تبليغاتX
عصر انتظار بروایت بحارالانوار جلد 13

فردا سید علی آقا می خواهند بیایند، ما هم تبریک می گوییم . و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند

رهبر مظلوم دنیا

سید علیست

 

   حجت الاسلام دانشمند :

اگر من از مظلومیت رهبر بگویم شاید دلتان خون بشود ،

خیلی مظلومند ایشان .این موضوع را من با یک واسطه

می گویم .با یکی از محافظ های آقا در حرم امام رضا (ع)

روبروی ضریح،دو به دو با هم بودیمگفتم از آقا چه خبر ؟

میگفت ما روزهای دوشنبه، ( این را میگفت و گریه میکرد )

می رویم به خانواده شهدا سرکشی میکنیم .  آقا می فرمودند

 به خانواده شهدا نگویید که ما می آییمکه به زحمت نیافتند

 .یک ربع قبل آقا در ماشین هستند ما درب میزنیم و میگوییم

 آقا می خواهند تشریف بیاورند منزل و یک سلام و علیکی

 با مادر و پدر شهید نمایند .یکبار رفتیم درب خانه دو شهید،

 من خودم رفتمدیدم درب باز است و آب و جارو  درب زدم ،

            مادر شهید آمدند دم درب و گفتند:  آقا کــــــــــو ؟

                                 گفتم: کدام آقا ؟

گفت : مقام معظم رهبری کجاست ؟

گفتم : شما از کجا می دانید ؟

شروع کرد به گریه کردن،

 گفت دیشب خواب بچه هام را دیدم، بچه ها آمدند گفتند

خوش بحالت، فردا سید علی می خواهد بیاید خانه تان .

 اینجا که رسید، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه .

بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند

فردا سید علی آقا می خواهند بیایند، ما هم تبریک می گوییم .

و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم .

        مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی !؟

  مادر شهید گفتند : امام فرمودند سلام ما را به سید علی آقا برسانید و به ایشان

 بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن ! فرج نزدیک است انشاءالله .

      آقا خیلی گریه کرد  . . .

اللهم عجل لولیک الفرج


           حجت الاسلام دانشمند :

مظلوم است آقا . یک کاری نکنیم که اگر گره ای نمی توانیم باز کنیم ،

 لااقل گره بر گره نیاندازیم .این واقعاً ظلم است ، خدا نمی بخشد .

در این دنیا مرکز شیعه فقط ایران است .

افغانستان ، پاکستان ، مصر ، عربستان و عراق را ببینید .

 در ممالک اسلامی کجا شیعه همه کاره است ،

ایران مرکز شیعه است ، دل امام زمان ( عج ) به شما بسته شده

 و  امید امام به شماست .

 

:::::::::::::::::::::::

منبع  http://shia-tools.mihanblog.com/post/677


 

نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 9:35 موضوع | لينک ثابت


آیا اکنون این اتفاق درحال شکل گرفتن نیست بحارالانوار جلد 13 صفحه 997 و عرب از قید و ذلت آزاد میگر

آیا اکنون این اتفاق  درحال شکل گرفتن نیست

بحارالانوار جلد 13 صفحه 997

و عرب از قید و ذلت آزاد میگردند و شهرها را تصرف نموده و از

فرمان پادشاه عجم (غیر عرب )بیرون می آیند  اهل مصر حاکم

خود را میکشند ..............................

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

(بحارالانوار جلد 13 صفحه 997)

اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم

اهل مصر حاکم خودرا میکشند

 و شام ویران میشود سه لشکر با پرچمهای مشخص درانجا بجان هم می افتند پرچمهای قیس و عرب به مصردرایند و پرچم کنده به حران میرود و لشکری از جانب

عرب میاید و در خرابه های حیره منزل میکند پرچمهای سیاه از مشرق به طرف حیره میایند و شکافی در نهرفرات پدید می اید و اب ان کوچه های کوفه را فرا میگیردشصت نفر دروغگو که همه مدعی پیغمبری هستندخواهند امد و قیام دوازده نفر از نسل ابوطالب که همه مدعی امامت دارند و سوزاندن مردی از بزرگان بنی

عباس در بین جلولا و خانقین و بستن پلی در بغداد محله کرخ و بر خاستن باد سیاهی در اول روز در بغداد وهم زلزله ای در انجا می اید که بسیاری از مردم را در زمین فرو میبرد و ترسی براهل عراق و بغداد مستولی میشودو مرگهای سریع انها را از پا در می اورد و افت بجان ومال و محصول انها می افتد و ملخهای بموقع و بی موقعمی اید و غله و کشت و زرع انها را میخورد و زراعت انهارا تقلیل میدهد

  دو دسته از مردم عجم بجان هم افتاده خون

بسیاری در میان انها ریخته میشود

بردگان از فرمانبرداری اقایان خود سر باز  زنند و اربابخود را به قتل برسانند و بعضی از بدعت گزاران در دین ازصورت ادمی بیرون می ایند و بصورت خوک و میمونمیشوند و بردگان بر شهرهای بزرگ غلبه یابند و صداییاز اسمان می اید بطوریکه همه ساکنان زمین هر کسبه زبان خود انرا میشنود و یک صورت و سینه در نور افتاب

