پژوهشگر و تشنه معارف اسلامى جوان از علماى موفق هستند.
با آرزوى توفيق الهى در انجام وظايف دينى ، و اجتماعى و علمى براى عموم شيفتگان خدمت در عرصه فرهنگ كه مى خواهند شمع وجودشان ظلمت زداى جهل از جامعه بشرى باشد روايت ديگر در همين زمينه از آن خورشيد فروزان هدايت تقديم مى شود.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:4 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
کمربند در خواب ميزان برخورداري شما را از مجموع امکاناتي که در بيداري داريد نشان مي دهد. تعبير کمر بند تا حدي به کلاه نزديک است ولي واقعيت و عمق آن از جهاتي بيشتر است. کلاه ارزش و بهائي است که ديگران به شما مي دهند ولي کمر بند لذت و بهره اي است که خودتان از موقعيت و امکانات خويش مي بريد و هيچ ربطي با ديد و نظر و راي مردم ندارد. اگر در خواب ديديد کمر بندي را محکم بسته ايد که قلابي بزرگ دارد و از نظر خودتان هيچ نقصي در آن وجود ندارد نشان آن است که در زندگي کامياب مي شويد و از همه امکاناتي که فراهم آورده ايد به خوبي بهره مي گيريد و سود مي بريد. اگر ديديد کمر بندي سست و کم ارزش به قلابي لق و شل بسته ايد موقعيت متزلزلي خواهيد داشت و کامروائي از دسترس شما دور است. برخي از معبران کمر بند را فرزند تعبير کرده اند و اين بستگي دارد به موقعيت بيننده خواب. کساني که امکان آوردن فرزند براي ايشان هست کمر بند مي تواند فرزند باشد و آن هم فرزند ذکور که باعث سربلندي و نيک نامي پدر خويش مي شود. اگر در خواب ببينيد که شلوار پوشيده ايد اما کمر بند نداريد که روي آن ببنديد و ممکن است شلوار از پاي شما بيفتد موقعيت خانوادگي متزلزلي خواهيد يافت و بخصوص با همسرتان اختلاف پيدا مي کنيد تا حدي که احتمال ترک شما را نيز مي دهد. اگر در خواب کمر بند خود را به کسي بدهيد قدرت و توانائي را از خود دور مي کنيد و آن را در اختيار شخصي ديگر قرار مي دهيد و اگر کسي کمربند از شما بگيرد و به کمر خود ببندد جاي شما را مي گيرد. همين طور است اگر بيننده خواب کمربند کسي را بگيرد و به کمر خودش ببندد چون نشان آن است که از او سلب قدرت مي کند و خودش جاي او را تصاحب مي نمايد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 15:58 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
کباب غذايي است مطلوب و دوست داشتني که در تمام اقوام و ملت ها و کشورها در انواع مختلف تهيه و مصرف مي شود. در خواب هاي ما کباب رزق و روزي و اسباب و لوازم معيشت است و در خواب ها ديدن کباب خيلي بهتر از ديدن گوشت خام است. خوردن کباب گوشت گوسفند مالي است که به رنج و زحمت به دست بيننده خواب مي رسد. خوردن کباب گوشت گاو نشان روزي فراخ و معاش خوب است. کباب مرغ مالي است که از يک زن به بيننده خواب مي رسد يا خواب بيننده از قبل يک زن بهره مند و منتفع مي گردد. اگر بيننده خواب ببيند که ماهي را براي خوردن کباب مي کند نشان آن است که به سفر مي رود و از آن سفر سود عايدش مي شود. چنانچه بيننده خواب در روياي خويش ببيند که کله بره را کباب کرده و مي خورد از مردي ثروتمند به او فايده مي رسد يا از دستگاه اداري يا موسسه اي مالي عايدش مي گردد. اگر در خواب ببينيد که کباب مي پزيد که بفروشيد خير و نيکي مي کنيد و مردم از شما سود مي برند و خشنود مي گردند و اگر در خواب کباب فروشي را ببينيد با مردي گشاده دست و نيکوکار و نيک رفتار آشنا مي شويد و از جانب او سود مي بريد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 15:57 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
قيچي در خواب نماينده يک نفر نيست بلکه معرف دو نفر است. مثل زن و شوهر يا خواهر و برادري فتنه انگيز و تفرقه انداز و موجب نفاق و جدايي. قيچي را اگر در خواب در دست داشته باشيد يا اگر در دست ديگري ببينيد تعبيري متفاوت دارد ولي به هر حال بيننده خواب يا عامل است يا معلول. قيچي تفتين و فتنه انگيزي و ايجاد تفرقه است و چنانچه در دست ديگري باشد خواب شما خبر مي دهد که در مورد شما دو نفر متفقا فتنه مي کنند. اگر در دست شما باشد اين شما هستيد که به کمک ديگري فتنه مي کنيد و نفاق به وجود مي آوريد. مثلا با کمک همسرتان يا خواهر و برادرتان. ممکن است اين کار عمدي نباشد ولي به هر صورت هست. اين تعبير در صورتي است که قيچي محور خواب باشد ولي اگر محور نباشد اثر کلي ندارد
نوشته شده توسط حسن در ساعت 15:55 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
پاداش شهادت
دين كه براى پايدارى ارشها، فرهنگ ايثار و شهادت را ترويج مى نمايد پاداش و سر انجام خوش ان را نيز بازگو و تحليل مى نمايد. كه انساب ايثارگرى كه تا شهادت در راه خدا مى ستيزد، تا دين خدا را پايدار سازد از چه انجام خوشى بهره مند خواهد شد. ايثار و شهادت افزون بر اين كه باعث سر بلندى خود و نسلهاى بعد از خودش خواهد شد پاداش بزرگى را نيز به دنبال دارد. كه رسول الله (ص ) فرمود، اغزوا تورثوا ابنائكم مجدا. (445) جهاد ستيز با دشمن باعث عظمت و بزرگى و عزت شما و فرزندان شما مى گردد. پاداش و بزرگ شهادت چيزى نيست كه با بهره ورى هاى اين سويى مقابله نمايد. پاداش شهادت را به زندگى جاويد ان سرا ارتباط دارد. كه برخى از اين بهره ها و فضيلت ها را قرآن و عترت باز گو مى نمايد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:27 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
زيارت حسين عليه السلام
ايثار و شهادتى كه حسين عليه السلام برگزيد نسبت بر ساير شهيدان برترى دارد. زيرا كه موقعيت هاى گزينش اين راه با سايرين تفاوت دارد كه نمى توان شرايط ديگران را با شرايط سخت حماسه حسينى سنجيد. به همين خاطر خداى سبحان بيشتر و بهتر از ساير شهيدان از حسين تجليل مى كند و ياد و نام حسين را در جاى جاى زندگى انسان ها زند و پايدار مى نمايد. به همين جهت خداى سبحان راضى نمى شود نام و راه و ياد حسين را فراموش شود. و به بهانه نام وى را كه زنده كردن ارزشهاست زنده مى نمايد.
مزار حسين كعبه عاشقان حسين قرار مى گيرد كه و براى زيارت حسين عليه السلام دست از پا نمى شناسند. زيارت مزار حسين را به عنوان يك تكليف شرعى و چه بسا واجب در برخى موارد مطرح مى سازد، كه نام ياد حسين فراموش نشود. امام باقر عليه السلام ، مروا شيعتنا بزياره قبر الحسين عليه السلام فان اتيانه مفترض على كل مومن . (487) شيعيان ما را دستور دهيد تا به زيارت حسين روند، كه زيارت حسين رفتن بر همگان لازم است . كسى كه حسين را زيارت نكند از حقوق رسول الله را بر زمين نهاده زيرا حق حسين لازم بر هر مسلمانى لازم است ، لان الحسين فريضه من الله تعالى واجبه على كل مسلم . (488)
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:25 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
فلسفه گريه
حكمت ترتيب مجالس عزادارى و روضه خوانى براى حسين زنده نمودن راه و روش اهل بيت عصمت و طهارت است .
ان تلك المجالس فاحبها فاحيوا امرنا. (484) امام صادق عليه السلام مى فرمايد من اين مجالس را دوست دارم ، مرام ما زنده كنيد.
امام باقر عليه السلام براى تامين همين هدف به فرزند برومندش امام صادق عليه السلام وصيت نمود كه از دارايى امام بخشى را وقف مراسم روضه خوانى و تشكيل مراسم عزادارى حضرت نمايد. آن هم در موسم حج در سر زمين منا كه از لحاظ زمان يكى از بهترين موقعيت هاست . و از جهت مكان نيز افزون بر اين كه سر زمين از مواقف مشرفه است در ايام منا جمعيت انبوه حجاج در منا گرد آمدهاند و بر بهترين شيوه مى توان از فرصت بهره ورى نمود، عن ابى عبد الله قالى لى ابى يا جعفر اقف لى من مالى كذا و كذا النوادب تندبنى بمنى ايام منى . (485)
ترتيب مجالس عزا براى زنده نگه داشتن ياد و نام و راه حسين است .
براى دميدن روح ايثار گرى و شهادت طلبى بر كالبد پيروان آن حضرت است . براى شفاف نمودن و تحليل صحيح از نهضت حسينى است . و براى الهام و پيام گرفتن از راه حسين و شهيدان است . گريه بى هدف و بى معنا نيست . گريه اين است كه روايت مى فرمايد گريه كننده آرزوى راه و مقام آنها را مى نمايد، كه امام رضا به زبان بن شبيت آموخت كه اگر مى خواهى در ثواب شهادت حسين و يارانش سهيم باشى ، هر گاه ياد آنان افتاده بگو يا ليتى كنت معهم فاموز فوزا عظيما (486) با آنها بودن در راه آنها بودن پيام گرفتن از زندگى آنان و حسين را الگو برگزيدن در زندگى اين پاداش ها را دارد. گريه بر حسين يعنى پيوند با فرهنگ شهيد، يعنى پيمان با خون حسين ، يعنى تداوم راه حسين عليه السلام .
امام سجاد كه بعد از حادثه كربلا همواره عزاداران حسين بوده همواره عزادار همواره مظلوميت حسين را به ياد مى آورد.
انگيزه عزادارى احيا سيره و روش اهل بيت بيان احكام معارف و آشنا شدن با راه و رسم زندگى عترت و پيام گرفتن از حماسه هاى حسينى است .
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:19 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
گريه بر حسين عليه السلام
امام حسين عليه السلام : انا قتيل العبرات لا يذكرنى مومن الا استعبر. (471)
حسين بن على عليه السلام امام ملك و امام هستى است تنها امام انسان ها نيست . وقتى امام ملك و ملكوت باشد و در نظام هستى تاثير گذار باشد، شهادت وى نيز به لحاظ اوج مظلوميت ان و به لحاظ تاثير گذارى امام عليه السلام در نظام هستى در ابعاد گسترده تاثير گذار خواهد بود.
غم حسين همان گونه انسان هاى مومن را عزادار و گريان مى نمايد، فرشتگان را نيز عزادار مى نمايد واجنه را كه مومن هستند نيز گريان مى نمايد حتى نظام هستى آسمان و زمين هم در مرگ حسين گريان مى شوند.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:17 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:13 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
ديدن زن حامله در خواب رو به روئي با گناه و بار غم است. اگر در خواب ببينيد که همسرتان حامله شده است تکليفي شاق و سنگين بر شما محول مي گردد که انجامش دشوار و قبولش نامطلوب است که دوست نداريد آن کار را انجام بدهيد و اگر هم به اجبار و تکليف بخواهيد بسيار سخت و توان فرساست. اگر احيانا در خواب احساس کنيد که خودتان حامله شده ايد غمي براي شما مي رسد که به اندازه حمل جنين طول مي کشد البته اين تعبير براي زنان است. اگر در کوچه ببينيد که زن حامله اي مي گذرد خبر ناخوشايندي به شما مي رسد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 8:50 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
باد انواع و جهات مختلف دارد که هر يک داراي تعبيري خاص است. مجلسي رحمت اله عليه مي گويد اگر ديديد بر باد نشسته ايد عزيز و کامياب مي شويد. محمد بن سيرين معتقد است که اگر در خواب ديديد باد شما را از جائي ديگر مي برد سفري در پيش خواهيد داشت که طول آن، از نظر بعد مسافت و زمان بستگي به مقدار جابه جائي به وسيله باد دارد. باد سخت در خواب وحشت و بيم و هراس است و باد ملايم راحت و آسايش. گرد باد آفت و بيماري است و چنانچه در خواب ديديد که بادي سخت مي وزد به طوري که درختان را از جاي مي کند و شيرواني ها را ويران مي کند و به هر عنوان خرابي و ويراني بوجود مي آورد نوعي ناراحتي و تشويش به وجود مي آيد که جنبه عام دارد. گاه مي شود که شما چنين باد مهيبي را در خواب مي بينيد اما در عالم رويا خويشتن را به جائي امن مي رسانيد و سر پناه مي يابيد به طوري که باد حتي دامن لباس شما را نمي جنباند. اين چنين خوابي براي شما بي ضرر و زيان است و مي گويد که شما ناظر وحشت و هراس و ناراحتي ديگران خواهيد بود اما اگر باد شما را هم در ميان گرفت بايد بدانيد که شما متحملا در کانون حادثه قرار خواهيد گرفت. باد ملايم و معتدل نشاني از صحت و سلامت و تندرستي است به خصوص اگر در خانه خودتان باشيد و در خواب ببينيد که باد مي وزد و پرده اتاق شما را مي لرزاند اين گوياي شادي و شعفي است که براي شما و اهل خانه مي رسد و بشارت آن را باد معتدل و ملايم با خود همراه آورده است . اگر باد گرد باشد و خاک برانگيزد و ظلمت و تاريکي بياورد به هيچ وجه خوب نيست. مجلسي رحمت اله عليه مي گويد اگر بادي ديديد که درختان را از جاي کند و افکند در آن ناحيه که در خواب ديده ايد يا نقصان زراعت پديد مي آيد و يا مرگ دامن عده اي را مي گيرد. باد صبا، در صورتي که تشخيص دهيد بادي که چهره شما را نوازش مي کند همان باد صبح يعني باد صبا است خبر از تسلط و چيرگي بر دشمن مي دهد و بشارت راحت و سلامت مي رساند. چنانچه در خواب فقط صداي باد را شنيديد مطمئن باشيد خبري به شما مي رسد. اگر از آن صدا خوشتان آمد خبري خوش دريافت مي کنيد و اگر از صداي باد بيمناک شديد خبري ناخوش به شما مي دهند. در حرف ـ آ ـ کلمه آسمان نوشته شد که مستقيم به آسمان رفتن نيکو خوابي نيست، همين تعبير براي باد نيز هست که اگر ببينيد باد شما را از جاي کند و با خود به آسمان برد و شما با اين که مي خواستيد برگرديد نتوانستيد و همچنان به رفتن در دست باد ادامه داديد خوب نيست و تعبيري را دارد که در آسمان نوشته شد. روي هم رفته باد ملايم خوب است و بادي که با نم باران و رطوبت همراه باشد نعمت است. اگر ديديد در خواب باد تندي مي وزد که گرد و غبار برمي آنگيزد و شما براي حفظ چشم خويش پشت به باد مي کنيد گوياي اين است که براي شما حادثه اي پيش مي آيد که از آن مي گريزيد و به آن پشت مي کنيد. باد گرم خوب نيست و اگر در عالم خواب احساس کرديد بادي که مي وزد چنان گرم است که پوست صورتتان را مي آزارد از يک واقعه ناخوشايند خبر مي دهد. باد بسيار سرد هم چندان خوب نيست. بهترين نوع باد در خواب نسيم ملايم و مرطوب است.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 8:49 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
آينه در خواب دوست و همدم و يار و مونس بيننده خواب است. نگريستن در آينه خوب است چنان چه بيننده خواب خودش را ببيند. اگر بيننده صورت خودش را ببيند خداوند به او پسري عنايت مي فرمايد و چنان چه سن فرزند داشتن او گذشته باشد از جانب فرزندش به او سود مي رسد و اين فرزند غالبا بايد پسر باشد. اگر زني چهره خودش را در آينه ببيند خداوند به او دختري عنايت مي فرمايد يا از جانب فرزند به او سود مي رسد و محبتي چشمگير مي شود. اگر آينه داشتيد و آن را در عالم خواب به ديگري داديد نشان آن است که از مال خود بذل مي کنيد يا موجباتي فراهم مي آوريد که ديگري به درآمد و پول خوبي مي رسد. چنان چه آينه اي که داريد قاب نقره داشته باشد بي حرمت مي شويد زيرا معبران اسلامي داشتن آينه نقره را مکروه دانسته اند.عده اي از معبران نگريستن در آينه را نشان غرور و خود خواهي مي دانند. پنهان کردن آينه عيب پوشي خويش است. امام صادق _ ع _ مي فرمايد اگر دختري در آينه نگاه کند شوهر مي کند و نزد شوهر عزيز و گرامي مي شود و چنان چه آن دختر ببيند که مردي بيگانه آينه اي به او مي دهد و در چهره او نگاه مي کند به ديدن دوستي غايب خشنود مي گردد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 8:47 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اگر کسي در خواب آتشي را مي پرستيد که پاره اي بر افروخته بود ، مال حرام فراواني برايش حاصل مي آيد
نوشته شده توسط حسن در ساعت 8:46 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
- حوادث و رويدادهاى طبيعى كه در فاصله اى نزديك به عصر ظهور رخ مى دهند:
يكى از اين حوادث كه در فاصله كمى از قيام مهدى منتظر، عليه السلام ، رخ مى دهد، ندايى است كه از آسمان برخاسته و نام حضرت قائم را به گوش تمام جهانيان مى رساند، نعمانى ، شيخ صدوق و شيخ طوسى در كتابهاى خود روايات زيادى را در اين مورد نقل كرده اند كه ما به ذكر يكى از آنها بسنده مى كنيم .
نعمانى به سند خود از امام محمد باقر، عليه السلام ، چنين نقل مى كند:
الصيحة لاتكون الا فى شهر رمضان ، شهر الله ، هى صيحة جبرئيل ، عليه السلام ، الى هذا الخلق ، ثم قال : ينادى مناد من السماء باسم القائم ، عليه السلام ، فيسمع من بالمشرق و من بالمغرب . لايبقى راقد الا استيقظ و لاقائم الا قعد، و لا قاعد الا قام على رجليه فزعا من ذلك الصوت ، فرحم الله من اعتبر بذلك الصوت فاجاب .(197)
آن نداى آسمانى برنخواهد خواست مگر در ماه رمضان كه ماه خداست ، آن ندا از جبرئيل است كه خطاب به مردم سر داده مى شود و نام قائم را در همه جا طنين انداز مى سازد، تا آن جا كه همه ساكنان زمين از شرق تا به غرب آن ندا را خواهند شنيد. از وحشت شنيدن آن ندا هركس درخواب فرو رفته بيدار شده و هركس بر پا ايستاده ، ناچار به نشستن مى شود و هركس بر زمين نشسته ، بناگاه از جاى بر مى خيزد. پس رحمت الهى بر كسى باد كه اين ندا را بشنود و به آن پاسخ گويد.
از جمله وقايع طبيعى ديگرى كه در قبل از قيام منجى عالم بشريت رخ مى دهد و در روايات ما به آن اشاره شده است ، نوعى از ماه گرفتگى و خورشيد گرفتگى است كه درتمام طول كره زمين سابقه نداشته و باعث بر هم ريختن حساب تمام ستاره شناسان ميشود. در اين مورد نيز روايات متعددى ذكر شده است كه تنها يكى از آنها را به نقل از نعمانى ذكر مى كنيم :
او در كتاب خود از امام محمد باقر، عليه السلام ، نقل مى كند كه حضرتش فرمودند:
آيتان تكونان قبل قيام القائم ، عليه السلام ، لم تكونا منذ هبط آدم الى الارض : تنكسف الشمس فى النصف من شهر رمضان ، و القمر فى آخره ...(198)
دو نشانه در قبل از ظهور قائم وجود دارد كه از زمان هبوط آدم به زمين سابقه نداشته است ، يكى گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان و ديگرى گرفتن ماه در آخر اين ماه است .