اشکار میگردد و مردگانی از قبر بیرون امده بدنیابرمیگردند و با مردم معاشرت نموده  بملاقات همدیگرمیروند انگاه این علائم با امدن ۲۴ باران ختم میشودسپس زمینهای مرده زنده و سرسبز شده برکات اناشکار میشود و تمام بدبختیها از پیروان حق یعنیشیعیان مهدی ع برداشته میشود درانهنگام متوجهمیشوند که او از مکه ظهور میکند و برای یاری او به مکهمیروند چنانکه دراخبار امده است

سپس شیخ مفید میگوید پاره ای ازاین وقایع حتمی

است که باید واقع شود و پاره ای مشروط به

شرایطی است خدا بهتر میداند چه خواهد شد


 

نوشته شده توسط در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 17:13 موضوع | لينک ثابت


پیشگویی بزرگ دربحارالانوار جلد 13 پرچمهايي بدون علامت كه نه از پنبه و نه كتان و نه حرير است از

پیشگویی بزرگ دربحارالانوار جلد 13


 پرچمهايي

 

بدون علامت كه نه از پنبه و نه كتان و نه حرير است از

 

مشرق زمين مي آيند در سر نيزه هاي آنها مهر سيد

 

اكبر (پيامبر ) زده شده قائد آنها مردي

 

از خاندان پيامبر است

 

آن پرچمها در شرق پديد مي آيد و بوي آن مانند مشك

 

 معطر به غرب ميرسد ترس و رعب آنها يكماه پيش

 

از آمدنشان همه جا در دل مردم قرار ميگيرد آنگاه در

 

كوفه فرود مي آيند و اولاد ابوطالب به خونخواهي پدران

 

 خود قيام ميكنند بحارالانوار جلد 13 صفحه 1059و1060


 

نوشته شده توسط در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 17:10 موضوع | لينک ثابت


روز مادر گرامیباد



 

نوشته شده توسط در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 9:53 موضوع | لينک ثابت


بالای تخت یوسف کنعان

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند

 هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ساعت 15:38 موضوع | لينک ثابت


زمینه سازیها برای خروج عنصری شرور ( همراه با فیلم ) پس از افاضات شیخ سلفی اردنی در طی سالهای گذشته


 پس از افاضات شیخ سلفی اردنی در طی سالهای گذشته مبنی بر به خلافت رسیدن خاندان پادشاهی اردن و فتح ایران و عربستان و بیت المقدس توسط عبدالله دوم و ادعای امام مهدی بودن فرزندش که اخیرا فیلم آن نیز منتشر شده و در جامعه بازتاب زیادی داشت ، اینک نوبت به قطب دروایش نقشبندی رسیده است تا مدال معنویت و برگزدیدگی را بر سینه ی پادشاه اردن زده و او را منتخب خداوند برای اجرای اراده ی خود در خاورمیانه بنامد!

براستی چه نیت شومی در پشت این بیانات عجیب خوابیده است؟ آیا الهاماتی شیطانی یا نقشه هایی انسانی برای آغاز شرارت سفیانی؟

این گزیده از سخنرانی هست که "شیخ ناظم الحقانی" در حضور شاهزاده عباس، نماینده ملک عبد الله ایراد کرد:

رسول خدا پیش بینی کرده بود که بعد از او خلفا خواهند بود و بعد از خلفا امراء و بعد از امراء شاهان و بعد از شاهان جائران و دیکتاتورها و بعد از جائران، مردی از اهل بیتم خروج خواهد کرد و زمین رو پر از عدل و داد خواهد کرد همانطور که پر از ظلم و جور شده بود. اکنون زمان جائران به پایان رسیده و زمانش آن است که مردی از اهل بیت خروج کند.
حدود 50 سال پیش پدر بزرگ ملک عبد الله داشت خودش را آماده می کرد تا به حجاز حمله کرده و آن را پس بگیرد. میگفت که حکومت بر حجاز حق ما اهل بیت هست و این اعراب بادیه نشین که حجاز را در دست گرفته اند حقی ندارند.
شیخ من، شیخ عبد الله داغستانی، به پدر بزرگ ملک عبد الله پیغام داد که نه هنوز وقتش فرا نرسیده است. شیخ داغستانی یک مکاشفه به ایشون داد. پدر بزرگ ملک عبد الله گفت من دیدم که داخل قبر رسول خدا هستم و یک اژدها و حیوان به من حمله کرد و تقریبا من رو از پا در آورده بود ولی نتونست من رو بکشه چون شیخ من، نجاتم داد. به من گفت که هنوز وقتش نشده و یکی از نوادگان تو که اسم او هم عبد الله هست این کار را انجام می دهد و حجاز رو پس می گیرد.

حدود 60 سال پیش شیخ داغستانی به ما گفت که ملک عبد الله بیت المقدس رو فتح خواهد کرد. سبحان الله. الان اعلا حضرت تخت را در کنترل دارد و آماده است.

شیخ داغستانی به ما گفت که 10 کشور تحت کنترل و فرمان ملک عبد الله در خواهند آمد.

چرا شیخ عبد الله خودش را برای فتح سوریه آماده نمی کند؟ سرزمین دمشق باز است. پشتیبانی برای او به زودی خواهد رسید. تا او بایستد و اعلام کند که او آخرین خلیفه مسلمین است. به ایشان می گویم که درنگ نکند. چون او نماینده اهل بیت است. او وارث واقعی پیامبر است. حرکت کن و نترس و خودت را وارث پیامبر اعلام کن و مسلمانان را متحد کن و جائران و زورگویان را شکست بده و از سرزمین های اسلامی بیرون کن. این خبری است که به من رسیده. الله اکبر!

ایشان واجب است که اعلام کند وارث واقعی خلافت رسول خداست. و نه هیچ کس دیگری. ایشان باید سه ارتش داشته باشد. اولی برای رسول خدا، دومی برای مهدی علیه السلام و سومی برای خودش. پرچم را بلند کن و حرکت کن. من اولین کسی هستم که بیعت خود را به ایشان می دهم.



به همه جهان اسلام اعلام می کنم که تنها ایشان پرچم اسلام را بلند می کند و 10 مملکت اسلامی را تحت کنترل خود در می آورد.
امام مهدی از سمت و طرف ایشان در دمشق خواهد آمد ار منطقه ای به نام (غدم؟). ملک عبد الله باید اعلام کند که من وارث واقعی پیامبرم.
همه باید با ایشان بیعت کنند. من دستور می دهم به کشورهای اسلامی که با ایشان بیعت کنند و او را حمایت نمایند. من می توانم اعلا حضرت را در همراهی امام مهدی (علیه السلام) ببینم. با سه ارتش: 1- ارتش پیامبر 2- ارتش امام مهدی 3- ارتش خود اعلا حضرت. سه ارتش و ایشان باید به حرکت در آید.
هر کس به من گوش می دهد باید بیعت خود را برای خدا به ملک عبد الله بدهد. هر کس بیعت نکند مسلمان به حساب نخواهد آمد.
به همه دستور می دهم که با او بیعت کنند. همه از همه نقاط جهان. چون او در این دنیا و در آخرت بزرگ و عزیز است. او خلیفه اسلام است. نه هیچ کس دیگر. این حق اوست. اگر چنین نکنید نابود خواهید شد.
ایشان باید ارتش ها را آماده کند و اعلام کند که خلیفه پیامبر خداست. و نماینده حضرت مهدی تا زمانی که ظهور کند. نیروهای الهی همراه و یار ملک عبد الله است. او بهترین برای این وظیفه است. او نماینده اهل بیت پیامبر است.
او با مهدی است در دمشق، لبنان، عراق، مصر، لیبی، یمن، حجاز و کردها و ترک ها. به من الهام شده (یا رسیده است) که باید اینها را اعلام کنم و اعلا حضرت نباید بترسد. او حمایت شده است از طرف خدای متعال.

همه اقوام عربی باید با او پیمان ببندند. اگر چنین بکنند بدون هیچ پرسشی وارد بهشت می شوند.
خدا امروز شما را پیش من فرستاده است. عالیجناب شاهزاده عباس، با ملک عبد الله باشید و به اقوام عربی بگویید هر کس بر علیه ایشان حرکت کند نابود می شوند.
به ائمه جهان اسلام می گویم: ملک عبد الله تنها فرد است (که می تواند این کار را بکند). به من دستور داده شده است که این پیام را برسانم.

اعلا حضرت، نام من را به عنوان اول کسی که با شما بیعت کرده یاد داشت کنید. سربازان غیبی پشتیبان شما هستند. من دست شما را می بوسم و پای شما را. ای پادشاه! اعلا حضرت!

حقیقت باید برخیزد و ما راه حقیم. و هر کس بر علیه حق حرکت کنید شکست می خورد و نابود می شود.
آیه شریفه می فرماید شکست تنها در دنیا و آخرت تنها برای کسانی است که با حق می جنگند.
دست و پای ملک عبد الله را ببوسید. گنج های دنیا زیر پای ملک عبد الله است. کسانی که بر علیه او بیرون بیایند، آینده ای نخواهند داشت چون توان از اوست.

لینک دانلود فیلم:

http://d16mi5zua0x0lq.cloudfront.net/200/2012-04-27_ar_ToKingAbdullah_200.mp4

http://d16mi5zua0x0lq.cloudfront.net/200/2012-05-01_tr_RajaAshman_200.mp4

http://dc104.2shared.com/download/czzWRSVk/2012-04-27_en_ToKingAbdullah.mp3?tsid=20120502-150439-1efbc5f9

منبع   وبلاگ تاریخ آینده



 

نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ساعت 11:4 موضوع | لينک ثابت


حکایت یکی از کاروان های راهیان نور/ حاج آقا باید برقصه!

اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم

حکایت یکی از کاروان های راهیان نور/ حاج آقا باید برقصه!


وبلاگ محجبه ها فرشته اند نوشت: این خاطره را همان سال ۸۷ در اتوبوسی که راهی نور بود، از یکی از راویان نورانی شنیدم که خواندنش بعد از سه سال هنوز مو به تنم سیخ می‌کند...