لازم به تذكر است كه علت عجيب بودن اين ماه گرفتگى و خورشيدگرفتگى اين است كه به حساب ستاره شناسان معمولا ماه گرفتگى درنيمه ماه و خورشيد گرفتگى در اواخر ماه رخ مى دهد و به همين دليل هم در روايات آمده كه به سبب وقوع اين حادثه حساب ستاره شناسان به هم مى ريزد.(199)
4 - حوادث و رويدادهاى طبيعى كه در فاصله اى دور از عصر ظهور رخ مى دهند:
در روايات به نمونه هاى مختلفى از اين گونه حوادث و رويدادهاى طبيعى اشاره شده كه براى نمونه مى توان به طغيان رود فرات و جارى شدن آب در كوچه هاى كوفه ،(200) هجوم ملخهايى به رنگ خون (201) و نزول بارانهاى فراوان كه قبل از آن سابقه نداشته (202) اشاره كرد.
گفتنى است كه ، به تصريح روايات ، وقوع برخى از حوادث و رويدادهايى كه به عنوان نشانه هاى ظهور ذكر شده اند، حتمى و مسلم و وقوع برخى ديگر مشروط و غير قطعى است . اما، چنان كه نعمانى نيز بدان تاكيد مى ورزد، وقوع حوادثى مانند خروج سفيانى و يمانى ، شكافته شدن زمين در منطقه بيداء، كشته شدن نفس زكيه و برخاستن ندايى از آسمان از نشانه هاى قطعى و محتوم قيام قائم آل محمد، عليهم السلام ، بوده و دلايل و مستندات آنها بسيار محكم و خدشه ناپذير است .(203
نوشته شده توسط حسن در ساعت 8:42 موضوع | لینک ثابت
نشانه هاى ظهور
ظهور مصلح آخرين ، حضرت بقية الله الاعظم ، ارواحناله الفداء، با حوادث طبيعى ، رويدادهاى اجتماعى و تحولات سياسى بسيارى همراه است كه همه ، نشان از آماده شدن جهان براى ورود به عصرى جديد و آغاز دورانى سرنوشت ساز از حيات كره خاك دارند.
از مجموع اين حوادث ، رويدادها و تحولات كه پيش از ظهور و يا همزمان با آن واقع مى شوند تعبير به نشانه ها و يا علايم ظهور مى شود.
البته اين نكته را بايد توجه داشت كه همه اين نشانه ها در يك زمان واقع نشده و از نظردورى ويا نزديكى به وقت ظهور با يكديگر تفاوت دارند.
از زمان پيامبر اكرم ، صلى الله عليه و آله ، كه بشارت به ظهور مردى از آل محمد، عليهم السلام ، در آخرالزمان داده شد، بيان نشانه هاى ظهور او نيز آغاز شد. امام على ، عليه السلام ، بارها در خطبه ها و سخنان خود اصحاب را نسبت به رويدادهاى عصر ظهور آگاهى مى دادند و آن ها را متوجه اين رويداد عظيم مى ساختند. امامان بعدى نيز هر يك به نوبه خود مردم را نسبت به نشانه هاى ظهور هشدار مى دادند.
اكنون ما مواجه با مجموعه اى قابل توجه از روايات و كلمات معصومين ، عليهم السلام ، هستيم كه در هر يك از آنها به گوشه اى از رويداد عظيم ظهور مصلح آخرالزمان اشاره شده و اگر ما آنها را در كنار هم قرار دهيم ، مى توانيم به تصويرى نسبتا واضح از وضعيت اجتماعى ، سياسى ، نظامى و حتى طبيعى و جغرافيايى جهان در آستانه ظهور دست يابيم .
بدون شك مطالعه در روايات مربوط به نشانه هاى ظهور در عصر ما - كه بيش از هر عصر ديگر التهاب جهانى براى ظهور احساس مى شود - از ضرورتهاى بى چون و چراست و بر شيعيان آل محمد،عليهم السلام ، واجب است كه با دقت تمام همه نشانه هاى ظهور را مورد توجه قرار دهند، و با تطبيق آنها با وضعيت كنونى جهان ، رسالت خويش را بهتر بشناسند.
دسته بندى نشانه هاى ظهور
در كتب و منابع از حوادث و رويدادهاى مختلفى به عنوان نشانه هاى ظهور ياد شده است تا جايى كه برخى از صاحبنظران شمار اين حوادث و رويدادها را تا بيش از شصت مورد رسانده اند.(186) با بررسى اين نشانه ها به نظر مى رسد كه آن ها به دو اعتبار قابل دسته بندى هستند:(187)
1 - به اعتبار نوع حادثه و رويداد
2 - به اعتبار زمان وقوع حادثه و رويداد
در ديدگاه نخست ملاك دسته بندى اين است كه آيا آن حادثه و رويدادى كه در روايت ذكر شده از جمله رويدادها و حوادث اجتماعى است يا در زمره وقايع و رخدادهاى طبيعى ؟
اما در ديدگاه دوم آن چه ملاك دسته بندى قرار گرفته اين است كه آيا حادثه و رويدادى كه از آن به عنوان نشانه ظهور ياد شده در فاصله اى نزديك به عصر ظهور امام عصر، عليه السلام ، رخ مى دهد، يا در فاصله اى دور از عصر ظهور؟
با تلفيق اين دو دسته بندى مى توان نشانه هاى ظهور را به چهاردسته كلى تقسيم كرد:
1 - حوادث و رويدادهاى اجتماعى كه در فاصله اى نزديك به عصر ظهور رخ مى دهند:
براى اين گونه حوادث مى توان به وقايعى مانند قيام وشورش سفيانى و كشته شدن نفس زكيه در مسجد الحرام اشاره كرد.
شيخ طوسى ، در كتاب الغيبة از امام صادق ، عليه السلام ، چنين نقل مى كند:
خمس قبل قيام القائم من العلامات : الصيحة و السفيانى ، والخسف بالبيداء و خروج اليمانى و قتل نفس الزكية .(188)
پنج رويداد پيش از به پا خاستن قائم از نشانه ها به شمار مى رود: برخاستن ندايى از آسمان ، خروج سفيانى ، شكافته شدن زمين در منطقه (بيداء)، خروج مردى از يمن و كشته شدن نفس زكيه .
در مورد (خروج سفيانى ) و (كشته شدن نفس زكيه ) كه در اين روايت به عنوان نشانه ظهور ذكر شده بايد گفت :
چنان كه در روايات آمده است (سفيانى ) مردى است از نسل ال ابى سفيان (189) كه از شام و يا همان سوريه فعلى سر به شورش برداشته و مناطق زيادى را، تحت تسلط خود مى گيرد، تا سرانجام در زمانى كه به قصد تصرف مكه راهى اين مكان مى شود در منطقه اى بين مدينه و مكه آن به (بيداء) گفته مى شود زمين شكافته شده و لشكريان او در دل زمين فرو مى روند.(190)
مطابق روايتى كه نعمانى در كتاب الغيبة از امام محمد باقر، عليه السلام نقل مى كند، شورش و طغيان سفيانى و قيام حضرت مهدى ، عليه السلام ، در يك سال واقع مى شود.(191)
اما در مورد (نفس زكيه ) بايد گفت كه او، به تعبير روايات ، مردى از اولاد امام حسن ، عليه السلام ، است كه درمسجد الحرام و در بين ركن و مقام ابراهيم كشته مى شود. وقوع اين رويداد از و نشانه هاى حتمى ظهور حجت بن الحسن ، ارواحناله الفداء، به شمار مى آيد(192) و چنان كه شيخ مفيد در كتاب الارشاد، از امام محمد باقر، عليه السلام ، نقل كرده است . ميان كشته شدن اين فرد و قيام قائم بيش از پانزده شب فاصله نمى شود.(193)
اما در مورد خروج (يمانى ) نيز بايد گفت كه به نقل روايات ، همزمان با قيام سفيانى در شام ، مردى از يمن نيز حركتى را آغاز مى كند و مردم را به سوى حق و طريق مستقيم فرا مى خواند و قيام او صحيح ترين قيامها و پرچمى كه او بلند مى كند هدايتبخش ترين پرچم ها خواهد بود.(194)
2 - حوادث و رويدادهاى اجتماعى كه در فاصله اى دور از عصر ظهور رخ ميدهند:
دسته دوم از حوادث و رويدادهاى اجتماعى ، برخلاف دسته اول از نظر زمان به زمان قيام قائم نزديك نبوده و به يك تعبير بيش از آن چه علامت ظهور به حساب آيند، نشانى بر صدق گفتار پيامبر اكرم ، صلى الله عليه وآله ، امامان معصوم ، عليهم السلام ، در مورد ظهور قائم ال محمد، عليه السلام ، هستند. به عبارت ديگر وقتى پيامبر اكرم و يا ساير پيشوايان دين يك رويداد اجتماعى را در فاصله چند صد سال از عصر خويش پيش بينى مى كنند و ما به چشم خود وقوع اين حوادث را مشاهده ميكنيم ، بيش از پيش در اعتقاد خود به ظور منجى عالم بشريت يقين پيدا كرده و به خود اجازه شك در ساير وقايعى كه وقوع آنها درزمانى نزديك به قيام قائم پيش بينى گرديده است ؛ نمى دهيم ، و بر ما مسلم مى شود كه كلام پيشوايان دين بى كم و كاست ، تحقق خواهد يافت .
نعمانى در كتاب خود از امام محمد باقر، عليه السلام ، نقل مى كند كه زوال دولت بنى اميه و استقرار دولت بنى عباس از وقايعى است كه در قبل از ظهور قائم رخ ميدهد.(195)
وقتى به اين نكته توجه كنيم كه امام محمد باقر، عليه السلام ، هجده سال قبل از زوال دولت اموى و روى كار آمدن دولت عباسى وفات نموده اند؛ براى ما اين موضوع روشن مى شود كه كلام ائمه بى هيچ ترديدى براساس علم الهى صادر شده است .
در روايتهايى كه از پيامبر اكرم ، صلى الله عليه وآله ، و امامان معصوم ، عليهم السلام ، به ما رسيده وقوع حوادث و رويدادهاى اجتماعى مختلفى در قبل از قيام مهدى ، ارواحناله الفداء، پيش بينى گرديده كه با بررسى اسناد و كتابهاى تاريخى وقوع بسيارى از آن ها بر ما مسلم شده و به راحتى مى توانيم واقع پيش بينى شده را با آن چه در خارج واقع شده و در كتابهاى تاريخ نيز ثبت شده است تطبيق دهيم .(196)
3 - حوادث و رويدادهاى طبيعى كه در فاصله اى نزديك به عصر ظهور رخ مى دهند:
يكى از اين حوادث كه در فاصله كمى از قيام مهدى منتظر، عليه السلام ، رخ مى دهد، ندايى است كه از آسمان برخاسته و نام حضرت قائم را به گوش تمام جهانيان مى رساند، نعمانى ، شيخ صدوق و شيخ طوسى در كتابهاى خود روايات زيادى را در اين مورد نقل كرده اند كه ما به ذكر يكى از آنها بسنده مى كنيم .
نعمانى به سند خود از امام محمد باقر، عليه السلام ، چنين نقل مى كند:
الصيحة لاتكون الا فى شهر رمضان ، شهر الله ، هى صيحة جبرئيل ، عليه السلام ، الى هذا الخلق ، ثم قال : ينادى مناد من السماء باسم القائم ، عليه السلام ، فيسمع من بالمشرق و من بالمغرب . لايبقى راقد الا استيقظ و لاقائم الا قعد، و لا قاعد الا قام على رجليه فزعا من ذلك الصوت ، فرحم الله من اعتبر بذلك الصوت فاجاب .(197)
آن نداى آسمانى برنخواهد خواست مگر در ماه رمضان كه ماه خداست ، آن ندا از جبرئيل است كه خطاب به مردم سر داده مى شود و نام قائم را در همه جا طنين انداز مى سازد، تا آن جا كه همه ساكنان زمين از شرق تا به غرب آن ندا را خواهند شنيد. از وحشت شنيدن آن ندا هركس درخواب فرو رفته بيدار شده و هركس بر پا ايستاده ، ناچار به نشستن مى شود و هركس بر زمين نشسته ، بناگاه از جاى بر مى خيزد. پس رحمت الهى بر كسى باد كه اين ندا را بشنود و به آن پاسخ گويد.
از جمله وقايع طبيعى ديگرى كه در قبل از قيام منجى عالم بشريت رخ مى دهد و در روايات ما به آن اشاره شده است ، نوعى از ماه گرفتگى و خورشيد گرفتگى است كه درتمام طول كره زمين سابقه نداشته و باعث بر هم ريختن حساب تمام ستاره شناسان ميشود. در اين مورد نيز روايات متعددى ذكر شده است كه تنها يكى از آنها را به نقل از نعمانى ذكر مى كنيم :
او در كتاب خود از امام محمد باقر، عليه السلام ، نقل مى كند كه حضرتش فرمودند:
آيتان تكونان قبل قيام القائم ، عليه السلام ، لم تكونا منذ هبط آدم الى الارض : تنكسف الشمس فى النصف من شهر رمضان ، و القمر فى آخره ...(198)
دو نشانه در قبل از ظهور قائم وجود دارد كه از زمان هبوط آدم به زمين سابقه نداشته است ، يكى گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان و ديگرى گرفتن ماه در آخر اين ماه است .
لازم به تذكر است كه علت عجيب بودن اين ماه گرفتگى و خورشيدگرفتگى اين است كه به حساب ستاره شناسان معمولا ماه گرفتگى درنيمه ماه و خورشيد گرفتگى در اواخر ماه رخ مى دهد و به همين دليل هم در روايات آمده كه به سبب وقوع اين حادثه حساب ستاره شناسان به هم مى ريزد.(199)
4 - حوادث و رويدادهاى طبيعى كه در فاصله اى دور از عصر ظهور رخ مى دهند:
در روايات به نمونه هاى مختلفى از اين گونه حوادث و رويدادهاى طبيعى اشاره شده كه براى نمونه مى توان به طغيان رود فرات و جارى شدن آب در كوچه هاى كوفه ،(200) هجوم ملخهايى به رنگ خون (201) و نزول بارانهاى فراوان كه قبل از آن سابقه نداشته (202) اشاره كرد.
گفتنى است كه ، به تصريح روايات ، وقوع برخى از حوادث و رويدادهايى كه به عنوان نشانه هاى ظهور ذكر شده اند، حتمى و مسلم و وقوع برخى ديگر مشروط و غير قطعى است . اما، چنان كه نعمانى نيز بدان تاكيد مى ورزد، وقوع حوادثى مانند خروج سفيانى و يمانى ، شكافته شدن زمين در منطقه بيداء، كشته شدن نفس زكيه و برخاستن ندايى از آسمان از نشانه هاى قطعى و محتوم قيام قائم آل محمد، عليهم السلام ، بوده و دلايل و مستندات آنها بسيار محكم و خدشه ناپذير است .(203)
نوشته شده توسط حسن در ساعت 7:31 موضوع علائم ظهور مهدی عج | لینک ثابت
الهم صل علي محمد و آل محمد
دشمن قيافه مشخص و معيني ندارد که در خواب بتوان ديد، مي توان احساس کرد. مي توان فهميد که او دشمن است دشمن در خواب ما دوست است و رو به رو شدن با دشمن برخوردي دوستانه و صميمانه است. اگر در خواب کسي را دشمن انگاشتيد و اين دشمن به طرف شما آمد، دوستي است که به سوي شما مي آيد و ترسي از او احساس مي کنيد شادي و شعفي است که او به شما مي بخشد. اگر فکر کرديد که خودتان با کسي دشمن شده ايد. در واقع نسبت به او محبت خواهيد کرد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 21:33 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
نوشته شده توسط حسن در ساعت 21:31 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
چمدان يا جامه دان خالي، آينده بيننده خواب است و چمدان پر، گذشته او است. چمدان خالي اميد ها و آرزوها و نقشه هايي است که براي آينده داريم و چمدان پر از کارهايي است که با موفقيت و عدم موفقيت انجام داده ايم. اگر ديديد چندين چمدان کوچک و بزرگ داريد در مقابل پيشنهاهاي مختلف قرار مي گيريد که نمي دانيد کدامين را انتخاب کنيد. چمداني که در آن بسته نشود طمع است و حرص و آز.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 19:18 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
چاقو زبان بدگويان است و چنانچه تيز و برنده و براق باشد نشان آنست که زبان بدگويان در مورد شما تيز خواهد بود و چنانچه خودتان داشته باشيد احساس عدم امنيت شما را نشان مي دهد و مي گويد که از آينده و سعايت و بدخواهي کساني که بيشتر حرف مي زنند تا عمل مي کنند بيمناک هستيد. اگر در خواب ببينيد که چاقوئي از ديگري مي گيريد يا کسي به شما چاقو هديه مي کند گوياي اين است که کسي به شما کمک مي کند يا خودتان از ديگري کمک مي گيريد. چنانچه چاقوئي در جيب يا کشوي ميز خود داشتيد که بوسيله آن خواستيد از خود دفاع کنيد کسي هست که به شما نزديک است و از شما بد مي گويد و بد شما را مي خواهد و اگر ديگري براي شما چاقو کشيد امنيت مي يابيد. چون اين نوع تهديدها در خواب امنيت است و ناشي از بيمي است که در بيداري داريم. چاقو بسته و بي خطر نعمت است و چاقوي کوچک نعمت مختصري است که به شما مي رسد. چاقوي آشپزخانه خدمتکار و کدبانوي خانه است و چنانچه ببينيد چاقوئي نو در آشپزخانه داريد زني خانه دار نصيب شما مي شود.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 17:7 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
جماع در خواب تحصيل فراغت و کسب آسودگي است و اين بستگي دارد به موقعيت و شرايطي که در بيداري دارا مي باشيد. اگر غمگين هستيد از غم فارغ مي شويد و اگر بدهي داريد اداي دين مي کنيد، اگر غصه مسافر دور افتاده را داريد از او خبر مي رسد و خوشحالتان مي کند و بالاخره اگر قهر هستيد آشتي مي کنيد. خواب جماع مي تواند در مرحله نخست يک خواب شيطاني باشد که در چنين صورتي فاقد تعبير است چون کليه خواب هاي شيطاني تعبير ندارند. معبران در مورد جماع در خواب صفحه ها مطلب نوشته اند که با ابراز شرمندگي من قبول ندارم و نمي پذيرم مگر آنچه را که در بالا نوشتم. چنانچه ديدن جماع در خواب به اهتلام منتهي شود يک خواب شيطاني مطلق است و بدون تعبير و چنانچه به اهتلام نپيوندد صرفا از غم است و لاغير.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:59 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
موقعي که ما از جا نماز استفاده مي کنيم که در محضر خداوند تبارک و تعالي هستيم و اين از بزرگترين و پر ارزش ترين دقايق زندگي روزانه ما است پس جانماز وسيله اي متبرک و ميمون و ديدنش در خواب بسيار نيکو است اما حالات آن و نوع آن تفاوت هائي را به وجود مي آورد که تعابير را متفاوت مي کند. اگر در خواب ببينيد که بر جا نماز و در مسجد نشسته ايد به سفر حج مي رويد ولي اگر در خواب ديديد که جانماز را تا کرده و زير بغل نهاده ايد به سفر زيارتي مي رويد. اگر جانمازي که در خواب مي بينيد از پشم باشد نشان آن است که به طاعت و صلاح تحريص مي شويد اما اگر جانمازتان از ابريشم بود خواب شما مي گويد راه تزوير و ريا پيش مي گيريد و در کار دين صداقت نداريد. اگر در خواب ديديد که جانماز خودتان را پشت و رو پهن کرده ايد فريب شيطان را مي خوريد و کاري به تبع هواي نفس انجام مي دهيد و گمراه مي شويد. اگر ببينيد که جانمازتان بخشي سوخته يا سوراخ شده خوابتان مي گويد که عبادت شما چون بر مبناي صداقت نبوده بي ارزش است و هشداري است براي اين که تغيير مسير بدهيد و طريق صلاح بگيريد. اگر در خواب ديديد که جانماز ( يا مهر و تسبيح) خود را گم کرده ايد و به دنبال آن مي گرديد نشان است که در معرض خطر وسوسه و فريب شيطان قرار گرفته ايد. همين حالت است اگر ببينيد که جانمازي مليله دوزي شده و پر شکوه داريد که با صداقت و فروتني در کار دين درست در نمي آيد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:32 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
الهم صل علي محمد و آل محمد