بخوانیدش که قطعا خالی از لطف نیست:


"چند سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یکی از دانشگاه‌های بزرگ کشور آمده بودند جنوب. چشم‌تان روز بد نبیند... آن‌قدر سانتال مانتال و عجیب و غریب بودند که هیچ کدام از راویان، تحمل نیم ساعت نشستن در آن اتوبوس را نداشتند. وضع ظاهرشان فوق‌العاده خراب بود. آرایش آن‌چنانی، مانتوی تنگ و روسری هم که دیگر روسری نبود، شال گردن شده بود.

اخلاق‌شان را هم که نپرس... حتی اجازه یک کلمه حرف زدن به راوی را نمی‌دادند، فقط می‌خندیدند و مسخره می‌کردند و آوازهای آن‌چنانی بود که...

از هر دری خواستم وارد شوم، نشد که نشد؛ یعنی نگذاشتند که بشود...

دیدم فایده‌ای ندارد! گوش این جماعت اناث، بده‌کار خاطره و روایت نیست که نیست!

باید از راه دیگری وارد می‌شدم... ناگهان فکری به ذهنم رسید... اما... سخت بود و فقط از شهدا بر‌می‌آمد...

سپردم به خودشان و شروع کردم.

گفتم: بیایید با هم شرط ببندیم!

خندیدند و گفتند: اِاِاِ ... حاج آقا و شرط!!! شما هم آره حاج آقا؟؟؟

گفتم: آره!!!

گفتند: حالا چه شرطی؟

گفتم: من شما را به یکی از مناطق جنگی می‌برم و معجزه‌ای نشان‌تان می‌دهم، اگر به معجزه بودنش اطمینان پیدا کردید، قول بدهید راه‌تان را تغییر دهید و به دستورات اسلام عمل کنید.

گفتند: اگر نتوانستی معجزه کنی، چه؟

گفتم: هرچه شما بگویید.

گفتند: با همین چفیه‌ای که به گردنت انداخته‌ای، میایی وسط اتوبوس و شروع می‌کنی به رقصیدن!!!

اول انگار دچار برق‌گرفتگی شده باشم، شوکه شدم، اما چند لحظه بعد یاد اعتقادم به شهدا افتادم و دوباره کار را به آن‌ها سپردم و قبول کردم.

دوباره همه‌شون زدند زیر خنده که چه شود!!! حاج آقا با چفیه بیاد وسط این همه دختر و...

در طول مسیر هم از جلف‌بازی‌های این جماعت حرص می‌خوردم و هم نگران بودم که نکند شهدا حرفم را زمین بیندازند؟ نکند مجبور شوم...! دائم در ذکر و توسل بودم و از شهدا کمک می‌خواستم...

می‌دانستم در اثر یک حادثه، یادمان شهدای طلائیه سوخته و قبرهای آن‌ها بی‌حفاظ است...

از طرفی می‌دانستم آن‌ها اگر بخواهند، قیامت هم برپا می‌کنند، چه رسد به معجزه!!!

به طلائیه که رسیدیم، همه‌شان را جمع کردم و راه افتادیم ... اما آن‌ها که دست‌بردار نبودند! حتی یک لحظه هم از شوخی‌های جلف و سبک و خواندن اشعار مبتذل و خنده‌های بلند دست برنمی‌داشتند و دائم هم مرا مسخره می‌کردند.

کنار قبور مطهر شهدای طلائیه که رسیدیم، یک نفر از بین جمعیت گفت: پس کو این معجزه حاج آقا! ما که این‌جا جز خاک و چند تا سنگ قبر چیز دیگه‌ای نمی‌بینیم! به دنبال حرف او بقیه هم شروع کردند: حاج آقا باید برقصه...

برای آخرین بار دل سپردم. یا اباالفضل گفتم و از یکی از بچه‌ها خواستم یک لیوان آب بدهد.

آب را روی قبور مطهر پاشیدم و...

تمام فضای طلائیه پر از شمیم مطهر و معطر بهشت شد... عطری که هیچ جای دنیا مثل آن پیدا نمی‌شود! همه اون دخترای بی‌حجاب و قرتی، مست شده بودند از شمیم عطری که طلائیه را پر کرده بود. طلائیه آن روز بوی بهشت می‌داد...

همه‌شان روی خاک افتادند و غرق اشک شدند! سر روی قبرها گذاشته بودند و مثل مادرهای فرزند از دست داده ضجه می‌زدند ... شهدا خودی نشان داده بودند و دست همه‌شان را گرفته بودند. چشم‌ها‌شان رنگ خون گرفته بود و صدای محزون‌شان به سختی شنیده می‌شد. هرچه کردم نتوانستم آن‌ها را از روی قبرها بلند کنم. قصد کرده بودند آن‌جا بمانند. بالاخره با کلی اصرار و التماس آن‌ها را از بهشتی‌ترین خاک دنیا بلند کردم ...

به اتوبوس که رسیدیم، خواستم بگویم: من به قولم عمل کردم، حالا نوبت شماست، که دیدم روسری‌ها کاملا سر را پوشانده‌اند و چفیه‌ها روی گردن‌شان خودنمایی می‌کند.

هنوز بی‌قرار بودند... چند دقیقه‌ای گذشت... همه دور هم جمع شده بودند و مشورت می‌کردند...

پرسیدم: به کجا رسیدید؟ چیزی نگفتند.

سال بعد که برای رفتن به اردو با من تماس گرفتند، فهمیدم دانشگاه را رها کرده‌اند و به جامعه‌الزهرای قم رفته‌اند ... آری آنان سر قول‌شان به شهدا مانده بودند ..."
منبع  مهدی منتظر


 

نوشته شده توسط در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ساعت 11:3 موضوع | لينک ثابت


اوضاع بغداد در اخرالزمان از زبان علی ع الهم صل علي محمد وآل محمد مفضل عرض كرد : اقا ؛ در آنرو اوضاع


اوضاع بغداد در اخرالزمان از زبان علی ع  

الهم صل علي محمد وآل محمدوعجل فرجهم

 

مفضل عرض كرد : اقا ؛ در آنروز دارالفاسقين( بغداد) چه وضعي دارد ؟

 

فرمود : مشمول لعنت و غضب خداوند است فتنه هاو آشوبها آنرا ويران ميسازدو بكلي متروك مينمايد ،اي واي بر بغداد و مردم آن از خطر لشكري كه باپرچمهاي زرد و لشكري كه با پر چمهاي خود از مغرب زمين مي ايند و كسيكه جزيره را جلب ميكند و لشكري كه از دور و نزديك به آنجا مي رودبخدا قسم همه گونه عذاب كه بر امتهاي متمرد و سركش از اول خلقت تا اخرعالم رسيده بر بغداد فرود مي ايد عذابهايي به بغداد ميرسد كه هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده است طوفانشمشير آنها را فرا ميگيرد واي بر كسي كهانجا را مسكن خود قرار دهد زيرا هركس در انجا مقيم شود با حالت شقاوت باقي ميماند هركس هجرت كند در پرتو خدا بسر ميبرد بخدا مردم بغداد چنان در ناز ونعمت و عيش ونوش ميشوند كه ميگويند زندگي حقيقي دنيا همين و خانه هاوكاخهاي ان قصر هاي بهشت است و دختران ان( در زيبايي حورالعين) و جوانانان جوانان بهشت است و چنين پندارند كه خداوند تمام روزي بندگانش را به بغدادارزاني داشته است افتراء به خداوند و پيغمبر ص و حكم كردن بر خلاف قران وشهادت دروغ و شرابخواري و زنا كاري و خوردن پليدي ها و خونريزي چنان در بغداد شيوع يابد كه فجايع تمام دنيا به پاي ان نرسد آنگاه خداوند همين بغداد را بوسيله آآن اشوبها و آآن لشكرها چنان ويران ميسازد كه وقتي رهگذري از انجا ميگذرد ميگويد :شهر بغداد اينجا بوده است

     بحارالانوار علامه مجلسي جلد 13 صفحه 1163


 

نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ساعت 16:6 موضوع | لينک ثابت


خطبه خواني سرکرده وهابيون شام در دمشق + فيلم

خطبه خواني سرکرده وهابيون شام در دمشق + فيلم

دشمن اصلی ما محمد بن حسن العسکری است

اين جنگجوي سلفي که با اشاره به اينکه جنگيدن با شيعيان از جنگ با غربي‌ها و يهودي‌ها واجب‌تر است، گفت: براي اين جهاد، بايد از دریاهای خون، تپه‌هایی از دست‌هاي قلم‌شده و پاهای بریده و نيز کوه‌هایی از جمجمه‌ها عبور کرد زيرا آنان، کودکان شما را ذبح کردند و شکم زنان‌تان را دريدند


خطيب اين مسجد دمشق، در ادامه با خرافه‌خواندن اعتقاد به مهدويت در انديشه شيعي، گفت: دشمن اصلي ما شخصي است به نام "محمد بن الحسن العسکري" است که امام دوازدهم شيعيان است؛ شيعيان معتقد به حلاليت زنا با محارم هستند و به جاي اينکه نمازهاي پنجگانه را براي تقرب به خدا بخوانند براي تقرب به پنج نفر به نام‌هاي

علي[ع]، فاطمه[ع]، حسن[ع]، حسين[ع] و محسن[ع]

مي‌خوانند.


وي در پايان بدون اینکه خطبه خود را با يکي از سوره‌هاي قرآن به پایان برساند، براي اينکه حاضران در پای منبرش را به ریختن قطره اشکی وادارد، مسلسل خود را بالا برد و با سر دادن فرياد "حي علي الجهاد" از خدا خواست که اهل‌سنت را حفظ کرده و آنها را از دست شيعيان ناپاک و علوی‌هاي نجس رهايي بخشد.

برای دیدن متن کامل خبر درادامه کلیک فرمایید


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ساعت 16:3 موضوع | لينک ثابت


در سوگ مادر سقای عشق

بانویی از تبار دلیران

نامش فاطمه و کنیه اش امُّ البنین (مادر پسران) است. پدرش حِزام، و مادرش ثمامه یا لیلاست. در مورد تاریخ دقیق ولادت حضرت ام البنین اطلاعی در دست نیست و تاریخ نگارانْ سال ولادت او را ثبت نکرده اند، برخی از تاریخ نگارانْ زمان ولادت ایشان را در حدود پنج سال پس از هجرت تخمین می زنند.