ديدن تنور در خواب مبارک است و خير و برکت و معاش تعبير شده تامين مي گردد. چنانچه در خواب ديديد که درون خانه خودتان تنوري زده شده حتي اگر تنور روشن نباشد و نان پخته نشود نشان آن است که نعمت و برکت مي يابيد و معاش شما وسيع و زياد مي شود و خير و خوبي به خانه شما راه مي يابد و افراد خانواده از آن بهره مند مي گردند. حال اگر تنور آتش داشته باشد و در ان نان پخته شود تعبير خيلي بهتر است و به اندازه نان هائي که از تنور بيرون مي آيد نعمات شما متنوع و متعدد و زياد مي شود. هر قدر آتش بيشتر و نان زياد تر باشد پول و مال بيشتر است و خواب شما نويد مي دهد که ثروتمند و مال دار خواهيد شد. چنانچه بيماري در خواب ببيند که تنور در خانه دارد يا پاي تنور نشسته خودش نان مي پزد و يا ديگري مي پزد و او کمک مي کند و نان مي گيرد طبيبي مسيحادم او را معالجه خواهد کرد و آن بيمار به زودي شفا خواهد يافت. اگر دختري دم بخت در خواب ببيند که در تنور نان مي پزد و او نان مي گيرد مردي مال دار خواهان او خواهد شد و شوهر خوبي خواهد يافت. اگر جواني اين خواب را ببيند به شغلي پر در آمد دست مي يابد و مشغول مي شود. ديدن تنور به هر صورت در خواب نيکو است مگر اين که ويران باشد و چنان به نظر رسد که روزي تنور آبادي بود ليکن حالا کاسه اش شکسته و موش و سوسک در آن لانه کرده و خس و خاشاک جمع شده است. اين نشانه کسادي و خرابي کار صاحب خانه است و برخي از معبران نوشته اند که صاحب خانه همسزش را از دست مي دهد چون اين معبران تنور را در خانه زن دانسته اند.چنانچه وامداري در خواب ببيند که تنور در خانه دارد يا به ساختن تنور مشغول است از زير بار قرض بيرون خواهد آمد. چنانچه زني ببيند که در خانه اش دو تنور است گرفتار هوو مي شود يا اگر ببيند شوهرش نان مي پزد تعبير همين است. اگر ببيند که از تنور آتش بر مي دارد صاحب فرزند مي شود که قدمش مبارک است و براي مرد زن است و کانون خانواده، براي دختر دم بخت شوهر و ازدواج است و براي پسر جوان کسب و پيشه. براي بيمار شفاي عاجل و براي وامدار و بدهکار اداي ديون و روي هم رفته ديدن تنور مبارک است.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:29 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
ترازو در خواب هاي ما قاضي است. ترازو در خواب هاي ما نشان ترس از بازخواست و اجراي عدالت است و واهمه اي که ما از داوري درباره خويشتن داريم. سنگ هاي ترازو نقاط ضعف و قوت ما هستند که اگر يک روز پاي داوري به ميان کشيده شد با ارائه آن دلايل مي توانيم از خود دفاع کنيم. ترازو هر قدر بزرگتر باشد گوياي ترس بيشتر و خطاي بزرگتر و نهاني ما است. اگر در خواب ترازوئي خيلي بزرگ ديديم حادثه اي بزرگ اتفاق مي افتد. اگر ترازو آن قدر کوچک بود که در دست جا مي گرفت گوياي جسارت و گستاخي ما است. برخي از معبران نوشته اند ترازو سرنوشت و قضا و قدر است و حوادثي را خبر مي دهد که وقوع آن ها در اختيارما نيست.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:28 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
اگر در خواب تابوت ديديد نترسيد زيرا عمر شما طبيعي است و ديدن تابوت در خواب ارتباطي با مرگ و زندگي ندارد. نفايس نوشته تابوت ملک وسيع و بزرگ است و مرده مال حرام در حالي که مرحوم مجلسي مرده را مال و منال و خير و برکت تعبير کرده است. اگر ديديد خودتان تابوت مي سازيد ساختمان مي سازيد ساختماني که ساليان دراز بر جا مي ماند و خودتان هم از آن بهره مند مي گرديد. اگر در خواب ديديد که تابوتي را به دوش مي برند و شما هم در زمره تشييع کنندگان هستيد خبري از غايب به شما مي رسد يا به چيزي که از آن دل بريده ايد اميدوار مي شويد. اگر گمشده اي داريد که آن را از دست رفته مي پنداريد باز مي يابيد. اگر در خواب ديديد که تابوتي پوشيده است و ندانستيد درون آن چيست يا کيست با موردي برخورد مي کنيد که نمي دانيد سود بخش است يا زيان آور که ممکن است سود آور باشد. به هر صورت ديدن تابوت در خواب وحشتناک نيست و نبايد بيننده خواب بترسد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:26 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
همه چيزهايي که مايه مي گيرند تا قابل مصرف و خوردن شوند در خواب هاي ما رزق و روزي و معاش و مايه و وسيله زينت هستند. مانند ماست ، پنير، نان و برخي چيزهاي ديگر. پنير يکي از چيزهائي است که بايد به آن مايه زد تا درست شود و در خواب پنير را خشک مي بينيم يا تر.ابن سيرين نوشته پنير اگر خشک باشد و در خواب پنير خشک ببينيم مالي اندک و مختصر در جريان سفر به دست ما مي آيد و چنانچه پنير تر و تازه باشد پولي است که در محل خودمان و بدون تحمل رنج سفر حاصل مي شود. در نفايس الفنون تصريح شده که هر چه از شير فراهم مي شود در خواب هاي ما گوياي غم و اندوه است و پنير يکي از مشتقات شير است اما اين به نظر درست نمي آيد چون خود شير، شيره جان حيواني است حلال گوشت و چون گاو و گوسفند در خواب بد نيستند و هر يک به نحوي فراخي نعمت و روزي را نويد مي دهند شير هم خوب است و پنير نيز نمي تواند غم آفرين باشد. در همين نفيس الفنون آمده که ديدن شير حيوانات حلال گوشت در خواب خوب است و ديدن و خوردن شير حيوانات حرام گوشت بد است. به هر حال ديدن پنير در خواب نيکو است فقط بايد ديد چگونه عرضه مي شود و چطور مي بينيم. اگر پنير تر و تازه و قالبي سفيد در خواب ديديد که از دکاني خريداري کرديد يا کسي به شما داد پول زيادي نصيب شما مي شود يا سودي از دهنده پنير و يا شخص ديگري مي بريد. پنير له شده و خرده پنير دست مالي شده پولي است اندک و مختصر و مشکوک که معبران سنتي نوشته اند ازطريق غير مشروع به دست شما مي رسد که بعد ها يا بد نامي مي ورد يا موجب عذاب وجدان مي گردد. چنانچه در خواب ببينيد که پنير به ديگري مي دهيد از جانب شما کاري خير انجام مي گيرد که سودش به اشخاص مي رسد. اگر در خواب ديديد که پنير شما کرم گذاشته به شما خيانت مي شود که در نتيجه زيان مي بينيد. اگر پنيرشما را گربه خورد و گريخت زني حيله گر شما را فريب مي دهد و زيان مالي وارد مي آورد و اگر تکه اي پنير به گربه داديد مراقب باشيد که زني در صدد اغواي شما بر آمده است. ديدن پنير در خواب براي دختران و پسران جوان خوب است و بيشتر جنبه عاطفي و معنوي دارد تامالي.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:25 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
يخ ، در خواب غم و غصه است مخصوصا اگر خارج از فصل ديده شود. مثلا در زمستان ديدن يخ خوب نيست اما از جابر مراکشي نقل است که يخ در خواب گشادگي کارهاست. اگر در تابستان يخ فراوان ببينيد که جمع مي کنيد ، از غم و رنج رهايي خواهيد يافت. ممکن است فصلي که در خواب مي بينيد زمستان باشد اما در خواب احساس گرما داشته باشيد. احساسي که در خواب داريد ملاک تعبير قرار مي گيرد نه فصلي که خواب ديده ايد. آب شدن يخ به معني حل شدن مشکلات هم مي تواند باشد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:23 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
الهم صل علي محمد و آل محمد
دیدن هندوانه در خواب بسيار خوب است به خصوص اگر قرمز و رسيده باشد و شما از خوردن آن احساس لذت کنيد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:22 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
ملخ يکي از آفات نباتي است. ملخ چون انبوه و فراوان باشد به هر کجا که فرود آيد اثري از حيات رستني ها باقي مي گذارد. لذا در خواب هاي ما نيز آفت مالي شناخته شده چه يکي باشد و چه بسيار که اهميت آن به تعداد و کوچکي و بزرگي ملخ ها بستگي دارد اگر ديديد جائي که نشسته ايد ملخي جست و فرود آمد يا ملخي جست و بر لباس شما نشست مردي طماع و پرخوار و مزاحم و بيکاره مزاحم شما خواهد شد و به مال شما چشم مي دوزد و طمع مي بندد. اگر ديديد دسته اي ملخ پرواز مي کنند در آن منطقه که ملخ ها را ديده ايد مشکل عمومي پيش مي آيد به طوري که همه زيان مي کنند و آسيب مي بينند. اگر در حياط خانه خود بوديد و ديدديد دسته اي ملخ بر بالاي خانه شما پرواز مي کند گرفتاري تنها براي شما پيش مي آيد ولي اگر در آسمان شهر و محله و کوچه پرواز ملخ ها را ديديد گرفتاري و مشکل براي همه اهالي آن حدود است.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:19 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
لاک پشت زن يا مردي است پير و کهن سال. پر حوصله و بسيار موقر و سنگين، صبور و آرام که پند مي دهد و خير و صلاح انسان ها را مي خواهد. اگر در خواب ببينيد که لاک پشتي داريد که مربوط به شماست، مثلا در باغ يا ملک شما زندگي مي کند نشان آن است که به صبر و حوصله نياز داريد.ضمير و درونتان شما را به صبر و حوصله و بردباري دعوت مي کند و اين دعوت را با نشان دادن لاک پشت به شما مي رساند. همين طور ممکن است پيري کهن سال و با تجربه در مسير ِقرار بگيردکه همين دعوت را بکندو شما را پند بدهد و راهنمائي کند. اگر در خواب ببينيد بر لاک پشتي نشسته ايد به يک سفر دور مي رويد يا در دريا مسافرت خواهيد کرد که اين سفر شما بسيار طولاني خواهد بود. اگر در خواب ببينيد گوشت لاک پشت مي خوريد عمرتان طولاني خواهد بود يا ميراثي به شما مي رسد که صاحب آن پول و ثروت در دياري بعيد مي زيسته و اکنون هم آن مرده ريگ در فاصله اي دور قرار دارد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:17 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
الهم صل علي محمد وآل محمد
ديدن و خوردن گوشت حيوانات حلال خوب است و ديدن و خوردن گوشت حيوانات مکروه و حرام بد. البته ميزان خوبي و بدي و اندازه قبح و شئامت و ميمنت و تبرک گوشت بستگي به نوع حيوان دارد. خريد و فروش گوشت در خواب خوب نيست بخصوص اگر در خواب ببينيد که از قصاب گوشت خريده ايد و به خانه خويش مي بريد. خريدن و فروختن گوشت نيز غم و اندوه و بلا و فتنه تعبير شده و چه حيوان حلال گوشت باشد و چه مکروه يا حرام. اگر در خواب ببينيد گوشت پخته داريد يا مشغول خوردن آن هستيد آن چه مي خوريد و داريد غذا به حساب مي آيد و تعبير اغذيه را دارد و خوب است زيرا نعمت و برکت خداوندي است ولي گوشت خام مالي است که به زحمت تحصيل مي شود و با رنج و مشقت به دست مي آيد و خوردن و دندان زدن گوشت خام نيز بد است و تعدي و تجاوز و ستمگري است. خوردن و ديدن گوشت گوسفند غنيمت و نعمت است. چنان چه در خواب ببينيد گوشت شتر داريد يا گوشت شتر را مي خواهيد بخوريد ميراثي به شما مي رسد که انتظارش را نداريد.گوشت گاو نعمت و فراخي معيشت است. گوشت خرگوش را نيز ميراث از يک زن تعبير کرده اند. اگر در خواب ببينيد که گوشت بز لاغري را مي خوريد يا داريد و نمي خوريد مال فقير و يتيمي را به دنائت و پستي به چنگ مي آوريد و بهره مي بريد. اگر در خواب ببينيد گوشتي که داريد مي خوريد خروس است از مردي شجاع و نام آور متمتع مي شويد و از او نعمت مي يابيد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 16:16 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
روايت زير، كه از امام صادق ، عليه السلام ، نقل شده ، درستى اين ادعا را به اثبات مى رساند.
كانى انظر الى القائم ، عليه السلام ، و اصحابه فى نجف الكوفة كان على رؤ سهم الطير، قدفنيت ازوادهم و خلقت ثيابهم ، قد اثر السجود بجباههم ، ليوث بالنهار، رهبان باليل ، كان قلوبهم زبر الحديد، يعطى الرجل منهم قوة اربعين رجلا، لاتقتل احدا منهم الا كافر او منافق و قد و صفهم الله تعالى بالتوسم فى كتابه العزيز بقوله : (ان فى ذلك لآيات للمتوسمين (205)).(206)
گويا كه قائم ، عليه السلام ، و ياران او را مى بينم كه در نجف (كوفه ) اجتماع كرده و پرندگانى برسر آنها پرواز مى كنند. توشه هاى آنها كاستى گرفته ، جامه هاى آنها كهنه شده و نشان سجده بر پيشانى آنها نقش بسته است . آنها شيران روز و زاهدان شب اند. دلهايشان مانند پاره هاى آهن (محكم و استوار) است و هر كدام از آنها توان چهل مرد را دارا هستند. هيچ يك از آنها كشته نمى شود مگر به دست كافر يا منافق . خداوند تعالى در كتاب عزيز خود از آنها با عنوان اهل بصيرت و تيزبينى ياد كرده است . آن جا كه مى فرمايد: (در اين (عذاب ) براى اهل بصيرت نشانه هايى نهفته است ).
درروايات خصايل و ويژگيهاى متعددى براى ياران آن حضرت برشمرده شده است كه برخى از آنها مربوط به ويژگيها و صفات ظاهرى و جسمانى و برخى ديگر مربوط به ويژگيها و خصايل اخلاقى و روحى ايشان است .
نوشته شده توسط حسن در ساعت 18:0 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اين حديث در منابع شيعه و سنی وارد شده است و بعنوان روايت درفشهای سياه و روايت اهل مشرق و روايت آنچه را که اهل بيت پيامبر ص بعد از وی با آن روبرو می شوند شناخته شده است و از طرفی انرا منابع گوناگون از عده ای از صحابه با اندکی تفاوت در بين الفاظ و فقرات ان نقل کرده اند. برخی ديگر از روايات بخشهايی از آنرا روايت کرده و تعدادی از آن منابع تصريح نموده اند که راويان اين خبر همه ثقه هستند.
از عبد الله بن مسعود نقل شده است که گفت: حضور پيامبر ص رسيديم. حضرت با رويی گشاده و غرق از سرور و شادی با ما روبرو شد. آنچه را که از حضرت سوال کرديم پاسخ دادند. اگر ما ساکت می شديم ان حضرت شروع به سخن می نمودند تا اينکه گروهی از جوانان بنی هاشم گذارشان از انجا افتاد و امام حسن و امام حسين ع در بين انان بودند تا چشم حضرت پر از اشک گرديد...
عرض کرديم: ای رسول خدا همواره چيزی در چهره ات می بينيم که ما را ناراحت می سازد.
حضرت فرمود: ما خانواده ای هستيم که خدای سبحان آخرت را بر دنيا برای ما اختيار فرموده است. بزودی بعد از من اهل بيتم در شهرها و سرزمينها پراکنده و اواره خواهند شد تا اينکه درفشهای سياه از مشرق زمين به اهتزاز درايد که حق را می طلبند اما حقوقشان را اداء نمی کنند انان دست از حق بر نمی دارند اما اجابت نمی شود ديگر بار درخواست می کنند به انان اعتناء نمی شود در اين صورت دست به مبارزه زده و به پيروزی دست می يابند هرگاه کسی از شما يا ذريه شما ان زمان را درک کرد بايد به پيشوای از اهل بيت من بپيوندد اگر چه با دشواری بر روی برف سينه خيز برود انها درفشهای هدايتند که انها را بدست مردی از اهل بيت من ميسپارند که نام وی مانند نام من می باشد. او مالک زمين می گردد و انرا پر از عدل و داد می کند انگونه که از جور و ستم پر شده است.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:19 موضوع علائم ظهور مهدی عج | لینک ثابت
الهم صل علي محمد وآل محمد
محمدبن سيرين گويد: بويهاي خوش و ناخوش ثناي نيك مدح و ذم و سخن ناصواب است. اگر بيند بوي خوش شنيد، دليل كه او نكوهش كنند. اگر در خواب بوي خوش بسيار شنود، دليل است بر مرگ، زيرا كه مرده را از بوي خوش حنوط ناگزير است. ابراهيم كرماني گويد: اگر بيند او را خوشبوي كردند، دليل كه او را ستايش كنند و ثنا گويند. اگر به خلاف اين بيند، دليل كه او را پيش مردم عيب و نكوهش كنند و نام او به زشتي منتشر شود.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 13:17 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
467 قالَ عليه السلام : اِذا قامَ الْقائِمُ يَقْضى بَيْنَ النّاسِ بِعِلْمِهِ كَقَضاءِ داوُد عليه السلام وَ لا يَسْئَلُ الْبَيِّنَةَ.(534)
فرمود: زمانى كه حضرت حجّت (عجّ) قيام نمايد به علم خود در بين مردم قضاوت مى كند همانند حضرت داود (ع )، و از دليل و شاهد سؤ ال نمى فرمايد.
468 قالَ عليه السلام : مَنْ اَطاعَ الْخالِقَ لَمْ يُبالِ سَخَطُ الْمَخْلُوقينَ.(535)
فرمود: هر كس مطيع و پيرو خدا باشد از قهر و كارشكنى ديگران باكى نخواهد داشت .
469 قالَ عليه السلام : اَلْعِلْمُ وَراثَةٌ كَريمَةٌ، وَالاْ دَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَالْفِكْرَةُ مِرْآتٌ صافَيةٌ.(536)
فرمود: علم و دانش بهترين يادبود براى انتقال به ديگران است ، اءدب زيباترين نيكى ها است و فكر و انديشه آئينه صاف و تزيين كننده اعمال و برنامه ها است .
470 قالَ عليه السلام : اِنّ اللّهَ اِذا اَرادَ بِعَبْدٍ خَيْراً اِذا عُوتِبَ قَبِلَ.(537)
فرمود: همانا اگر خداوند براى بنده اى خوبى بخواهد و در منگنه آزمايش قرار گيرد، رنج و مشقّتهايش را قبول مى نمايد.
471 قالَ عليه السلام : لا تُخَيِّبْ راجيكَ فَيَمْقَتُكَ اللّهُ وَ يُعاديكَ.(538)
فرمود: كسى كه به تو اميد بسته است نااميدش مگردان ، وگرنه مورد غضب خداوند قرار خواهى گرفت .
472 قالَ عليه السلام : مَا اسْتَراحَ ذُو الْحِرْصِ.(539)
فرمود: شخص طمّاع و حريص نسبت به اموال و تجمّلات دنيا هيچگاه آسايش و استراحت نخواهد داشت .
473 قالَ عليه السلام : الْعِتابُ مِفْتاحُ التَّقالى ، وَالْعِتابُ خَيْرٌ مِنَ الْحِقْدِ.(540)
فرمود: (مواظب باش كه ) عتاب و پرخاش گرى مقدّمه و كليد غضب مى باشد، ولى در هر حال عتاب نسبت به كينه و دشمنى درونى بهتر است (چون كينه ضررهاى خطرناكترى را در بردارد).
474 قالَ عليه السلام : الْغِنى قِلَّةُ تَمَنّيكَ، وَالرّضا بِما يَكْفيكَ، وَ الْفَقْرُ شَرهُ النّفْسِ وَ شِدَّةُ الْقُنُوطِ، وَ الدِّقَّةُ إ تّباعُ الْيَسيرِ وَالنَّظَرُ فِى الْحَقيرِ.(541)
فرمود: بى نيازى و توانگرى در آن است كه كمتر آرزو و توقّع باشد و به آنچه موجود و حاضر است راضى و قانع گردى ، وليكن فقر و تهيدستى در آن موقعى است كه آرزوهاى نفسانى اهميّت داده شود، امّا دقّت و توجّه به مسائل اهميّت دادن به امكانات موجود و مصرف و استفاده صحيح از آنها است گر چه ناچيز و كم باشد.
475 قالَ عليه السلام : الاْ مامُ بَعْدى الْحَسَنِ ابْنُهُ الْقائِمُ الَّذى يَمْلاُْ الاْءرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.(542)
فرمود: امام و خليفه بعد از من (فرزندم ) حسن و بعد از او فرزندش مهدى موعود عليهما السلام مى باشد كه زمين را پر از عدل و داد مى نمايد همانطورى كه پر از ظلم و ستم گشته باشد.
476 قالَ عليه السلام : إذا كانَ زَمانُ الْعَدْلِ فيهِ أ غْلَبُ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أ نْ نَظُنَّ بِأ حَدٍ سُوءاً حَتّى يُعْلَمَ ذالِكَ مِنْهُ.(543)
فرمود: در آن زمانى كه عدالت اجتماعى حاكم و غالب بر تباهى باشد، نبايد به شخصى بد گمان بود مگر آن كه يقين و معلوم باشد.
477 قالَ عليه السلام : إنَّ لِشيعَتِنا بِوِلايَتِنا لَعِصْمَةٌ، لَوْ سَلَكُوا بِها فى لُجَّةِ الْبِحارِ الْغامِرَةِ.(544)
فرمود: همانا ولايت ما اهل بيت براى شيعيان و دوستانمان پناهگاه أ منى مى باشد كه چنانچه در همه امور به آن تمسّك جويند بر تمام مشكلات (مادّى و معنوى ) فايق آيند.
478 قالَ عليه السلام : يا داوُدُ لَوْ قُلْتَ اءنَّ تارِكُ التَّقيَّةِ كَتارِكِ الصَّلاةِ لَكُنْتَ صادِقاً.(545)
به يكى از اصحابش به نام داود صرّمى فرمود: اگر قائل شوى كه تارك تقيّه همانند تارك نماز است صادق خواهى بود.
479 قالَ عليه السلام : سَأ لْتُهُ عَنِ الْحِلْمِ؟ هُوَ أ نْ تَمْلِكَ نَفْسَكَ وَ تَكْظِمَ غَيْظَكَ، وَ لا يَكُونُ ذلِكَ إلاّ مَعَ الْقُدْرَةِ.(546)
يكى از اصحاب از آن حضرت پيرامون معناى حلم سؤ ال نمود، در پاسخ فرمود: اينكه در هر حال مالك نفس خود باشى و خشم خود را فرو برى و خاموش كنى و اين تحمّل و بردبارى در حالتى باشد كه توان مقابله با شخصى را داشته باشى .
480 قالَ عليه السلام : اِنّ اللّهَ جَعَلَ الدّنيا دارَ بَلْوى وَالاْخِرَةَ دارَ عُقْبى ، وَ جَعَلَ بَلْوى الدّنيا لِثوابِ الاْخِرَةِ سَبَباً وَ ثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلْوَى الدّنيا عِوَضاً.(547)
فرمود: همانا خداوند دنيا را جايگاه بلاها و امتحانات و مشكلات قرار داد، و آخرت را جايگاه نتيجه گيرى زحمات ، پس بلاها و زحمات و سختى هاى دنيا را وسيله رسيدن به مقامات آخرت قرار داد و أ جر و پاداش عطا مى فرمايد
نوشته شده توسط حسن در ساعت 20:39 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
457 قالَ عليه السلام : إنَّ الْحَرامَ لايَنْمي ، وَإنْ نَمى لا يُبارَكُ فيهِ، وَما اءَنْفَقَهُ لَمْ يُؤْجَرْ عَلَيْهِ، وَ ما خَلَّفَهُ كانَ زادَهُ إلَى النّارِ.(524)
فرمود: همانا پول و ديگر اموال حرام رشد و نموّ ندارد و اگر هم احياناً رشد كند و زياد شود بركتى نخواهد داشت و با خوشى مصرف نمى گردد.
و آنچه را از اموال حرام انفاق و كمك كرده باشد اءجر و پاداشى برايش نيست و هر مقدارى كه براى بعد از خود بهر عنوان باقى گذارد معاقب مى گردد.
458 قالَ عليه السلام : اَلْحِكْمَةُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِ الْفاسِدَةِ.(525)
فرمود: حكمت اثرى در دلها و قلبهاى فاسد نمى گذارد.
459 قالَ عليه السلام : مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَيْهِ.(526)
فرمود: هر كه از خود راضى باشد بدگويان او زياد خواهند شد.
460 قالَ عليه السلام : اَلْمُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتان .(527)
فرمود: مصيبتى كه بر كسى وارد شود و صبر و تحمّل نمايد تنها يك ناراحتى است ولى اگر فرياد و جزع كند دو ناراحتى خواهد داشت .
461 قالَ عليه السلام : اِنّ لِلّهِ بُقاعاً يُحِبُّ اءنْ يُدْعى فيها فَيَسْتَجيبُ لِمَنْ دَعاهُ، وَالْحيرُ مِنْها.(528)
فرمود: براى خداوند بقعه ها و مكانهائى است كه دوست دارد در آنها خدا خوانده شود تا آنكه دعاها را مستجاب گرداند كه يكى از آن بُقْعه ها حائر و حرم امام حسين (ع ) خواهد بود.
462 قالَ عليه السلام : اِنّ اللّهَ هُوَ الْمُثيبُ وَالْمُعاقِبُ وَالْمُجازى بِالاَْعْمالِ عاجِلاً وَآجِلاً.(529)
فرمود: همانا تنها كسى كه ثواب مى دهد و عقاب مى كند، خداوند خواهد بود كه كارها را بلافاصله يا در آينده پاداش مى دهد.
463 قالَ عليه السلام : مَنْ هانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فَلا تَاءمَنْ شَرَّهُ.(530)
فرمود: هر كس به خويشتن اهانت كند و كنترل نفس نداشته باشد خود را از شرّ او در امان ندان .
464 قالَ عليه السلام : اَلتَّواضُعُ اءنْ تُعْطِى النّاسَ ما تُحِبُّ اءنْ تُعْطاهُ.(531)
فرمود: تواضع و فروتنى چنان است كه با مردم چنان كنى كه دوست دارى با تو آن كنند.
465 قالَ عليه السلام : اِنّ الْجِسْمَ مُحْدَثٌ وَاللّهُ مُحْدِثُهُ وَ مُجَسِّمُهُ.(532)
فرمود: همانا اجسام جديد و پديده هستند و خداوند متعال به وجود آورنده و تجسّم بخش آنها است .
466 قالَ عليه السلام : لَمْ يَزَلِ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَيْى ءٌ مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْياءَ بَديعاً، وَاخْتارَ لِنَفْسِهِ اءحْسَنَ الاْ سْماء.(533)
فرمود: خداوند از أ زل تنها بود و چيزى با او نبود، تمام موجودات را با قدرت خود آفريده ، و بهترين نامها را براى خود برگزيد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 20:39 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
447 قالَ عليه السلام : الدُّنْيا سُوقٌ رَبِحَ فيها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.(514)
فرمود: دنيا همانند بازارى است كه عدّه اى در آن براى آخرت سود مى برند و عدّه اى ديگر ضرر و خسارت متحمّل مى شوند.
448 قالَ عليه السلام : النّاسُ فِى الدُّنْيا وَ فِى الاَّْخِرَةِ بِالاْ عْمالِ.(515)
فرمود: مردم در دنيا به وسيله ثروت و تجمّلات شهرت مى يابند ولى در آخرت به وسيله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد.
449 قالَ عليه السلام : مُخالَطَةُ الاْ شْرارِ تَدُلُّ عَلى شِرارِ مَنْ تُخالِطُهُمْ.(516)
فرمود: همنشين شدن و معاشرت با افراد شرور نشانه پستى و شرارت تو خواهد بود.
450 قالَ عليه السلام : أ هْلُ قُمْ وَ أ هْلُ آبَةِ مَغْفُورٌلَهُمْ ، لِزيارَتِهِمْ لِجَدّى عَل ىٍّّ ابْنِ مُوسَى الرِّضا عَلَيْهِ السَّلامُ بِطُوس ، اءلا وَ مَنْ زارَهُ فَأ صابَهُ فى طَرى قِهِ قَطْرَةٌ مِنَ السَّماءِ حَرَّمَ اللّهُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ.(517)
فرمود: اءهالى قم و اءهالى آبه يكى از روستاهاى حوالى ساوه آمرزيده هستند به جهت آنكه جدّم حضرت امام رضا عليه السلام را در شهر طوس زيارت مى كنند.
و سپس حضرت افزود: هر كه جدّم امام رضا عليه السلام را زيارت كند و در مسير راه صدمه و سختى تحمّل كند خداوند آتش را بر بدن او حرام مى گرداند.
451 عَنْ يَعْقُوبِ بْنِ السَّكيتْ، قالَ: سَاءلْتُ أ بَاالْحَسَنِ الْهادي عَلَيْهِ السَّلامُ: ما بالُ الْقُرْآنِ لا يَزْدادُ عَلَى النَّشْرِ وَالدَّرْسِ إلاّ غَضاضَة ؟
قالَ عليه السلام : إنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ يَجْعَلْهُ لِزَمانٍ دُونَ زَمانٍ، وَلالِناسٍ دُونَ ناسٍ، فَهُوَ فى كُلِّ زَمانٍ جَديدٌ وَ عِنْدَ كُلِّ قَوْمٍ غَضُّ إلى يَوْمِ الْقِيامَةِ.(518)
يكى از اصحاب حضرت به نام ابن سِكيّت گويد: از امام هادى عليه السلام سؤ ال كردم : چرا قرآن ازدياد نمى يابد و كهنه و مندرس نمى شود، بلكه هميشه حالتى تازه و جديد در آن وجود دارد؟
امام عليه السلام فرمود: چونكه خداوند متعال قرآن را براى زمان خاصّى و يا طايفه اى مخصوص قرار نداده است بلكه براى تمام دورانها و تمامى اقشار مردم فرستاده است ، به همين جهت هميشه حالت جديد و تازه اى دارد و براى جوامع بشرى تا روز قيامت قابل عمل و اجراء مى باشد.
452 قالَ عليه السلام : الْغَضَبُ عَلى مَنْ لا تَمْلِكُ عَجْزٌ، وَ عَلى مَنْ تَمْلِكَ لُؤْمٌ.(519)
فرمود: غضب و تندى در مقابل آنكه توان مقابله با او را ندارى ، علامت عجز و ناتوانى است ، ولى در مقابل كسى كه توان مقابله و رو در روئى او را دارى علامت پستى و رذالت است .
453 قالَ عليه السلام : يَاْتى عُلَماءُ شيعَتِنا الْقَوّامُونَ بِضُعَفاءِ مُحِبّينا وَ اءهْلِ وَلايَتِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ، وَالاْ نْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تيجانِهِمْ.(520)
فرمود: علماء و دانشمندانى كه به فرياد دوستان و پيروان ما برسند و از آنها رفع مشكل نمايند، روز قيامت در حالى محشور مى شوند كه تاج درخشانى بر سر دارند و نور از آنها مى درخشد.
454 قالَ عليه السلام لِبَعْضِ قَهارِمَتِهِ: اسْتَثْكِرُوا لَنا مِنَ الْباذِنْجانِ، فَإنَّهُ حارُّ فى وَقْتِ الْحَرارَةِ، بارِدٌ فى وَقْتِ الْبُرُودَةِ، مُعْتَدِلٌ فِى الاْ وقاتِ كُلِّها، جَيِّدٌ عَلى كلِّ حالٍ.(521)
به بعضى از غلامان خود فرمود: بيشتر براى ما بادمجان پخت نمائيد كه در فصل گرما، گرم و در فصل سرما، سرد است .
و در تمام دوران سال معتدل مى باشد و در هر حالتى مفيد است .
455 قالَ عليه السلام : التَّسْريحُ بِمِشْطِ الْعاجِ يَنْبُتُ الشَّعْرَ فِى الرَّأ سِ، وَ يَطْرُدُ الدُّودَ مِنَ الدِّماغِ، وَ يُطْفِى ءُ الْمِرارَ، وَ يَتَّقِى اللِّثةَ وَ الْعَمُورَ.(522)
فرمود: شانه كردن موها به وسيله شانه عاج سبب روئيدن و افزايش موى سر مى باشد، همچنين سبب نابودى كرم هاى درون سر و مُخ خواهد شد و موجب سلامتى فكّ و لثه ها مى گردد.
456 قالَ عليه السلام : اُذكُرْ مَصْرَعَكَ بَيْنَ يَدَيْ اءهْلِكَ لا طَبيبٌ يَمْنَعُكَ، وَ لا حَبيبٌ يَنْفَعُكَ.(523)
فرمود: بياد آور و فراموش نكن آن حالت و موقعى را كه در ميان جمع اعضاء خانواده و آشنايان قرار مى گيرى و لحظات آخر عمرت سپرى مى شود و هيچ پزشكى و دوستى و ثروتى نمى تواند تو را از آن حالت نجات دهد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 20:38 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
443 قالَ عليه السلام :السَّهَرَ اءُلَذُّالْمَنامِ، وَالْجُوعُ يَزيدُ فى طيبِ الطَّعامِ.(510)
فرمود: شب زنده دارى خواب بعد از آنرا لذيذ مى گرداند و گرسنگى در خوشمزگى طعام مى افزايد يعنى هر چه انسان كمتر بخوابد بيشتر از خواب لذت مى برد و هر چه كم خوراك باشد مزّه غذا گواراتر خواهد بود .
444 قالَ عليه السلام : لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ كَدِرَتَ عَلَيْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّكَ إ لَيْهِ، فَإنَّما قَلْبُ غَيْرِكَ كَقَلْبِكَ لَهُ.(511)
فرمود: از كسى كه نسبت به او كدورت و كينه دارى صميّميت و محبّت مجوى ، همچنين كسى كه نسبت به او بدگمان هستى نصيحت و موعظه طلب نكن ، چونكه قلب ديگران همانند قلب خودت مى باشد.
445 قالَ عليه السلام : الْحَسَدُ ما حِقُ الْحَسَناتِ، وَالزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَالْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داعٍ إلَى الْغَمْطِ وَالْجَهْلِ، وَالبُخْلُ اءذَمُّ الاءخْلاقِ، وَالطَّمَعَ سَجيَّةٌ سَيِّئَةٌ.(512)
فرمود: حالت حسد موجب نابودى ارزش و ثواب حسنات مى گردد. تكبّر و خودخواهى جذب كننده دشمنى و عداوت افراد مى باشد.
عُجب و خودبينى مانع تحصيل علم خواهد بود و در نتيجه شخص را در پستى و نادانى نگه مى دارد.
بخيل بودن بدترين اخلاق است ، طَمَع خصلتى ناپسند و زشت خواهد بود.
446 قالَ عليه السلام : مُلاقاةُ الاْ خْوانِ نَشْرَةٌ، وَتَلْقيحٌ لِلْعَقْلِ وَ إنْ كانَ نَزْراً قَليلاً.(513)
فرمود: ملاقات و ديدار با دوستان و برادران موجب صفاى دل و نورانيّت آن مى گردد و سبب شكوفائى عقل و درايت خواهد گشت گرچه در مدّت زمانى كوتاه انجام پذيرد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 20:38 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
حضرت امام هادى عليه السّلام
قال الا مام علىّ الهادي صلوات اللّه و سلامه عليه :
441 مَن اتَّقىَ اللّهَ يُتَّقى ، وَمَنْ اءطاعَ اللّهَ يُطاعُ، وَ مَنْ اءطاعَ الْخالِقَ لَمْ يُبالِ سَخَطُ الْمَخْلُوقين ، وَمَنْ اءسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ اءنْ يَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقينَ.(508)
فرمود: كسى كه تصميم گيرد رعايت تقواى الهى نمايد با تقوى و پرهيزكار خواهد شد، همچنين هر كس اطاعت از دستورات الهى كند خواسته هايش برآورده مى گردد.
و هر شخصى كه اطاعت از خالق نمايد باكى از دشمنى و عداوت انسانها نخواهد داشت ، و چنانچه خداى متعال را با معصيت و نافرمانى خود به غضب درآورد نيز مورد خشم انسانها قرار مى گيرد.
442 قالَ عليه السلام : مَنْ اءنِسَ بِاللّهِ اسْتَوحَشَ مِنَ النّاسِ، وَعَلامَةُ الْاءنْسِ بِاللّهِ الْوَحْشَةُ مِنَ النّاسِ.(509)
فرمود: كسى كه با خداوند متعال مونس باشد و او را اءنيس خود بداند، از مردم احساس وحشت مى كند.
و علامت و نشانه اءنس با خداوند وحشت از مردم است يعنى از غير خدا نهراسيدن و از مردم احتياط و دورى كردن .
.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 20:37 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
کبوتر بين تمام اقوام و ملت ها مرغ عشق و محبت و صلح و دوستي شناخته مي شود. کبوتر در وفاداري نسبت به جفت، بعد از قو بي نظير و در عشق به لانه و زادگاه شاخص و نمونه شناخته شده است. کبوتر پرنده اي است آرام اهلي و بي آزار آن قدر که دست آموز مي شود و از کف دست صاحب خويش دانه مي گيرد. اگر محبوسي در خواب کبوتري سفيد ببيند از زندان خلاص مي شود و آزادي خود را باز مي يابد. اگر بيماري اين خواب را ببيند شفا حاصل مي کند و چنان چه وامداري ببيند دين خويش را مي پردازد. معبران نوشته اند کبوتر در خواب نشانه زن است ولي کبوتر در خواب نشانه صلح و دوستي است. چنان چه دختري جوان کبوتر در خواب ببيند شوهري مناسب براي او پيدا مي شود. از امام صادق نقل است که چنان چه کسي کبونر در خواب ببيند از مسافر غايب نامه اي و خبري دريافت مي کند. اين تعبير به علت آن است که از کبوتر در گذشته براي نامه رساني و بردن پيغام و سلام نيز استفاده مي کردند. اگر کسي در خواب ببيند گوشت کبوتر مي خورد از مال زني استفاده مي کند. اگر کسي ببيند بر بام يا در حياط خانه اش کبوتراني نشسته اند صاحب ثروت مي شود. ديدن کبوتر در خواب کلا خوب است ولي ديدن کبوتر سفيد بهتر است.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 8:56 موضوع حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
هرکس حاصل مزرعه اخرت را بخواهد ما برتخمی که کاشته
می افزائیم وهرکه حاصل کشت دنیا را بخواهد او راهم ازان
نصیب میکنیم ولی در اخرت از نعمت ابدی ان چون نخواسته
نصیبی نخواهد یافت
نوشته شده توسط حسن در ساعت 7:56 موضوع آيات الهي | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
خدا را به بندگان لطف و محبت بسیار است هرکه را بخواهد
روزی میدهد و او بر هرچیز توانا ی مطلق و برهمه عالم مقتدر و قالب است
نوشته شده توسط حسن در ساعت 7:53 موضوع آيات الهي | لینک ثابت
|
چهل حديث گهربار، از اميرمؤمنان على عليه السّلام
|
نوشته شده توسط حسن در ساعت 23:2 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
خلاصه حالات سوّمين معصوم حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها
ولادت با سعادت آن بانوى نمونه و مجلّله بنابر مشهور: روز جمعه بيستم ماه جمادى الثّانى ، سال پنجم بعثت ، سه سال پس از جريان معراج ، در شهر مكّه واقع شد و جهان ظلمانى را به نور مقدّس خود روشن نمود.
چون آن حضرت به دنيا آمد چند نفر از زنان بهشتى با ظرفهائى از آب كوثر حضور يافته و او را غسل دادند.