تاریخ گواهی می دهد که پدران و داییان حضرت ام البنین از دلیران عربِ پیش از اسلام بوده و از آن ها به هنگام نبرد، دلیرْمردی های فراوانی نقل شده است که در عین شجاعتْ بزرگ و پیشوای قوم خود نیز بوده اند، آن چنان که حاکمان زمانْ در برابرشان سرتسلیم فرود می آورند. علامه سید محسن امین می گوید: «ام البنین علیهاالسلام ، شاعری خوش بیان و از خانواده ای اصیل و شجاع بود.»  اینان همانان هستند که عقیل ـ نسبْ شناس بزرگ عرب و برادر علی علیه السلام ـ به امیرالمؤمنین علیه السلام گفت: «در میان عرب از پدرانش شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود».

بعد از شهادت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام، علی بن ابی طالب علیه السلام برادرش عقیل را ـ که آشنا به علم نسب شناسی عرب بود ـ فرا خواند و از او خواست که برایش همسری از تبار دلاوران برگزیند تا پسر دلیری برای مولا به ارمغان آورد.

عقیل، فاطمه کلابیه را برای حضرت برگزید که قبیله و خاندانش، بنی کِلاب، در شجاعت بی مانند بودند، و حضرت علی علیه السلام نیز این انتخاب را پسندید.

بعد از این که عقیل شجره نامه های اَعراب را بررسی و ام البنین را انتخاب کرد، حضرت علی علیه السلام، او را نزد پدر ام البنین فرستاد. پدر، خشنود از این وصلت مبارک، نزد دختر خود شتافت و موضوع را در میان گذاشت. ام البنین نیز با سربلندی و افتخارْ پاسخ مثبت داد و پیوندی همیشگی بین وی و مولای متقیان علی بن ابی طالب علیه السلام برقرار شد.

امام علی علیه السلام، در همسرش عقلی سترگ، ایمانی استوار، آدابی والا و صفاتی نیکو مشاهده کرد و او را گرامی داشت و از صمیم قلب در حفظ حُرمت او کوشید.
به گفته علامه مامقانی، این شدت علاقه ، کاشف از علو مرتبه او در ایمان، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد

محبتی بی دریغ

روز اولی که ام البنین علیهاالسلام پا در خانه علی علیه السلام گذاشت، حسن و حسین علیهماالسلام مریض بوده و در بستر افتاده بودند. عروس تازه ابوطالب، به محض آن که وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و هم چون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت.

فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک با علی علیه السلام، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را ام البنین صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات گذشته، در ذهن آن ها تداعی نگردد و رنج بی مادری آن ها را آزار ندهد.

ام البنین بر آن بود که، در زندگی جای خالی حضرت زهرا علیهاالسلام را برای فرزندان ایشان پر کند؛ مادری که در اوج شکوفایی پژمرده شد و آتش به جان فرزندان خردسال زد. فرزندان فاطمه زهرا علیهاالسلام در وجود این بانوی پارسا، مادر خود را می دیدند و رنج فقدانِ مادر را کمتر احساس می کردند.

ام البنین علیهاالسلام، فرزندان دختر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله را بر فرزندان خود مقدّم می داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان می کرد و آن را فریضه ای دینی می شمرد؛ زیرا خداوند متعال در کتاب خود، همگان را به محبت آنان دستور داده است.

عالم جلیل القدر، زین الدین عاملی، شهید ثانی درباره حضرت ام البنین علیهاالسلام می گوید: «ام البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت و خود را وقف خدمت به آن ها کرده بود. خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قائل بودند و به او احترام ویژه می گذاشتند.»

محبت بی شائبه ام البنین در حق فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و فداکاری فرزندان وی در راه سیدالشهدا، در تاریخ بی پاسخ نماند. اهل بیت علیهم السلام هم در احترام و بزرگ داشت وی کوشیدند و بسیار از او قدردانی کرده، او را سپاس گفتند. چنانکه زینب کبری علیهاالسلام همواره به دیدار او می رفت و از او تجلیل به عمل می آورد.

مادر شهیدان

ثمره زندگی مشترک ام البنین علیهاالسلام با حضرت علی علیه السلام، چهار پسر بود که به دلیل داشتن همین پسران، او را ام البنین، یعنی مادر پسران می خواندند. نام فرزندان ایشان به ترتیب عبارتند از: قمربنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، عبداللّه، جعفر و عثمان؛ که هر چهار نفرْ در سرزمین کربلا و در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه فرزند حضرت ابوالفضل علیه السلام ادامه یافت.

با شهادت چهار فرزند ام البنین علیهاالسلام در کربلا، این بانوی شکیبا، به افتخار مادر شهیدان بودن نائل آمد و در کنار همسر شهید بودن، افتخاری دیگر بر صفحه افتخاراتش افزوده شد.

وقتی ام البنین بَشیر را دید که فرستاده امام سجاد علیه السلام بود و به مدینه آمده بود تا مردم را از ماجرای کربلا و بازگشت کاروان امام حسین علیه السلام با خبر سازد. به او فرمود: ای بشیر! از امام حسین علیه السلام چه خبر داری؟ بشیر گفت: خدا به تو صبر دهد که عباس تو کشته گردید. ام البنین فرمود: از حسین علیه السلام مرا خبر ده!