پس از آن نوزاد لب به سخن گشود و اظهار داشت :
(اءشهد اءن لا إ له إلاّ اللّه ، و اءنّ اءبي رسول اللّه سيّد الا نبياء، و اءنّ بعلى سيّد الا وصياء، و وُلدى سادة الا سباط)
سپس نام يكايك زنان حاضر را به زبان آورد و به هر يك سلام كرد.
نام : فاطمه ، زهراء(105) سلام اللّه عليها يوم ولدت و يوم تبعث حيّا - .
كنيه : اُمّ اءبيها، اُمّ الا ئمّة ، اُمّ الحسنين و ...
لقب : سيّدة نساء العالمين ، بضعة الرّسول ، بتول ، صدّيقة ، راضية ، مرضيّة ، مباركة ، طاهرة ، مطهّرة ، عذراء، زكيّة ، محدّثة ، صفيّة ، سيّدة ، عابدة ، مظلومة ، حكيمة ، حليمة ، تقيّة ، حبيبة ، كاظمة ، رئؤ وفة و ...
و هر يك از لقبها اشاره به بعضى از كمالات و صفات حسنه مخصوص آن حضرت خواهد بود.
پدر: حضرت محمّد پيامبر عظيم القدر اسلام صلى الله عليه و آله .
مادر: خديجه دختر خُويلد، اوّلين زنى كه ايمان آورد و همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز جماعت خواند.
و تمام ثروت خود را كه يكى از ثروتمندان مهمّ بوده است براى ترويج اسلام در اختيار همسرش حضرت رسول قرار داد.
خادمه آن حضرت فضّه بود كه خود داراى فضائل و مناقبى است از آنجمله اينكه حافظ تمام قرآن بود.
نقش انگشتر حضرت : (اءمِنَ الْمُتوسِّلُونَ) بوده است .
حضرت زهراء سلام اللّه عليها كوچكترين فرزند خانواده خود و تنها يادگار براى حضرت رسول صلى الله عليه و آله بود.
آن حضرت بسيار مورد احترام خاصّ پدرش رسول گرامى اسلام قرار مى گرفت و حتّى بارها هنگام ورود فاطمه زهراء، حضرت رسول جلوى پايش بلند مى شد و پيشانى او را مى بوسيد و مى فرمود:
فاطمه از من است و من از اويم ، پدرش فدايش باد، هر كه فاطمه را خوشحال نمايد مرا خوشحال كرده ، و هر كه او را ناراحت نمايد مرا ناراحت كرده است و ...
در بسيارى از روايات آمده است بر اينكه حضرت زهراء سلام اللّه عليها، در طول مدّت عمر پر بركت خود، هيچ موقع خون حيض و خون نفاس مشاهده ننمود.
و بر خلاف ديگر زنها هميشه پاك و پاكيزه بود و به همين جهت آن حضرت را طاهره و مطهّره گفته اند.
در مورد زمان ازدواج حضرت زهراء سلام اللّه عليها اختلاف است :
مشهور آن است كه در سنين ده سالگى به ازدواج اميرالمؤمنين علىّ عليه السلام در آمد.
و در ماه مبارك رمضان نامزدى و خطبه نكاح واقع شد.
و در ماه ذى الحجّه عروسى انجام گرفت .
در سنين هشت سالگى از مكّه معظّمه به سوى مدينه منوّره مهاجرت نمود.
در مدّت عمر آن حضرت بين تاريخ نويسان و راويان حديث اختلاف است ولى مشهور بين 18 تا 25 سال گفته اند.
همچنين در اينكه چند روز پس از شهادت پدر باقى بود، در كتابهاى تاريخ و حديث ما بين چهل روز تا شش ماه آمده است .
و معروف بين 75 روز و يا 95 روز مى باشد.
و مشهور سيزدهم جمادى الاوّلى و يا سوّم جمادى الثّانى ، سال دهم هجرى قمرى را گفته اند.(106)
علّت رحلت و شهادت آن مظلومه تاريخ ، مصيبتها و شكنجه هاى دردناكى بوده است كه پس از رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از سوى افراد معلوم الحال بر آن حضرت وارد آمدند و تاريخ آنها را ثبت نموده است .
به طوريكه حضرت را پس از پدرش خندان و شادمان نديدند بلكه مرتّب گريان و ناراحت بود تا مرحله اى كه يكى از چهار گريه كننده گان عالَم به حساب آمده است .
در اسلام ، آن حضرت اوّلين كسى بود كه برايش توسط اءسماء بنت عُميس با تقاضاى خود حضرت ، تابوت ساخته شد، براى آنكه حتّى پس از وفاتش حجم بدن مقدّسش مورد ديد افراد قرار نگيرد.
مراسم غسل و كفن و دفن ، همچنين نماز بر حضرت توسط همسرش امام علىّ عليه السلام و بعضى از نزديكان خاصّ، (شبانه ) انجام گرفت .
و محلّ قبر آن حضرت تا هنگام ظهور امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف مخفى و پنهان بوده و مى باشد.
حضرت داراى سه فرزند پسر بنامهاى : حسن ، حسين ، محسن و دو دختر بنامهاى : زينب ، امّ كلثوم بوده است .
نماز آن حضرت : دو ركعت است ، در ركعت اوّل پس از قرائت سوره حمد، صد مرتبه سوره قدر، و در ركعت دوّم صد مرتبه سوره توحيد خوانده مى شود.
و پس از سلام نماز تسبيح حضرت و سپس صد مرتبه صلوات بر پيغمبر و آلش عليهم السلام فرستاده مى شود.
بعد از آن حوايج و خواسته هاى مشروع خود را از درگاه خداوند متعال در خواست مى نمايد.(107)
نوشته شده توسط حسن در ساعت 23:2 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
چهل حديث گهربار از حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها
81 قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه عليها :
نَحْنُ وَسيلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَيْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبى ائِهِ.(108)
فرمود: ما اءهل بيت پيامبر وسيله ارتباط خداوند با خلق او هستيم ، ما برگزيدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشيم ، ما حجّت و راهنما خواهيم بود و ما وارثان پيامبران الهى هستيم .
82 قالَتْ سلام اللّه عليها : وَهُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَالْهِيْكَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْيابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(109)
در تعريف امام علىّ عليه السلام فرمود : او پيشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوينده اى حقّگو و هدايتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبريّت است .
83 قالَتْ سلام اللّه عليها : اءبَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، يُقْيمانِ اءودَّهُمْ، وَ يُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إنْ اءطاعُوهُما، وَ يُبيحانِهِمُ النَّعيمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.(110)
فرمود: حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و علىّ عليه السلام ، والِدَين اين امّت هستند، چنانچه از آن دو پيروى كنند آنها را از عذاب هميشگى نجات مى دهند و از نعمت هاى وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.
84 قالَتْ سلام اللّه عليها : مَنْ اءصْعَدَ إلىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اءهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ اءفْضَلَ مَصْلِحَتِهِ.(111)
فرمود: هر كس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترين مصلحتها و بركات خود را براى او تقدير مى نمايد.
85 قالَتْ سلام اللّه عليها : إنَّ السَّعيدَ كُلُّ السَّعيدِ، حَقُّ السَّعيدِ مَنْ اءحَبَّ عَليّا فى حَياتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.(112)
فرمود: همانا حقيقت و واقعيّت تمام سعادتها و رستگاريها در دوستى علىّ عليه السلام در زمان حيات و پس از رحلتش خواهدبود
86 قالَتْ سلام اللّه عليها : إ لهى وَ سَيِّدى ، اءسْئَلُكَ بِالَّذينَ اصْطَفَيْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَيَّ فى مُفارِقَتى اءَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شيعَتى ، وَشيعَةِ ذُرّيتَى .(113)
فرمود: خداوندا، به حقّ اولياء و مقرّبانى كه آنها را برگزيده اى ، و به گريه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ايشان ، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شيعيان و پيروان ما را به بخشى .
87 قالَتْ سلام اللّه عليها : شيعَتُنا مِنْ خِيارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّينا وَ مَوالى اَوْليائِنا وَ مُعادى اءعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ، لَنا.(114)
فرمود: شيعيان و پيروان ما، و همچنين دوستداران اولياء ما و آنانكه دشمن دشمنان ما باشند، نيز آنهائيكه با قلب و زبان تسليم ما هستند بهترين افراد بهشتيان خواهند بود.
88 قالَتْ سلام اللّه عليها : وَاللّهِ يَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إنّى اءكْرَهُ اءنْ يُصيبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ اءنّى سَاءُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ اءجِدُهُ سَريعُ الاْ جابَةِ.(115)
خطاب به عمر بن خطّاب فرمود:
سوگند به خداوند، اگر نمى ترسيدم كه عذاب الهى بر بى گناهان نيز نازل گردد، متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرين مى كردم .
و مى ديدى چگونه دعايم سريع مستجاب مى گرديد.
89 قالَتْ سلام اللّه عليها : وَاللّهِ، لاكَلَّمْتُكَ اءبَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَيْكَ فى كُلِّ صَلوةٍ.(116)
پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت ، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود:
به خدا سوگند، ديگر با تو سخن نخواهم گفت ، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرين خواهم كرد.
90 قالَتْ سلام اللّه عليها : إنّى اءُشْهِدُاللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، اءنَّكُما اُسْخَطْتُمانى ، وَ ما رَضيتُمانى ، وَ لَئِنْ لَقيتُ النَبِيَّ لا شْكُوَنَّكُما إ لَيْهِ.(117)
هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود:
خدا و ملائكه را گواه مى گيرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده ايد، و مرا راضى نكرديد، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكايت شما دو نفر را خواهم كرد.
91 قالَتْ سلام اللّه عليها : لاتُصَلّى عَلَيَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ اءبى رَسُولِ اللّهِ فى اءميرالْمُؤ منينَ عَليّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَاءخَذُوا إ رْثى ، وَخَرقُوا صَحيفَتى اللّتى كَتَبها لى اءبى بِمُلْكِ فَدَك .(118)
فرمود: افراديكه عهد خدا و پيامبر خدا را درباره اميرالمؤمنين علىّ عليه السلام شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثيه ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نبايد بر جنازه من نماز بگذارند.
92 قالَتْ سلام اللّه عليها : إ لَيْكُمْ عَنّي ، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَديرِكُمْ، وَالاَْمْرُ بعد تقْصيركُمْ، هَلْ تَرَكَ اءبى يَوْمَ غَديرِ خُمّ لاِ حَدٍ عَدْوٌ.(119)
خطاب به مهاجرين و انصار كرد و فرمود:
از من دور شويد و مرا به حال خود رها كنيد، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگاريهايتان ، عذرى براى شما باقى نمانده است .
آيا پدرم در روز غدير خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت ؟
93 قالت سلام اللّه عليها: جَعَلَ اللّهُ الاْيمانَ تَطْهيرا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزيها لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَالزَّكاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّيامَ تَثْبيتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْييدا لِلدّينِ(120)
فرمود: خداوند سبحان ، ايمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهيها و شقاوتها قرار داد.
و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود.
و زكات (و خمس ) را براى تزكيه نفس و توسعه روزى تعيين نمود.
و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده ، لازم دانست .
و حجّ را براى استحكام اءساس شريعت و بناء دين اسلام واجب نمود.
94 قالَتْ سلام اللّه عليها : يا اءبَالْحَسَنِ، إنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أ نّى اَوَّلُ اءهْلِهِ لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّهِ تَعالى وَارْضَ بِقَضائِهِ.(121)
فرمود: اى ابا الحسن همسرم ، همانا رسول خدا با من عهد بست و اظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بيتش كه به او ملحق مى شوم و چاره اى از آن نيست ، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش .
95 قالَتْ سلام اللّه عليها : مَنْ سَلَّمَ عَلَيْهِ اَوْ عَلَيَّ ثَلاثَةَ اءيّامٍ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَياتِهِ وَ حَياتِكِ؟
قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا.(122)
فرمود: هر كه بر پدرم رسولخدا و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند، چه در زمان حيات و يا پس از مرگ ما باشد.
96 قالَتْ سلام اللّه عليها : ما صَنَعَ اءبُوالْحَسَنِ إلاّ ما كانَ يَنْبَغى لَهُ، وَلَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسْيبُهُمْ وَطالِبُهُمْ.(123)
فرمود: آنچه را امام علىّ عليه السلام نسبت به دفن رسول خدا و جريان بيعت انجام داد، وظيفه الهى او بوده است ، و آنچه را ديگران انجام دادند خداوند آنها را محاسبه و مجازات مى نمايد.
97 قالَتْ سلام اللّه عليها : خَيْرٌ لِلِنّساءِ اءنْ لايَرَيْنَ الرِّجالَ وَلايَراهُنَّ الرِّجالُ.(124)
فرمود: بهترين چيز براى حفظ شخصيت زن آن است كه مردى را نبيند و نيز مورد مشاهده مردان قرار نگيرد.
98 قالَتْ سلام اللّه عليها : اءوُصيكَ يا اءبَالْحَسنِ اءنْ لاتَنْسانى ، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى .(125)
ضمن وصيّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نكنى .
و به زيارت و ديدار من بر سر قبرم بيائى .
99 قالَتْ سلام اللّه عليها : إنّى قَدِاسْتَقْبَحْتُ ما يُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إ نّهُ يُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَيَصِفُها لِمَنْ رَاءى ، فَلا تَحْمِلينى عَلى سَريرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرينى ، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ.(126)
در آخرين روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصيّتى به اسماء فرمود: من بسيار زشت و زننده مى دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه اى روى بدنش تشييع مى كنند.
و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى ديگران تعريف مى نمايند.
مرا بر تخت و بلانكاردى كه اطرافش پوشيده نيست و مانع مشاهده ديگران نباشد قرار مده بلكه مرا با پوشش كامل تشييع كن - ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نمايد.
100 قالَتْ سلام اللّه عليها : .... إنْ لَمْ يَكُنْ يَرانى فَإنّى اءراهُ، وَ هُوَ يَشُمُّ الريح .(127)
مرد نابينائى وارد منزل شد و حضرت زهراء سلام اللّه عليها پنهان گشت ، وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله علّت آن را جويا شد؟
در پاسخ پدر اظهار داشت : اگر آن نابينا مرا نمى بيند، من او را مى بينم ، ديگر آنكه مرد حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.
101 قالَتْ سلام اللّه عليها : أ صْبَحْتُ وَ اللّهِ عاتِقَةً لِدُنْياكُمْ، قالِيَةً لِرِجالِكُمْ.(128)
بعد از جريان غصب فدك و احتجاج حضرت ، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جويا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنيا را آزاد كردم و هيچ علاقه اى به آن ندارم ، همچنين اميدى به مردان شما نخواهم داشت .
102 قالَتْ سلام اللّه عليها : إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَاءنْتَ مِنْ شيعَتِنا، وَ إلاّ فَلا.(129)
فرمود: اگر آنچه را كه ما اهلبيت دستور داده ايم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ايم خوددارى نمائى ، تو از شيعيان ما هستى وگرنه ، خير.
103 قالَتْ سلام اللّه عليها : حُبِّبَ إ لَيَّ مِنْ دُنْياكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْ نْفاقُ فى سَبيلِ اللّهِ.
فرمود: سه چيز از دنيا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و كمك به نيازمندان در راه خدا.
104 قالَتْ سلام اللّه عليها : اءُوصيكَ اولاً اءنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإ بْنَةِ اُخْتى اءمامَةَ، فَإنَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى ، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.(130)
در آخرين لحظات عمرش به همسر خود چنين سفارش نمود:
پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چونكه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متديّن است .
همانا مردان در هر حال نيازمند به زن مى باشند.
105 قالَتْ سلام اللّه عليها : اءلْزِمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اءقْدامِها.(131)
فرمود: هميشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زير پاى مادران است .
106 قالَتْ سلام اللّه عليها : ما يَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِيامِهِ إذا لَمْ يَصُنْ لِسانُهُ وَ سَمْعُهُ وَ بَصَرُهُ وَ جَوارِحهُ.(132)
فرمود: روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و ديگر اعضاء و جوارح خود را كنترل ننمايد هيچ سودى از روزه خود نمى برد.
107 قالَتْ سلام اللّه عليها : اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ يُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ يَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ.(133)
فرمود: تبسّم و شادمانى در برابر مؤمن موجب دخول در بهشت خواهد گشت ، و نتيجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ايمنى از عذاب خواهد بود.
108 قالَتْ سلام اللّه عليها : لايَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، يَبيتُ وَ فى يَدِهِ ريحُ غَمَرٍ.(134)
فرمود: كسى كه پس از خوردن غذا دستهاى خود را نشويد دستهايش آلوده باشد، چنانچه ناراحتى برايش بوجود آيد كسى جز خودش را سرزنش نكند.
109 قالَتْ سلام اللّه عليها : اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإنْ رَأ يْتَ نِصْفَ عَيْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأ عْلِمْنى حَتّى أ دْعُو.(135)
روز جمعه نزديك غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشيد غروب كرد مرا خبر كن تا براى خود و ديگران دعا كنم .
110 قالَتْ سلام اللّه عليها : إنَّ اللّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعا وَلايُبالى .(136)
فرمود: همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از كسى باكى نخواهد داشت .
111 قالَتْ سلام اللّه عليها : الْجارُ ثُمَّ الدّارُ.(137)
فرمود: اوّل بايد در فكر مشكلات و آسايش همسايه و نزديكان بود و سپس در فكر خويشتن بودن .
112 قالَتْ سلام اللّه عليها: الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فى مَنْزِلِهِ إ لا الاْ مامَ يَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَيْهِ.(138)
فرمود: هر شخصى نسبت به مركب سوارى ، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از ديگرى در اءُلويّت است مگر آنكه ديگرى امام جماعت باشد و بخواهد نماز جماعت را إ قامه نمايد نباشد.
113 قالَتْ سلام اللّه عليها: يا اءبَة ، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَوُقُوفَ النّاسِ عُراةً يَوْمَ الْقيامَةِ، واسَوْاء تاهُ يَوْمَئِذٍ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.(139)
اظهار داشت : اى پدر، من به ياد روز قيامت افتادم كه مردم چگونه در پيشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ايستاد و فرياد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه ايشان نسبت به اهل بيت عليهم السلام .
114 قالَتْ سلام اللّه عليها: إذا حُشِرْتُ يَوْمَ الْقِيامَةِ، اءشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبىَّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ.(140)
فرمود: هنگامى كه در روز قيامت برانگيخته و محشور شوم ، خطاكاران امّت پيامبر صلى الله عليه و آله ، را شفاعت مى نمايم .
115 قالَتْ سلام اللّه عليها : فَاءكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ يَحْتاجُ الْمَيِّتُ فيها إلى اءُنْسِ الاْ حْياءِ.(141)
ضمن وصيّتى به امام علىّ عليه السلام :
پس از آنكه مرا دفن كردى ، برايم قرآن را بسيار تلاوت نما، و برايم دعا كن ، چونكه ميّت در چنان موقعيّتى بيش از هر چيز نيازمند به دعا و قرآن خواهد بود و بهترين مونس برايش مى باشد.
116 قالَتْ سلام اللّه عليها : يا اءبَا الحَسَن ، إنّى لا سْتَحى مِنْ إ لهى اءنْ اءكَلِّفَ نَفْسَكَ مالاتَقْدِرُ عَلَيْهِ.(142)
خطاب به همسرش اميرالمؤمنين علىّ عليه السلام كرد: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چيزى را در خواست نمايم و تو توان تهيه آنرا نداشته باشى .
117 قالَتْ سلام اللّه عليها : خابَتْ اءمَّةٌ قَتَلَتْ إ بْنُ بِنْتِ نَبِيِّها.(143)
فرمود: رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پيامبر خود را به قتل رسانند.
118 قالت سلام اللّه عليها: ... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزيها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ايجابا لِلْعِّفَةِ.(144)
فرمود: خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاكى جامعه از زشتيها و جنايتها.
و دورى از تهمتها و نسبتهاى ناروا را مانع از غضب و نفرين قرار داد.
و دزدى نكردن ، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى گردد.
119 قالت سلام اللّه عليها: وَ حَرَّمَ [اللّه ] الشِّرْكَ إ خْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إلاّ وَ اءنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اءطيعُوا اللّه فيما اءمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إنَّما يَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.(145)
و خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آنكه همگان تن به ربوبيّت او در دهند و به سعادت نائل آيند. پس آن طورى كه شايسته است بايد تقواى الهى داشته باشيد و كارى كنيد تا با اعتقاد به دين اسلام از دنيا برويد.
بنابراين بايد اطاعت و پيروى كنيد از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده يا از آن نهى كرده است ، زيرا كه تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت .
120 قالَتْ سلام اللّه عليها : اءمّاوَاللّهِ، لَوْتَرَكُوا الْحَقَّ عَلى اءهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبيّه ، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَلَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ، وَخَلْفٌ بَعْدَ خَلَفٍ حَتّى يَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِالسَّلام .(146)
فرمود: به خدا سوگند، اگر حقّ يعنى خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند. و از عترت و اهل بيت پيامبر صلوات اللّه عليهم پيروى و متابعت كرده بودند.
و حتّى دو نفر هم با يكديگر درباره خدا و دين اختلاف نمى كردند. و مقام خلافت و امامت توسط افراد شايسته يكى پس از ديگرى منتقل مى گرديد و در نهايت تحويل قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشريف ، و صلوات اللّه عليهم اجمعين مى گرديد كه او از فرزندان حسين عليه السلام مى باشد.
خلاصه حالات چهارمين معصوم دوّمين امام حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام
آن حضرت روز سه شنبه يا پنجشنبه ، پانزدهم ماه رمضان ، سال سوّم هجرى (147) در شهر مدينه منوّره ديده به جهان گشود.
نام : (حسن )(148)، در تورات (شُبّر) ودر انجيل (طاب ) مى باشد صَلوات اللّهِ وَسَلامُه عَلَيْه ، يَومَ وُلِدَ وَيَوْم اسْتُشْهِدَ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيّا .
كنيه : ابو محمّد و...
لقب : مجتبى ، طيّب ، سيّد، ولىّ، تقىّ، حجّت ، سبط، قائم ، وزير، اءمين و...
نقش انگشتر حضرت را (الْعِزّةُ لِلّهِ) گفته اند.
دربان و پيش خدمت : دو نفر افتخار دربانى حضرت را كسب كردند، يكى به نام سفينه غلام رسول اللّه صلى الله عليه و آله ، و ديگرى به نام قيس بن عبد الرحمن بوده است .
حضرت در حالتى به دنيا آمد كه مادرش حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها دوازده ساله بود(149).
پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله در هفتمين روز ولادت اين نوزاد عزيز دو گوسفند عقيقه نمود، و موى سرش را تراشيد و هم و زن آن نقره به فقير صدقه داد.
امام حسن مجتبى عليه السلام 25 مرتبه پياده براى انجام مراسم حجّ و زيارت خانه خدا، به مكّه رفت .
و در دو مرحله تمامى ثروت و اموال خود را بين فقراء و تهيدستان تقسيم نمود.
حضرت در تمام دوران عمر پربركت خود مبارزات مختلفى بر عليه كفر و ظلم و بيدادگرى داشته است .
و در زمان زعامت وامامت خود موضعگريهاى گوناگونى را در برابر دستگاه حاكمه معاويه بنى اميّه داشت .
وليكن بيشتر دوستان و اصحاب دنيا پرست به آن حضرت خيانت كردند و برخورد منافقانه داشتند.
و در نهايت چون تنهاماند واز طرفى هسته اسلام در معرض خطر قرار گرفت ، نا چار اقدام به صلح با معاويه نمود.
و طبق آنچه گفته اند: حدود شش ماه واندى پس از امامتش بين حضرت و معاويه صلح نامه اى به نفع اسلام و مسلمين امضاء گرديد.
اوّلين روز امامت آن حضرت ، جمعه 21 ماه رمضان ، سال چهلم هجرى (150) بوده است كه مردم باحضرت بيعت كردند و حدود 10 سال امامتش بطول انجاميد.
آن حضرت مدّت هفت سال و شش ماه در حيات جدّش ، و حدود هشت سال همزمان بامادرش ، و 37 سال در كنار پدرش زندگى نمود.
و سپس قريب 10 سال امامت و رهبريّت اسلام و مسلمانها را بر عهده داشت كه شش ماه و پنج روز آن در دوران صلح بود.
و در مجموع مدّت عمر پربركت آن حضرت را 47 تا 50 سال گفته اند.
حضرت مجتبى صلوات اللّه عليه ، توسط همسرش جُعده دختر أ شعث بن قيس كندى ، به دستور و تزوير معاويه مسموم گرديد.
و چهل روز پس از آن يعنى روز پنجشنبه 28 ماه صفر مابين سال 50 تا 53 هجرى به فيض شهادت نايل گرديد.
امام حسن مجتبى عليه السلام هنگام وصيّت به برادرش امام حسين سلام اللّه عليه ، اظهار داشت : مبادا در تشييع و تدفين جنازه ام خونى ريخته شود.
هنگامى كه خواستند جسد مطهّر آن امام مظلوم را كنار جدّش رسول خدا صلى الله عليه و آله دفن كنند.
عدّه اى به سر كردگى عايشه ، مسلّحانه هجوم آوردند و از ورود جنازه به محوّطه حرم حضرت رسول صلى الله عليه و آله جلوگيرى نمودند و جنازه و تشييع كنندگان را تير باران كردند.
بر اساس وصيّت حضرت ، به ناچار جنازه آن امام مظلوم را كه چندين تير به آن اصابت كرده بود، به سمت بقيع حركت دادند و در آنجا دفن نمودند.
مرحوم سيّد محسن اءمين تعداد پانزده دختر و هشت پسر براى امام حسن مجتبى عليه السلام بيان نموده است ، گرچه بعضى از محدّثين ومؤرّخين تمامى فرزندان آن حضرت را پانزده نفر دختر و پسر گفته اند.
نماز حضرت : دو ركعت است ، در هر ركعت پس از قرائت سوره حمد، بيست و پنج مرتبه سوره توحيد خوانده مى شود(151).
و بعد از سلام نماز، تسبيح حضرت زهرا سلام اللّه عليها.
پس از آن ، خواسته ها و حوايج مشروعه خود را از درگاه خداوند متعال ، در خواست نمايد كه انشاء اللّه برآورده خواهد شد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 23:1 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
چهل حديث گهربار، از آخرين پيامبر، اشرف مخلوقات
1 قال رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ:
لاتُضَيِّعُواصَلوتَكُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلوتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلىِ اللّهِ اءنْ يُدْخِلَهُ النّارَمَعَ الْمُنافِقينَ.(16)
فرمود: نماز را سبك و ناچيز مشماريد، هر كس نسبت به نمازش بى اعتنا باشد و آنرا سبك و ضايع گرداند همنشين قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقين در آتش داخل نمايد.
2 قالَ صلى الله عليه و آله : مَنْ مَشى إلى مَسْجِدٍ مِنْ مَساجِدِاللّهِ، فَلَهُ بِكُّلِ خُطْوَةٍ خَطاها حَتّى يَرْجِعَ إلى مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَناتٍ، وَ مَحى عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئاتٍ، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجاتٍ.(17)
فرمود: هر كس قدمى بسوى يكى از مساجد خداوند بردارد، براى هر قدم ثواب ده حسنه مى باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هايش پاك مى شود، همچنين در پيشگاه خداوند ده درجه ترفيع مى يابد.
3 قالَ صلى الله عليه و آله : اَلْجُلُوسُ فِي الْمَسْجِدِ لاِنْتِظارِ الصَّلوةِ عِبادَةٌ مالَمْ يَحْدُثْ، قيلَ: يا رَسُولَ اللّهِ وَ مَا الْحَدَثُ؟ قالَ: اَلْغِيْيَةُ.(18)
فرمود: نشستن در مسجد جهت انتظار وقت نماز عبادت است تا موقعيكه حدثى از او صادر نگردد.
سئوال شد: يا رسول اللّه ، منظور از حدث چيست ؟
فرمود: غيبت و پشت سر ديگران سخن گفتن .
4 ... بَيْنَما رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ جا لِسٌ فِى الْمَسْجِدِ، إذْ دَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ يُصَلّى ، فَلَمْ يُتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لاسُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرابِ، لَئِنْ ماتَ هذا وَ هكَذا صَلوتُهُ لَيَمُوتَنُّ عَلى غَيْرِ ديني .(19)
رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد نشسته بود كه شخصى وارد مسجد شد و مشغول نماز گشت و ركوع و سجودش را كامل انجام نداد و عجله و شتاب كرد.
حضرت فرمود: كار اين شخص همانند كلاغى است كه منقار بر زمين مى زند، اگر با اين حالت از دنيا برود بر دين من نمرده است .
5 قالَ صلى الله عليه و آله : يا اءباذَر، اَلدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤْمِن وَ جَنَّةُ الْكافِرِ، وَ ما اءصْبَحَ فيها مُؤْمِنٌ إلاّ وَ هُوَ حَزينٌ، وَ كَيْفَ لايَحْزُنُ الْمُؤْمِنُ وَ قَدْ اءوُعَدَهُ اللّهُ اءنَّهُ وارِدٌ جَهَنَّمَ.(20)
فرمود: اى ابوذر، دنيا زندان مؤمن و بهشت كافران است ، مؤمن هميشه محزون و غمگين مى باشد، چگونه چنين نباشد و حال آنكه خداوند وعده مجازات و دخول جهنّم را داده است .
6 قالَ صلى الله عليه و آله : شَرُّالنّاسِ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْياهُ، وَ شَرُّ مِنْ ذلِكَ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيا غَيْرِهِ.(21)
فرمود: بدترين افراد كسى است كه آخرت خود را به دنيايش بفروشد و بدتر از او آن كسى خواهد بود كه آخرت خود را براى دنياى ديگرى بفروشد.
7 قالَ صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ اءخافُهُنَّ عَلى اُمتَّى : اءلضَّلالَةُ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ، وَ مُضِلاّتُ الْفِتَنِ، وَ شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.(22)
فرمود: سه چيز است كه از آنها براى امّت خود احساس خطر مى كنم :
1 گمراهى ، بعد از آنكه هدايت و معرفت پيدا كرده باشند.
2 گمراهى ها و لغزشهاى به وجود آمده از فتنه ها.
3 مشتهيات شكم ، و آرزوهاى نفسانى و شهوت پرستى .
8 قالَ صلى الله عليه و آله : ثَلاثَةٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُها وَ لا تُؤَخَّرُ إلى الاخِرَةِ: عُقُوقُ الْوالِدَيْنِ، وَ الْبَغْيُ عَلَى النّاسِ، وَ كُفْرُ الاْ حْسانِ.(23)
فرمود : عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زود رس مى باشد و به قيامت كشانده نمى شود: ايجاد ناراحتى براى پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم ، ناسپاسى در مقابل كارهاى نيك ديگران .
9 قالَ صلى الله عليه و آله : إنَّ اءعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ، وَ إنَّ اءبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ.(24)
فرمود: عاجز و ناتوان ترين افراد كسى استكه از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخيل ترين اشخاص كسى خواهد بود كه از سلام كردن خوددارى نمايد.
10 قالَ صلى الله عليه و آله : إذا تَلاقَيْتُمْ فَتَلاقُوا بِالتَّسْليمِ وَ التَّصافُحِ، وَ إذا تَفَرَّقْتُمْ فَتَفَرَّقُوا بِإ لاسْتِغْفارِ.(25)
فرمود: هنگام بر خورد و ملاقات با يكديگر سلام و مصافحه نمائيد و موقع جدا شدن براى همديگر طلب آمرزش كنيد.
11 قالَ صلى الله عليه و آله : بَكِرُّوا بِالصَّدَّقَةِ، فَإنَّ الْبَلاءَ لايَتَخَطاّها.(26)
فرمود: صبحگاهان حركت و كار خود را با دادن صدقه شروع نمائيد چونكه بلاها و آفت ها را بر طرف مى گرداند.
12 قالَ صلى الله عليه و آله : يُؤْتَى الرَّجُلُ في قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ رَاءسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَةُ الْقُرْآنِ، وَ إذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ يَدَيْهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَةُ، وَ إذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ رِجْلَيْهِ دَفَعَهُ مَشْيُهُ إلىَ الْمَسْجِدِ.(27)
فرمود: هنگامى كه بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاى سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مى گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و كارهاى نيك مانع آن مى باشد.
و چنانچه از پائين پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوى مسجد مانع آن خواهد گشت .
13 قالَ صلى الله عليه و آله : عَلَيْكُمْ بِمَكارِمِ الاْ خْلاقِ، فَإنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ بَعَثَني بِها، وَ إنَّ مِنْ مَكارِمِ الاْ خْلاقِ: اءنْ يَعْفُوَالرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ يُعْطِيَ مَنْ حَرَمَهُ، وَ يَصِلَ مَنْ قَطَعَهُ، وَ اءنْ يَعُودَ مَنْ لايَعُودُهُ.(28)
فرمود: بر شما باد رعايت مكارم اخلاق ، كه خداوند مرا بر آنها مبعوث نمود، و بعضى از آنها عبارتند از:
كسى كه بر تو ظلم كند به جهت غرض شخصى او را ببخش ، كسى كه تو را نسبت به چيزى محروم گرداند كمكش نما، شخصى كه با تو قطع دوستى كند رابطه دوستى داشته باش ، شخصى كه به ديدار تو نيايد به ديدارش برو.
14 قالَ صلى الله عليه و آله : مَنْ وَجَدَ كَسْرَةً اَوْ تَمْرَةً فَاءكَلَهَا لَمْ يُفارِقْ جَوْفَهُ حَتّى يَغْفِرَاللّهُ لَهُ.(29)
فرمود: هر كس تكّه اى نان يا دانه اى خرما در جائى به بيند، و آنرا بردارد و ميل كند، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار مى گيرد.
15 قالَ صلى الله عليه و آله : ما تَواضَعَ اءحَدٌ إلاّ رَفَعَهُ اللّهُ.(30)
فرمود: كسى اظهار تواضع و فروتنى ننمايد مگر آنكه خداوند او را رفعت و عزّت بخشد.
16 قالَ صلى الله عليه و آله : مَنْ اءنْظَرَ مُعْسِرا، كانَ لَهُ بِكُلِّ يَوْمٍ صَدَقَةٌ.(31)
فرمود: هر كس بدهكار ناتوانى را مهلت دهد براى هر روزش ثواب صدقه در راه خدا ميباشد.
17 قالَ صلى الله عليه و آله : ما مِنْ هُدْهُدٍ إلاّ وَ في جِناحِهِ مَكْتُوبٌ بِالِسّرْيانيَّةِ (آلُ مُحَمَّدٍ خَيْرُ الْبَريَّةِ).(32)
فرمود: پرنده اى به نام هدهد وجود ندارد مگر آنكه روى بالهايش به لغت سريانى نوشته شده است : آل محمّد (صلوات اللّه عليهم اجمعين ) بهترين مخلوق روى زمين مى باشند.
18 قالَ صلى الله عليه و آله : يَاءتي عَلىَ النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ مِنْهُمْ عَلى دينِهِ كَالْق ابِضِ عَلىَ الْجَمَرِ.(33)
فرمود: زمانى بر مردم خواهد آمد كه صبر نمودن در برابر مسائل دين و عمل به دستورات آن همانند در دست گرفتن آتش گداخته است .
19 قالَ صلى الله عليه و آله : سَيَاءتي زَمانٌ عَلى اُمتَّي يَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَماءِ كَما يَفِرُّ الْغَنَمُ مِنَ الذِّئْبِ، إبْتَلاهُمُ اللّهُ بِثَلاثَةِ اءشْياء: الاْوَّلُ: يَرَفَعُ الْبَرَكَةَ مِنْ اءمْوالِهِمْ، وَ الثّاني : سَلَّط اللّهُ عَلَيْهِمْ سُلْطانا جائِرا، وَ الثّالِثُ: يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيا بِلا إيمانٍ.(34)
فرمود: زمانى بر امّت من خواهد آمد كه مردم از علماء گريزان شوند همانطوريكه گوسفند از گرگ گريزان است ، خداوند چنين جامعه اى را به سه نوع عذاب مبتلا مى گرداند:
1 بركت و رحمت خود را از اموال ايشان برمى دارد.
2 حكمفرمائى ظالم و بى مروّت را بر آنها مسلّط مى گرداند.
3 هنگام مرگ و جاندادن ، بى ايمان از اين دنيا خواهند رفت .
20 قالَ صلى الله عليه و آله : اَلْعالِمُ بَيْنَ الْجُهّالِ كَالْحَىٍّّ بَيْنَ الاْمْواتِ، وَ إنَّ طالِبَ الْعِلْمِ يَسْتَغْفِرُلَهُ كُلُّ شَي ءٍ حَتّى حيتانِ الْبَحْرِ وَ هَوامُّهُ، وَ سُباعُ الْبَرِّ وَ اءنْعامُهُ،
فَاطْلُبُوا الْعِلْمَ فَإ نّهُ السَّبَبُ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ إنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِ مُسْلِمٍ.(35)
فرمود: دانشمندى كه بين گروهى نادان قرار گيرد همانند انسان زنده اى است بين مردگان ، و كسى كه در حال تحصيل علم باشد تمام موجودات برايش طلب مغفرت و آمرزش مى كنند، پس علم را فرا گيريد چون علم وسيله قرب و نزديكى شما به خداوند است ، و فراگيرى علم بر هر فرد مسلمانى فريضه است .
21 قالَ صلى الله عليه و آله : مَنْ زارَ عالِما فَكَاءنَّما زارَني ، وَ مَنْ صافَحَ عالِما فَكاءنَّما صافَحَني ، وَ مَنْ جالَسَ عالِماً فَكَاءنَّما جالَسَني ، وَ مَنْ جالَسَني فِى الدُّنْيا اءجْلَسْتُهُ مَعى يَوْمَ الْقِيامَةِ.(36)
فرمود: هر كس به ديدار و زيارت عالم و دانشمندى برود مثل آنستكه مرا زيارت كرده ، هر كه با دانشمندى دست دهد و مصافحه كند مثل آنكه با من مصافحه نموده ، هر شخصى هم نشين دانشمندى گردد مثل آنستكه با من مجالست كرده ، و هر كه در دنيا با من همنشين شود، در آخرت همنشين من خواهد گشت .
22 قالَ صلى الله عليه و آله : مَنْ اَصابَ مِنْ إ مْرَاءةٍ نَظْرَةً حَراما، مَلاَ اللّهُ عَيْنَيْهِ نارا.(37)
فرمود: هر كس نگاه حرامى به زن نامحرمى بيفكند، خداوند چشمهاى او را پر از آتش مى گرداند.
23 قالَ صلى الله عليه و آله : مَنْ تَزَوَّجَ إ مْرَاءةً لِمالِها وَ كَّلَهُ اللّهُ إ لَيْهِ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِجَمالِها رَاءى فيها ما يَكَرَهُ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِدينِها جَمَعَ اللّهُ لَهُ ذلِكَ.(38)
فرمود: هر كس زنى را به جهت ثروتش ازدواج كند خداوند او رابه همان واگذار مى نمايد، و هر كه با زنى جهت زيبائى و جمالش ازدواج كند خوشى نخواهد ديد، و كسى كه با زنى جهت دين و ايمانش تزويج نمايد خداوند خواسته هاى او را تاءمين مى گرداند.
24 قالَ صلى الله عليه و آله : مَنْ قَلَّ طَعامُهُ، صَحَّ بَدَنُهُ، وَ صَفاقَلْبُهُ، وَ مَنْ كَثُرَ طَعامُهُ سَقُمَ بَدَنُهَ وَ قَساقَلْبُهُ.(39)
فرمود: هر كه خوراكش كمتر باشد بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود، و هر كس خوراكش زياد باشد امراض جسمى و كدورت ، قلبش را فرا خواهد گرفت .
25 قالَ صلى الله عليه و آله : لاتُشْبِعُوا، فَيُطْفاء نُورُ الْمَعْرِفَةِ مِنْ قُلُوبِكُمْ.(40)
فرمود: شكم خود را از خوراك سير و پر مگردانيد، چونكه وسيله خاموشى نور عرفان و معرفت در افكار و قلبهايتان مى گردد.