بشیر خبر شهادت بقیه فرزندان او را هم اعلام کرد، ولی ام البنین پیوسته از امام حسین علیه السلام خبر می گرفت و می گفت: فرزندان من و آن چه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد.

شهید ثانی درباره حضرت ام البنین علیهاالسلام می گوید: «ام البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت و خود را وقف خدمت به آن ها کرده بود. خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قائل بودند و به او احترام ویژه می گذاشتند

چون بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به آن حضرت داد، صیحه ای کشید و گفت: ای بشیر! رگ قلبم را پاره کردی و سپس صدا به ناله و شیون بلند کرد.

به گفته علامه مامقانی، این شدت علاقه، کاشف از علو مرتبه او در ایمان، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد .

پاسدار نهضت حسینی

از ویژگی های بسیار مهم ام البنین، توجه به زمان و مسائل مربوط به آن است. وی پس از واقعه عاشورا، از مرثیه خوانی و نوحه سرایی استفاده کرده تا ندای مظلومیت کربلاییان را به گوش نسل های آینده برساند. ایشان هر روز به همراه عبیداللّه پسرِ حضرت عباس علیه السلام، که همراه مادرش در کربلا حضور داشت و سند زنده ای برای بیان وقایع عاشورا بود، به بقیع می رفت و نوحه می خواند. او با این اشعار، هم حماسه کربلا را بازگو و هم در قالب عزاداریْ به حکومت وقت نوعی اعتراض می کرد و مردم را که اطراف او جمع می شدند، از جنایات بنی امیه، آگاه می نمود.

به سوی دوست

سرانجام این بانوی بزرگوار، بعد از عمری تلاش، شکیبایی و استقامتْ با اهدای چهار فرزند رشید به پیش گاه مولایش، حسین بن علی علیه السلام، با دلی مالامال از محبت و عشق، بنا بر قول مشهور، در 13 جمادی الثانی سال 64 ق، راهی دیار دوست شد و در بقیع، آرام گاهِ خوبان، در جوار دیگر فرزند زهرا علیهاالسلام برای همیشه رحل اقامت افکند.


 

نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ساعت 10:31 موضوع | لينک ثابت


محافظ سید حسن نصرالله در مصاحبه اش با شبکه المنار: از محافظ سید حسن نصر الله سوال کردند: چقدر سید حس


محافظ سید حسن نصرالله در مصاحبه اش با شبکه المنار:

از محافظ سید حسن نصر الله سوال کردند: چقدر سید حسن را دوست داری؟
گفت: آنقدر که امر کند الان بمیر؛ می میرم.
در سوال بعد پرسیدند چقدر امام خامنه ای را دوست داری؟
گفت: آنقدر که اگر امر کند سر سید حسن رو بیار؛ می برم


 

نوشته شده توسط در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 12:4 موضوع | لينک ثابت


مرقد مولانا اباعبدالله الحسین ع، 200 سال پیش... http://14media.blogfa.com/



مرقد مولانا اباعبدالله الحسین ع، 200 سال پیش...http://14media.blogfa.com/


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 12:1 موضوع | لينک ثابت


نامه امام زمان عج به شیخ مفید ره الهم صل علي محمد وآل محمد توقيعي كه به افتخار شيخ مفيد صادر

نامه امام زمان عج به شیخ مفید ره

 

الهم صل علي  محمد وآل محمد

 توقيعي كه به افتخار شيخ مفيد صادر گشت

 بسم الله الرحمن الرحيم : سلام بر تو اي دوست مخلص در دين كه در اعتقاد بما با علم و يقين امتياز داري ما شكر وجود تو را به پيشگاه  خداوندي كه جز او خدايي نيست برده و از ذات بيزوالش مسئلت  مينمائيم كه رحمت پيا پي خودرا بر اقا و مولا و پيغمبر ما محمد و  اولاد طاهرين او فرو فرستد و به تو كه پروردگارتوفيقاتت را براي ياري  حق مستدام بدارد و پاداش را با سخناني كه از جانب ماميگوئي با  صداقت افزون گردانداعلام ميداریم كه :به ما اجازه داده شده كه تو  را به شرافت مكاتبه مفتخر سازيم و موظف بداريم كه آنچه به تو  مينويسيم به دوستانماكه نزد تو ميباشندبرساني خداوند آنها را  به طاعت خود عزيز بدارد و با حفظ و عنايات خود مشكلات آنها را بر طرفسازد خداوند تورا با امداد خود بر دشمنانش كه از دين  بيرون رفته اند پيروز گرداندو در رسانيدن به كسانيكه اطمينان  به انها داري بطرزي كه انشالله مينويسيم عمل كن هر چند ما  در جائي منزل كرده ايم كه از محل سكونت ستمگران دور است  و اين هم بعلتي است كه خداوند صلاح ما و شيعيان با ايمان ما  راتا زمانيكه دولت دنيا از ان فاسقان ميباشد در اين ديده است  ولي در عين حال از اخبار و اوضاع شما كاملا اگاهيم و چيزي از ان بر  ماپوشيده نميماند ما از لغزشهائي كه از بعضي شيعيان سر ميزند  از وقتيكه بسياري از انها ميل به بعضي از كارهاي ناشايسته اي  نموده اند كه نيكان گذشته از ان احتراز مينموده اند و پيماني كه از انها براي توجه به خداوند و دوري از زشتي ها گرفته شده و انرا پشت  سرانداخته انداطلاع داريم گويا انها نميدانند كه ما در رعايتحال شما  كوتاهي نميكنيم و يا شما را از خاطرنبرده ايم و اگر جز اين بود از هر  سو گرفتاري به شما رو مي آورد و دشمنان شما شما را ازميان ميبردند تقوي پيشه سازيد و به ما اعتماد كنيد و چاره اين فتنه و امتحان را كه به  شما رو اورده است از ما بخواهيد امتحاني كه هر كس مرگش رسيده  باشد در ان نابود ميگرددو انكس كه به ارزوي خود رسيده باشدازورطه  ان به سلامت ميرود ان فتنه و امتحان علامت حركت ما و امتياز شما  در برابر اطاعت و نافرماني ماست خداوند هم نور خود را كامل ميگرداند هر چند مشركان نخواهند خود را از دشمنان نگاهداريد و از افروختن  آتش جاهليت بپرهيزيد كساني كه دراين فتنه به جاهاي پنهان پناه  نبرده و در سرزنش ان راه پسنديده گرفته اند چون ماه جمادي الاولی سال جاري فرارسید بايد از انچه دران ماه روي ميدهد عبرت  بگيريد و از انچه بعد از ان واقع ميشود از خواب غفلت بيدار شويد  عنقريب علامت اشكاري از اسمان براي شما پديد مي ايد و نظير  ان در زمين نيز ظاهر ميگردد كه مردم را اندوهگين ميكند و بوحشت  می اندازد