26 قالَ صلى الله عليه و آله : مَنْ تَوَلّى عَمَلا وَ هُوَيَعْلَمُ اءنَّهُ لَيْسَ لَهُ بِاءهْلٍ، فَلْيتُبَّوَءُ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ.(41)
فرمود: هر كه رياست و مسئوليتى را به پذيرد و ميداند كه أ هليّت آنرا ندارد، در قبر و قيامت جايگاه او پر از آتش خواهد شد.
27 قالَ صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعيفِ الَّذي لادينَ لَهُ، فَقيلَ: وَ ما الْمُؤْمِنُ الضَّعيفُ الَّذي لادينَ لَهُ؟
قالَ: اَلذّي لايَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ.(42)
فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن مؤمنى را كه ضعيف و بى دين است ، سؤ ال شد:
مؤمن ضعيف و بى دين كيست ؟ پاسخ داد: كسى كه نهى از منكر و جلوگيرى از كارهاى زشت نمى كند.
28 قالَ صلى الله عليه و آله : صَدَقَةُ السِّرِّ تُطْفِى ءُ الْخَطيئَةَ، كَما تُطْفِى ءُ الماءُ النّارَ، وَ تَدْفَعُ سُبَعْينَ بابا مِنَ الْبَلاءِ.(43)
فرمود: صدقه اى كه محرمانه و پنهانى داده شود سبب پاكى گناهان مى باشد، همانطوريكه آب آتش را خاموش مى كند، همچنين صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر طرف مى نمايد.
29 قالَ صلى الله عليه و آله : عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ مَخافَةَ الدّاءِ، كَيْفَ لايَحْتمى مِنَ الذُّنُوبِ، مَخافَةَ النّارِ.(44)
فرمود: تعجّب دارم از كسانيكه نسبت به خورد و خوراك خود اهميّت مى دهند تا مبادا مريض شوند و ليكن اهميّتى نسبت به گناهان نمى دهند و باكى از آتش سوزان جهنم ندارند.
30 قالَ صلى الله عليه و آله : حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ يُنْبِتُ النِّفاقَ فِى الْقَلْبِ، كَما يُنْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ.(45)
فرمود: علاقه نسبت به رياست و ثروت سبب روئيدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همانطورى كه آب و باران سبب روئيدن سبزيجات مى باشند.
31 قالَ صلى الله عليه و آله : اَلْوَلَدُ كَبِدُ المُؤْمِنِ، إنْ ماتَ قَبْلَهُ صارَ شَفيعاً، وَ إنْ ماتَ بَعَدَهُ يَسْتَغْفِرُ اللّهَ، فَيَغْفِرُلَهُ.(46)
فرمود: فرزند براى مؤمن همانند جگر و پاره تن اوست ، چنانجه پيش از او بميرد شفيع او مى گردد، اگر بعد از او بميرد برايش استغفار مى كند و خداوند گناهانش را مى آمرزد.
32 قالَ صلى الله عليه و آله : حَسِّنُوا اءخْلاقَكُمْ، وَ اءلْطِفُوا جيرانَكُمْ، وَ اءكْرِمُوا نِسائَكُمْ، تَدْخُلُوا الْجَنّةَ بِغَيْرِ حِسابٍ.(47)
فرمود: رفتار و اخلاق خود را نكو سازيد، نسبت به همسايگان با ملاطفت و محبّت برخورد نمائيد، زنان و همسران خود را گرامى داريد تا بدون حساب وارد بهشت گرديد.
33 قالَ صلى الله عليه و آله : اَلْمَرْءُ عَلى دينِ خَليلِهِ، فَلْيَنْظُر اءحَدُكُمْ مَنْ يُخالِطْ.(48)
فرمود: انسان بر روش و اخلاق دوستش پرورش مى يابد و شناخته مى شود، پس متوجّه باشيد با چه كسى دوست و همنشين مى باشيد.
34 قالَ صلى الله عليه و آله : اَلصَّدقَةُ بِعَشْرٍ، وَ الْقَرْضُ بِثَمانِيَةَ عَشَرَ، وَ صِلَةُ الرَّحِمِ بِاءرْبَعَةَ وَ عِشْرينَ.(49)
فرمود: پاداش و ثواب دادنِ صدقه ده برابر آن ، ودادن قرض الحسنه هيجده برابر آن ، و صله رحم انجام دادن بيست و چهار برابر خواهد بود.
35 قالَ صلى الله عليه و آله : لايَمْرُضُ مُؤْمِنٌ وَ لامُؤْمِنَةٌ إلاّحَطّ اللّهُ بِهِ خَطاياهُ.(50)
فرمود: هيچ مؤمن و مؤمنه اى مريض نمى گردد مگر آنكه خطاها و لغزش هايش پاك و بخشوده مى شود.
36 قالَ صلى الله عليه و آله : مَنْ وَقَّرَ ذا شَيْبَةٍ فِى الاْ سْلامِ اءمَّنَهُ اللّهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيامَةِ.(51)
فرمود: هر كس بزرگسال مسلمانى را گرامى دارد و احترام نمايد، خداوند او را در قيامت از سختيها و مشكلات در اءمان مى دارد.
37 قالَ: صلى الله عليه و آله : كُلُّ عَيْنٍ باكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ إلاّ ثَلاثَ اءعْيُنِ: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ ، وَ عَيْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ، وَ عَيْنٌ باتَتْ ساهِرَةً فى سَبيلِ اللّهِ.(52)
فرمود: تمامى چشمها در روز قيامت گريانند، مگر سه دسته :
1 آن چشمى كه به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گريه كرده باشد.
2 چشمى كه از گناهان و موارد خلاف بسته و نگاه نكرده باشد.
3 چشمى كه شبها در عبادت و بندگى خداوند متعال بيدار بوده باشد.
38 قالَ صلى الله عليه و آله : سادَةُ النّاسِ فِى الدُّنْيا الا سْخِياء، سادَةُ النّاسِ فِى الاخِرَةِ الاْ تْقِياء.(53)
فرمود: سرور و سيّد مردم در دنيا افراد سخاوتمند خواهند بود، و سيّد و سرور انسانها در قيامت پرهيزكاران مى باشند.
39 قالَ صلى الله عليه و آله : وَ عَظَني جِبْرئيلُ عليه السلام : يا مُحَمَّدُ ، اءحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإنَّكَ مُفارِقُهُ، وَ اعْمَلْ ما شِئْتَ فَإنَّكَ مُلاقيهِ.(54)
فرمود: جبرئيل مرا موعظه و نصحيت كرد: با هر كس كه خواهى دوست باش ، بالا خره بين تو و او جدائى خواهد افتاد. هر چه خواهى انجام ده ، ولى بدان نتيجه و پاداش آنرا خواهى گرفت .
40 قالَ صلى الله عليه و آله : اَوْ صانى رَبّى بِتِسْع : اَوْ صانى بِالاْ خْلاصِ فِى السِّرِّ وَالْعَلانِيَةِ، وَ الْعَدْلِ فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ، وَ الْقَصْدِ فِى الْفَقْرِ وَ الْغِنى ، وَ اَنْ اءعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنى ، وَ اءعطِيَ مَنْ حَرَمَنى ، وَ اءصِلَ مَنْ قَطَعَنى ، وَ اَنْ يَكُونَ صُمْتى فِكْراً، وَ مَنْطِقى ذِكْراً، وَ نَظَرى عِبْراً.(55)
فرمود: پروردگار متعال ، مرا به 9 چيز سفارش نمود: اخلاص در آشكار و پنهان ، دادگرى در خوشنودى و خشم ، ميانه روى در نياز و توانمندى ، بخشيدن كسى كه در حقّ من ستم روا داشته است ، كمك به كسى كه مرا محروم گردانده ، ديدار خويشاوندانى كه با من قطع رابطه نموده اند، و اينكه خاموشيم انديشه و سخنم يادآورى خداوند، و نگاهم عبرت و پند باشد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 22:57 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
خلاصه حالات اوّلين معصوم آخرين پيامبر، اشرف مخلوقات
آن حضرت پيش از طلوع سپيده صبح روز جمعه يا دوشنبه ، هفدهم يا دوازدهم ماه ربيع الاوّل ، عام الفيل 55 روز پس از هلاكت اصحاب فيل در شهر مكّه شعب ابى طالب ، ختنه شده و خندان به دنيا آمد و جهانى تاريك را به نور مبارك خود روشن نمود.
هنگامى كه رسول خدا از شكم مادر تولّد يافت ، دست چپ خود را بر زمين و دست راست به سمت آسمان بلند نمود و چون كلمه توحيد را بر زبان جارى نمود، نورى از دهان مباركش ظاهر گرديد كه تمامى مكّه را روشنائى بخشيد.
نام : محمّد(7)، احمد، محمود، ... صلّى اللّه عليه و آله وسلّم -
كنيه : ابوالقاسم ، ابوابراهيم ، ابوالطاهر، ابوالطيّب ، ابوالمساكين ، ابوالدُّرتين ، ابوالريحانَتَين ،ابوالسِبطَين ،...
لقب : خاتم ، رسول اللّه ، رسول الرّحمة ، رسول الراحة ، نبىُّالرّحمة ، نبى التّوبة ، سراج المنير، مبشّر، مُنذر، امين ، وفّى ، مزمّل ، مدّثر، عالم ماحى ، حاشر، شاهد،...
در تورات : مادماد، در انجيل : فارقليط ملّقب شده است .
پدر آن حضرت ، عبداللّه فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب بن عبد مناف بوده است .
حضرت رسول با سى واسطه به حضرت آدم مى رسد، و 9900 سال و چهار ماه و ده روز بعد از وفات حضرت آدم عليه السلام متولّد گرديد.
نقش انگشتر: آن حضرت داراى دو انگشتر بود، نقش يكى (لااله الاّ اللّه محمّد رسول اللّه ) و ديگرى (صدق اللّه ) بود كه به دست راست خود قرار مى داد.
دو ماه بعد از آنكه در رحم مادر قرار گرفت پدرش عبداللّه وفات يافت و دوران شيرخوارگى را توسط حليمه سعديه سپرى نمود.
در سنين چهار يا شش سالگى مادرش آمنه و هشت سالگى جدّش عبدالمطلب وفات كرد.
در 25 سالگى از طرف خديجه براى تجارت به شام مسافرت نمود و چند ماه پس از بازگشت با وى ازدواج كرد.
در چهل سالگى در 27 رجب به رسالت و نبوّت مبعوث گرديد.
9 سال و هشت ماه بعد از نبوّتش كه دو سال پس از خروج از شِعب باشد، عمويش ابوطالب وفات يافت ، و سه روز بعد از آن خديجه در سنين 65 سالگى درگذشت .
در سنين سيزده سالگى به همراه عمويش عمران ابوطالب به شام مسافرت نمود و نزد قبائل و قوافل مورد اعتماد و اطمينان قرار گرفت . بطوريكه لقب امين بر او نهاده شد.
هنگامى كه دعوتش آشكار گرديد مورد اذيّت و آزار مشركان و مخالفان قرار گرفت تا جائى كه گفته اند:
پس از گذشت پنج سال از بعثت در محاصره شديد دشمنان قرار گرفت و به ناچار در محلّى به نام شِعب ابوطالب به همراه ديگر يارانش پناهنده شد و مدّت سه سال با تحمّل سختيها و مشكلات فراوان اقتصادى ، اجتماعى ، سياسى ... بسر برد.
و چون اذيّت و آزار دشمنان و مخالفان بعد از وفات ابوطالب و خديجه شدّت گرفت ، روز پنجشنبه اوّل ربيع الاوّل (سيزده سال پس از بعثت ) در سنين 53 سالگى به همراه يارانش از مكّه به مدينه مهاجرت نمود و دوازدهم همان ماه هنگام زوال خورشيد وارد مدينه منوّره گرديد و مدّت 10 سال در آن شهر اقامت نمود.
آن حضرت حدود يك سال قبل از هجرت از مكّه به مدينه در بيدارى با جسم و روح به معراج رفت و در مقدارى از شب پس از عروج از مسجد الحرام در مسجدالا قصى فرود آمد
و طبق فرمايش امام صادق صلوات اللّه عليه : پيامبراسلام صلى الله عليه و آله يكصد و بيست مرتبه به معراج رفت و در هر مرتبه خداوند بيش از ديگر فرايض و واجبات ، به ولايت امام علىّ و ديگر ائمّه عليهم السلام توصيه مى نمود.(8)
در نيمه ماه رجب ، سال دوّم هجرت در بين نماز عصر، قبله مسلمان از بيت المقدس به سمت كعبه متحوّل شد.(9)
در مدّت عمر پر بركت آن حضرت بيش از چهارهزار و چهارصد معجزه توسط حضرتش واقع گرديد.(10)
و آنچه كه توسط ديگر پيامبران الهى انجام گرفته بود به وسيله پيامبر اسلام انجام شد و مهمترين معجزه آن حضرت قرآن بود كه تمامى انسانها از مقابله با آن عاجز و ناتوان بوده و هستند.
روز هيجدهم ذى الحجّه ، سال نهم هجرى (11) پس از بازگشت از حجّة الوداع در محلّى به نام غديرخم حضرت علىّ بن ابى طالب عليه السلام را به عنوان خليفه خود و امام مسلمين در جمع كليّه حُجّاج از طرف خداوند متعال معرّفى و منصوب نمود كه اكثر مفسّرين و تاريخ نويسان اهل سنّت نيز به آن تصريح كرده اند.
حضرت رسول صلى الله عليه و آله چهل و هفت سَرّيه براى جنگ با مخالفان اعزام نمود كه در بيست و شش جنگ مشاركت و فرماندهى داشت و در 9 جنگ مقاتله و جهاد نمود.
و در نهايت بعد از جنگ خيبر توسط زنى يهودى به نام زينب (دختر حارث برادر مرحب ) به وسيله زهر در آبگوشت كلّه و پاچه مسموم و مدّتى پس از آن به شهادت رسيد.(12)
در تاريخ وفات حضرت اختلاف است ، مشهور آنست كه در 28 ماه صفر، سال دهم هجرت (13) در اثر زهر مسموم و در سن 63 سالگى شهيد گشت .
قبر آن حضرت توسط ابوعبيده جرّاح و زيدبن سُهيل حفر و آماده شد، و جسد مطهّرش توسط امام علىّ عليه السلام با كمك عبّاس بن عبدالمطلب و فضل بن عبّاس و اسامه ، تجهيز و در خانه شخصى خودش دفن گرديد.
دربان حضرت را امام علىّ بن اءبى طالب عليه السلام و أ نس بن مالك و ابورافع گفته اند.
در تعداد زوجات حضرت اختلاف است ، مشهور آنستكه حضرت از سنين 25 سالگى ببعد، 16 همسر جهت مصالح اسلام و مسلمين انتخاب نمود كه طبق مشهور(14) تمامى آنها به جز عايشه بيوه بوده اند.
و در موقع شهادت 9 همسر برايش باقى مانده بود.
از خديجه هفت فرزند به نامهاى : قاسم ، زينب ، امّ كلثوم ، رقيّه قبل از بعثت ، و طاهر و عبداللّه و فاطمه بعد از بعثت براى حضرت رسول متولّد شد، و از ديگر همسرش (ماريه ) يك فرزند به نام ابراهيم بعد از بعثت به دنيا آمد.
در موقع شهادت تنها فرزندى كه برايش به يادگار باقى ماند، حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها بود.
نماز آن حضرت : دو ركعت است ، در هر ركعت پس از حمد، پانزده مرتبه سوره قدر، همچنين در ركوع و پس از ركوع و در هر سجده و بين دو سجده و بعد از سجده دوّم پانزده مرتبه سوره قدر قرائت مى گردد، كه جمعاً 210 مرتبه در هر ركعت بايد خوانده شود، و بعد از سلام نماز تسبيح حضرت زهرا، سلام اللّه عليها گفته شود.
و سپس حوائج مشروعه خود را از درگاه خداوند متعال تقاضا و درخواست نمايد.(15)
نوشته شده توسط حسن در ساعت 22:56 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
همانطورى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز در يك پيشگوئى مهمّ فرمود:
(سَتَفْتَرِقُ اُمَّتى عَلى ثَلاثَة وَ سَبْعينَ فِرْقَة ، فِرْقَةٌ ناجِيَةٌ وَ الْباقى هالِكُونَ).(1).
يعنى به همين زودى امّت من به هفتاد و سه ، گروه متفرّق و پراكنده مى شوند كه تنها يك گروه از ايشان بر حقّ و اهل نجات خواهند بود و ما بقى همه باطل و اهل هلاكت و عذاب مى باشند.
و نيز در حديثى ديگر فرمود:
(عَلىُّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلي ، يَدُورُ مَعَهُ حَيْثَ مادارَ)(2).
يعنى امام علىّ عليه السّلام در همه حالات همراه حقّ مى باشد و نيز حقّ و حقّانيّت در همه امور و حركات با آن حضرت خواهد بود و حضرت ملاك و محور و مدار حقّ و حقيقت است .
و در جائى ديگر چنين فرمود:
(عَلىُّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرآنُ مَعَ عَلي لَنْ يَفْتَرِقا...)(3).
يعنى امام علىّ عليه السّلام هميشه همراه قرآن مى باشد و قرآن نيز در همه احوال با آن حضرت و مؤيّد وى است و اين دو از يكديگر جدائى ناپذيرند.
و امام باقر عليه السّلام ضمن يك حديث قدسى طولانى فرمود:
(... وَ عِزَّتى وَ جَلالى وَ عُلُوّ شَأ نى ، لَوْلاكَ وَ لَوْ لا عَلىُّ وَ عِتْرَتُكُمَا الْهادُونَ الْمَهْديُّونَ الرّاشِدُونَ، ما خَلَقْتُ الْجَنَّةَ وَ النّارَ وَ لاَ الْمَكانَ وَ لاَ الاْءرْضَ وَ لاَ السَّماءَ وَ لاَ الْمَلائِكَةَ...)(4).
خداوند، به عزّت و جلال خود قسم ياد نمود: كه اى محمّد! چنانچه تو و علىّ بن أ بى طالب و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام كه همگى هدايتگر و هدايت يافته هستيد نمى بوديد، هر گز بهشت و دوزخ و ديگر موجودات را به عرصه وجود در نمى آوردم .
و در راستاى تبعيّت از فرامين الهى اين ستارگان فروزان ، حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:
(إنّى مُخَلِّفٌ فيكُمُ الثِّقْلَيْنِ: كِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتى أهْلَ بَيْتى فَإنَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ)(5).
يعنى همانا من دو چيز مهمّ و ارزشمند، يكى كتاب خدا قرآن - و ديگرى عترت و اهل بيت خود را در ميان شما به عنوان امانت مى گذارم و آن دو از يكديگر جدائى ناپذيرند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.
و در رابطه با اين حديث شريف ، امام جعفر صادق از پدران بزرگوارش عليهم السّلام نقل مى فرمايد كه از اميرالمؤمنين علىّ عليه السّلام پيرامون فرمايش پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : (إنّى مُخَلِّفٌ فيكُمُ الثِّقْلَيْنِ...) سؤ ال شد؟
در پاسخ فرمود: مقصود، من و حسن و حسين و 9 پيشوا و راهنماى ديگر كه همگى از نسل حسين مى باشند هستيم و دوازدهمين آنها مهدى موعود عليه السّلام خواهد بود.
و در پايان افزود: ما اهل بيت در همه حالات همراه قرآن و نيز قرآن همراه با ما خواهد بود و هر گز از يكديگر جدائى ناپذيرند تا در روز قيامت بر لب حوض كوثر نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حضور يابيم .
و نيز امام حسن مجتبى عليه السّلام فرمود: همانا ما اهل بيت رسالت ، يكى از آن دو امانت پيامبر خدا هستيم ، پيروى از ما همان تبعيّت و پيروى از فرامين قرآن و دستورات الهى خواهد بود(6).
و در اين زمينه احاديث شريفه قدسيّه و روايات معتبره بسيارى از طريق شيعه و سنّى وارد شده است ، كه همگى دلالت دارند بر اين كه حقّ و حقيقت در همه جريانات و حالات ، تنها با امير المؤمنين امام علىّ و يازده فرزند گراميش عليهم السّلام مى باشد و ايشان اوصياء و جانشينان بلا فصل نبوّت خواهند بود و نيز مدار و ملاك تشخيص حقّ از باطل قرار گرفته اند.
در نهايت ، به اين نتيجه مى رسيم كه تنها پيروان و شيعيان مخلص اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام هستند كه اهل سعادت و نجات در دنيا و آخرت خواهند بود ،البتّه به شرط آن كه در جميع مسائل و امور مختلف ، در حدّ توان ، تابع قولى و عملى ايشان باشند، ان شاء اللّه .
به اميد آنكه خداوند متعال ، ما را از پيروان راستين آن بزرگواران محسوب نمايد و توفيق انجام وظيفه و بهره گيرى لازم از چشمه هاى زلال معرفت و انواع جواهرات گرانمايه از اين درياى فيّاض را به ما عطا گرداند.
با توجّه به علاقه افراد جامعه اسلامى خصوصاً قشر جوان به فرهنگ و آئين مبين اسلام و نياز همگان به بهره گيرى از درياى بى كران معارف و علوم حيات بخش اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام ، مصمّم شدم تا مجموعه اى از خلاصه حالات چهارده معصوم صلوات اللّه عليهم ، همراه با چهل گوهر گرانبها كه مجموعا 560 حديث ، در دويست موضوع باشد از منابع متعدد گلچين و تاءليف نموده و در اختيار مشتاقان هدايت و تشنه گان چشمه زلال معرفت و حقيقت قرار گيرد.
به اميد آنكه مورد استفاده و افاده عموم در ابعاد مختلف قرار گيرد؛ (جَعَلَهُ اللّهُ ذُخْراً لى وَ لِوالِدَىٍَّّ وَ لِمَنْ لَهُ عَلَىٍَّّ حَقُّ، لِيَوْمٍ لايَنْفَعُ مالٌ وَ لابَنُونَ)، ان شاء اللّه تعالى .
نوشته شده توسط حسن در ساعت 22:55 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
536 - قال عليه السلام : وَاءمّا قَوْلُ مَنْ قالَ: إنَّ الْحُسَيْنَ عليه السلام لَمْ يَمُتْ فَكُفْرٌ وَ تَكْذيبٌ وَ ضَلالٌ.(611)
فرمود: و امّا كسانى كه معتقد باشند حسين عليه السلام زنده است و وفات نكرده ، در كفر و تكذيب و گمراهى هستند.
537 - قال عليه السلام : مِنْ فَضْلِهِ، اءنَّ الرَّجُلَ يَنْسِى التَّسْبيحَ وَ يُديرُاالسَّبْحَةَ، فَيُكْتَبُ لَهُ التَّسْبيحُ.(612)
فرمود: از فضائل تربت حضرت سيّدالشّهداء عليه السلام آن است كه چنانچه تسبيح تربت حضرت در دست گرفته شود ثواب تسبيح و ذكر دارد، گرچه دعائى هم خوانده نشود.
538 - قال عليه السلام : فيمَنْ اءفْطَرَ يَوْما مِنْ شَهْرِ رَمَضان مُتَعَمِّدا بِجِماعٍ مُحَرَّمٍ اَوْ طَعامٍ مُحَرَّمٍ عَلَيْهِ: إنَّ عَلَيْهِ ثَلاثُ كَفّاراتٍ.(613)
فرمود: كسى كه روزه ماه رمضان را عمدا با چيز يا كار حرام افطار - و باطل نمايد، هر سه نوع كفاره (60 روزه ، إ طعام 60 مسكين ، آزادى يك بنده و قضاى روزه ) بر او واجب مى شود.
539 - قال عليه السلام : اءلا اءُبَشِّرُكَ فِى الْعِطاسِ؟ قُلْتُ: بَلى ، فَقالَ: هُوَ اءمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ اءيّامٍ.(614)
نسيم خادم گويد: در حضور حضرت عطسه كردم ، فرمود: مى خواهى تو را بر فوائد عطسه بشارت دهم ؟
عرض كردم : بلى .
فرمود: عطسه انسان را تا سه روز از مرگ نجات مى بخشد.
540 - قال عليه السلام : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّانى فى مَحْفِلٍ مِنَ النّاسِ.(615)
فرمود: ملعون و مغضوب است كسى كه نام مرا در جائى بيان كند.
541 - قال عليه السلام : مَنْ سَمّانى فى مَجْمَعٍ مِنَ النّاسِ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُاللّهِ.(616)
فرمود: هر كه نام مرا در جمع مردم بر زبان آورد، بر او لعنت و غضب خداوند مى باشد.
542 - قال عليه السلام : إنَّ الاْءرْضَ تَضِجُّ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَوْلِ الاْ غْلَفِ اءرْبَعينَ صَباحا.(617)
فرمود: زمين تا چهل روز از ادرار كسى كه ختنه نشده است ناله مى كند.
543 - قال عليه السلام : سِجْدَةُالشُّكْرِ مِنْ اءلْزَمِ السُّنَنِ وَ اءوْجَبِها.(618)
فرمود: سجده شكر پس از هر نماز از بهترين و ضرورى ترين سنّتها است .
544 - قال عليه السلام : إنّى لاَ مانٌ لاِ هْلِ الاْ رْضِ كَما أ نَّ النّجُومَ أ مانٌ لاِ هْلِ السَّماءِ.(619)
فرمود: به درستى كه من سبب آسايش و امنيّت براى موجودات زمينى هستم ، همانطورى كه ستاره ها براى اهل آسمان أ مان هستند.
545 - قال عليه السلام : قُلُوبُنا اَوْعِيَةٌ لِمَشيَّةِاللّهِ، فَإذا شاءَ شِئْنا.(620)
فرمود: قلبهاى ما ظرفهائى است براى مشيّت و اراده الهى ، پس هر گاه او بخواهد ما نيز مى خواهيم .
546 - قال عليه السلام : إنَّ اللّهَ مَعَنا، فَلافاقَةَ بِنا إلى غَيْرِهِ، وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشُنا مَنْ قَعَدَ عَنّا.(621)
فرمود: خدا با ماست و نيازى به ديگرى نداريم ، و حقّ با ماست و هر كه از ما روى گرداند باكى نداريم .
547 - قال عليه السلام : مااءرْغَمَ اءنْفَ الشَّيْطانِ بِشَيْى ءٍ مِثُلُ الصَّلاةِ.(622)
فرمود: هيچ چيزى و عملى همانند نماز بينى شيطان را به خاك ذلّت نمى مالد و او را ذليل نمى كند.
548 - قال عليه السلام : لايَحِلُّ لِاءحَدٍ اءنْ يَتَصَرَّفَ فى مالِ غَيْرِهِ بِغَيْرِ إ ذْنِهِ.(623)
فرمود: براى هيچكس جائز نيست كه در اموال و چيزهاى ديگران تصرّف نمايد مگر با اذن و اجازه صاحب و مالك آن .
549 - قال عليه السلام : فَضْلُ الدُّعاءِ وَالتَّسْبيحِ بَعْدَالْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقيبِ النَّوافِلِ كَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ.(624)
فرمود: فضيلت تعقيب دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب نسبت به بعد از نمازهاى مستحبّى همانند فضيلت نماز واجب بر نماز مستحبّ خواهد بود.
550 - قال عليه السلام : اءفْضَلُ اءوْقاتِها صَدْرُاالنَّهارِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ.(625)
فرمود: براى انجام نماز جعفر طيّار بهترين و با فضيلت ترين اوقات پيش از ظهر روز جمعه خواهد بود.
551 - قال عليه السلام : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ اءخَّرَالْغَداةَ إلى اءنْ تَنْقَضِى النُّجُومُ.(626)
فرمود: ملعون و نفرين شده است آن كسى كه نماز صبح را عمدا تاءخير بيندازد تا موقعى كه ستارگان ناپديد شوند.
552 - قال عليه السلام : إنَّ اللّهَ قَنَعَنا بِعَوائِدِ إ حْسانِهِ وَ فَوائِدِ اِمْتِنانِهِ.(627)
فرمود: همانا خداوند متعال ، ما اهل بيت را به وسيله احسان و نعمتهايش قانع و خودكفا گردانده است .
553 - قال عليه السلام : إنَّهُ لَيْسَ بَيْنَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَيْنَ اءَحَدٍ قَرابَةٌ، وَ مَنْ اءنْكَرَنى فَلَيْسَ مِنّى ، وَ سَبيلُهُ سَبيلُ ابْنِ نُوحٍ.(628)
فرمود: بين خداوند و هيچيك از بندگانش خويشاوندى وجود ندارد - و هر كس به وسيله اعمال و نيّات او پاداش داده مى شود - هر كس مرا انكار نمايد از شيعيان و دوستان ما نيست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح عليه السلام خواهد بود.
554 - قال عليه السلام : اءما تَعْلَمُونَ اءنَّ الاْءرْضَ لاتَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ إمّا ظاهِرا وَ إمّا مَغْمُورا. (629)
فرمود: آگاه و متوجّه باشيد كه در هيچ حالتى زمين خالى از حجّت خداوند نخواهد بود، يا بطور ظاهر و آشكار و يا مخفى و پنهان .
555 - قال عليه السلام : إذا أ ذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ، وَاضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَانْحَسَرَ عَنْكُمْ.(630)
فرمود: چنانچه خداوند متعال اجازه سخن و بيان حقايق را به ما دهد، حقانيّت آشكار مى گردد و باطل نابود مى شود و خفقان و مشكلات بر طرف خواهد شد.
556 - قال عليه السلام : وَ اءمّا وَجْهُ الاْ نْتِفاعِ بى فى غَيْبَتى فَكَالْ إنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إذا غَيَّبَها عَنِ الاْ بْصارِالسِّحابُ.(631)
فرمود: چگونگى بهره گيرى و استفاده از من در دوران غيبت همانند انتفاع از خورشيد است در آن موقعى كه به وسيله ابرها از چشم افراد ناپديد شود.
557 - قال عليه السلام : وَاجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إ لَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ.(632)
فرمود: هدف و قصد خود را نسبت به محبّت و دوستى ما اءهل بيت عصمت و طهارت بر مبناى عمل به سنّت و اجراء احكام الهى قرار دهيد.
558 - قال عليه السلام : اءمّا ظُهُورُالْفَرَجِ فَإنَّهُ إلَى اللّهِ، وَ كَذِبَ الْوَقّاتُونَ.(633)
فرمود: زمان ظهور من مربوط به اراده خداوند متعال مى باشد و هر كس زمان آن را معيّن و معرّفى كند دروغ گفته است .
559 - قال عليه السلام : اءكْثِرُواالدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ، فَإنَّ ذلِكَ فَرَجَكُمْ.(634)
فرمود: براى تعجيل ظهور من - در هر موقعيّت مناسبى - بسيار دعا كنيد كه در آن فرج و حلّ مشكلات شما خواهد بود.
560 - دَفَعَ إ لَيَّ دَفْتَرا فيهِ دُعاءُالْفَرَجِ وَ صَلاةٌ عَلَيْهِ، فَقالَ عليه السلام : فَبِهذا فَادْعُ.(635)
يكى از مؤمنين به نام اءبومحمدحسن بن وجناء گويد: زيرناودان طلا در حرم خانه خداوند بودم كه حضرت ولىّ عصر امام زمان (عجّ) را ديدم ، دفترى را به من عنايت نمود كه در آن دعاى فرج و صلوات بر آن حضرت بود.
سپس فرمود: به وسيله اين نوشته ها بخوان و براى ظهور و فرج من دعا كن و بر من درود و تحيّت فرست .
و آن دعا بر حسب مشهور چنين نقل شده است :
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ (الْحُجَّةِبْنِ الْحَسَنِ) صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ، فى هذِهِ السّاعَةِ وَ فى كُلِّ ساعَةٍ، وَليّا وَ حافِظا وَ قاعِدا وَ ناصِرا وَ دَليلا وَ عَيْنا، حَتّى تُسْكِنَهُ اءرْضَكَ طَوْعا وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلا.(636)
نوشته شده توسط حسن در ساعت 22:12 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
فرمود: همانا بهشت جايگاهى است كه در آن آبستن شدن و زايمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نمايد، خداوند متعال بدون جريان حمل و زايمان ، فرزند دلخواهش را به او مى دهد همانطورى كه حضرت آدم عليه السلام را آفريد.
526 - قال عليه السلام : لايُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَلا يَدَّعيهِ إلاّج احِدٌ كافُرٌ.(601)
فرمود: كسى با ما در رابطه با مقام ولايت و امامت مشاجره و منازعه نمى كند مگر آنكه ستمگر و معصيت كار باشد، همچنين كسى مدّعى ولايت و خلافت نمى شود مگر كسى كه منكر و كافر باشد.
527 - قال عليه السلام : إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا، لايَقُولُ ذلِكَ سِوانا إلاّكَذّ ابٌ مُفْتَرٌ.(602)
فرمود: حقيقت - در همه موارد و امور - با ما و در بين ما اهل بيت عصمت و طهارت خواهد بود و چنين سخنى را هر كس غير از ما بگويد دروغگو و مفترى مى باشد.
528 - قال عليه السلام : اءبَى اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماما وَلِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقا.(603)
فرمود: همانا خداوند متعال امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آنكه به إتمام و كمال برسد و باطل نابود و مضمحل گردد.
529 - قال عليه السلام : إنّى اءخْرُجُ حينَ اءخْرُجُ، وَلابَيْعَةَ لِاءحَدٍ مِنَ الطَّواغيتِ فى عُنُقى .(604)
فرمود: در آن هنگامى كه من خروج و ظهور نمايم هيچ طاغوتى بر عهده من منّتى و بيعتى نخواهد داشت .
530 - قال عليه السلام : اءنَاالَّذى اءخْرُجُ بِهذاالسَيْفِ فَاءمَلَاءُ الاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطا كَما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا.(605)
فرمود: من آن كسى هستم كه در آخر زمان با اين شمشير - ذوالفقار - ظهور و خروج مى كنم و زمين را پر از عدل و داد مى نمايم همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است .
531 - قال عليه السلام : اِتَّقُواللّهُ وَ سَلِّمُوا لَنا، وَرُدُّواالْاءمْرَ إ لَيْنا، فَعَلَيْنا الاْ صْدارُ كَما كانَ مِنَّاالاْ يرادُ، وَلاتَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّيَ عَنْكُمْ.(606)
فرمود: از خدا بترسيد و تسليم ما باشيد، و امور خود را به ما واگذار كنيد، چون وظيفه ما است كه شما را بى نياز و سيراب نمائيم همانطورى كه ورود شما بر چشمه معرفت به وسيله ما مى باشد. و سعى ننمائيد به دنبال كشف آنچه از شما پنهان شده است باشيد.
532 - قال عليه السلام : اءمّا اءمْوالُكُمْ فَلا نَقْبَلُها إلاّ لِتُطَّهِرُوا، فَمَنْ شاءَ فَلْيَصِلْ، وَ مَنْ شاءَ فَلْيَقْطَعْ.(607)
فرمود: اموال - خمس و زكات - شما را جهت تطهير و تزكيه زندگى و ثروتتان مى پذيريم ، پس هر كه مايل بود بپردازد، و هر كه مايل نبود نپردازد.
533 - قال عليه السلام : إ نّا نُحيطُ عِلْما بِاءنْبائِكُمْ، وَلايَغْرُبُ عَنّا شَيْئىٌ مِنْ اءخْبارِكُمْ.(608)
فرمود: ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشنائيم و چيزى از شما نزد ما پنهان نيست .
534 - قال عليه السلام : مَنْكانَتْ لَهُ إلَى اللّهِ حاجَةٌ فَلْ يَغْتَسِلْ لَيْلَةَالْجُمُعَةِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّيْلِ وَ يَاءْتى مُصَلاّهُ.(609)
فرمود: هر كه خواسته اى و حاجتى از پيشگاه خداوند متعال دارد بعد از نيمه شب جمعه غسل كند و جهت مناجات و راز و نياز با خداوند، در جايگاه نمازش قرار گيرد.
535 - قال عليه السلام : يَابْنَ الْمَهْزِيارِ، لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ، لَهَلَكَ مَنْ عَلَيْها، إلاّ خَواصُّ الشّيعَةِ الَّتى تَشْبَهُ اءقْوالَهُمْ اءفْعالَهُمْ.(610)
فرمود: اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضى شماها براى همديگر نبود، هر كس روى زمين بود هلاك مى گرديد، مگر آن شيعيان خاصّى كه گفتارشان با كردارشان يكى است .
نوشته شده توسط حسن در ساعت 22:11 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
523 قال عليه السلام : اءمَّاالْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إلى رُواةِ حَديثِنا(اءحاديثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَاءنَا حُجَّةُاللّهِ عَلَيْكُمْ.(598)
فرمود: جهت حلّ مشكلات و حوادث - امور سياسى ، عبادى ، اقتصادى ، نظامى ، فرهنگى ، اجتماعى و... - به راويان حديث و فقهاء مراجعه كنيد كه آنها در زمان غيبت خليفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر ايشان مى باشم .
524 قال عليه السلام : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَنَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا.(599)
فرمود: حقانيّت و واقعيّت با ما اهل بيت رسول اللّه صلى الله عليه و آله مى باشد و كناره گيرى عدّه اى از ما، هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، بلكه ما مجريان و مبلّغان دستورات الهى هستيم .
525 - قال عليه السلام : إنَّ الْجَنَّةَ لاحَمْلَ فيها لِلنِّساءِ وَلاوِلادَةَ، فَإ ذَااشْتَهى مُؤْمِنٌ وَلَدا خَلَقَهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَيرِ حَمْلٍ وَلاوِلادَةٍ عَلَى الصُّورَةِالَّتى يُريدُ كَما خَلَقَ آدَمَ عليه السلام عِبْرَةً.(600)
نوشته شده توسط حسن در ساعت 22:11 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
چهل حديث گهربار، از امام زمان ، حضرت مهدى ، عليه السّلام
قال الا مام المهدي صاحب العصر عجّل اللّه تعالى فرجه :
521 الَّذى يَجِبُ عَلَيْكُمْ وَلَكُمْ اءنْ تَقُولُوا: إ نّا قُدْوَةٌ وَاءئِمَّةٌ وَخُلَفاءُاللّهِ فى اءرْضِهِ، وَاُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَحُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَالْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَاءْويلَ الْكِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.(596)
فرمود: بر شما واجب است و به سود شما مى باشد كه معتقد باشيد براينكه ما اهل بيت رسالت ، محور و اءساس امور، پيشوايان هدايت و خليفه خداوند متعال در زمين هستيم .
همچنين اءمين خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه خواهيم بود، حلال و حرام را مى شناسيم ، تاءويل و تفسير آيات قرآن را عارف و آشنا هستيم .
522 - قال عليه السلام : اءنَاخاتَمُ الاَْوْصِياءِ، بى يَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ اءهْلى وَ شيعَتى .(597)
فرمود: من آخرين وصيّ پيغمبر خدا هستم ، به وسيله من بلاها و فتنه ها از آشنايان و شيعيانم دفع و برطرف خواهد شد.
نوشته شده توسط حسن در ساعت 22:10 موضوع سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع | لینک ثابت
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم
انسان با شوق و رغبتی که خیر و منفعت خود را میجوید چه بسا که به نادانی با همان شوق و رغبت شر و زیان خودرا میطلبد و انسان از فرط جهل بسیار بی صبر و شتاب کار است
نوشته شده توسط حسن در ساعت 22:7 موضوع آيات الهي | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
پيامبر اكرم (ص) :
پیشگویی سید احمد خسروی دراواخر زمان رضا شاه کتاب مزذه ظهور ص 61
کپی بحارالانوار
زنان اخرالزمان
بغداد در اخرالزمان
داستان سید حسنی بودن حضرت آقا به نقل از وبلاگhttp://khodnevis1.persianblog.ir/post/38/
نشانه های ظهورنشانه هاى ظهور
حضرت محمد (ص) :
عجم بر شما پيروز شده گردن شما را مى زنند
پیشگویی شاه نعمت الله ولی
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آيات الهي
علائم ظهور مهدی عج
سخنان پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع
قران درمانی
حکمت عدد چهل(40) و تعبیر خواب
دوستان
پیوندهای روزانه