  آنگاه مردمي كه از اسلام خارج شده اند بر عراق مسلط ميگردند و


بواسطه سوء اعمال انها اهل عراق دچار ضيق معيشت ميشوند


سپس اين محنت با مرگ يكي از اشرار از ميان ميرود و از مردن او


پرهيز گاران خيرانديش خشنود ميگردند و مردمي كه از اطراف


عالم ارزوي حج بيت الله دارند به ارزوي خود ميرسند و به حج


ميروند


هر مردي از شما بايد به انچه كه وسيله دوستي ما به ان تقرب مي جست عمل كند و از انچه مقام اورا پست ميگرداند و خوش ايند ما نيست اجتناب نمايد زيرا خداوند بطور ناگهاني انسان را برانگيخته ميكند انهم در وقتيكه  توبه سودي به حال او ندارد و پشيماني اورا از كيفر ما نجات  نميدهد خداوند تو را به رشد وكمال الهام بخشد و با لطف خود به رحمت واسعه خود توفيق دهد

                                                                                               

 

بحارالانوار جلد 13 صفحه 1246-1247-1248

 


 

نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم اسفند 1390 ساعت 15:0 موضوع | لينک ثابت


پیامبر عظیم الشان است سوگند به کسی که جانم دردست اوست ای سلمان .زمانی زن با شوهرش در تجارت شریک میش


محمد ص

سوگند به کسی که جانم دردست اوست ای سلمان .زمانی زن با شوهرش در تجارت شریک میشودو هردو همه تلاش خویش را در بیرون خانه برای ثروت اندوزیبکار

 میبرند باران کم و صاحبان کرم خسیس و تهی دستان حقیر شمرده میشوند دران هنگام بازارها به یکدیگر نزدیک میگردند یکی گوید چیزی نفروختم و دیگری گوید سودی نبردم و همه زبان به شکایت و مذمت پروردگارمیگشایند دران زمان چیزی از شرق و غرب می اورند و امت متابع میگردند وای دران روز بر ضعفای امت از انان . و وای برانها از عذاب الهی . نه برضعیف رحم میکنند و نه به کسی احترام میگذارند ونه گناهکاری را میبخشند بدنهایشان چون ادمیان است اما قلوبشان قلوب شیطاندرانزمان مردان به مردان و زنان به زنان قناعت میکنند و برسرپسران و دختران در خانواده هایشان به رقابت برمیخیزند نظیر

مردان خودرا شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان میکنند و زنان برزین سوار میشوند برانان لعنت خدا باد دران هنگامپسران امت مرا به طلا تزیین میکنند و لباسهای ابریشمین حریر و دیباح میپوشنداغنیای من برای تفریح به حج میروند و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا برای رهائی و تظاهر
کتاب از ازل تا قیامت


 

نوشته شده توسط در جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ساعت 8:56 موضوع | لينک ثابت


نشانه های ظهور الهم صل علي محمد و آل محمد از امام محمد باقر ع سئوال شد يابن رسول الله قائم

نشانه های ظهور

الهم صل علي محمد و آل محمد

 

از امام محمد باقر ع سئوال شد يابن رسول الله

 

 قائم شما كي خواهد آمد ؟فرمود : هنگاميكه

 

مردها مانند زنان و زنها شبيه مردان گردند

 

 و مردان به مردان و زنها به زنها اكتفا كنند

 

 .زنها بر زينها سوار شوند وشهادتهاي ناحق

 

 قبول و گواهي عادلان رد شود و مردم ريختن خون

 

يكديگر و عمل زنا و خوردن ربا را آسان شمارند

 

بحارالانوار جلد ۱۳ صفحه ۹۶۱

 


 

نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ساعت 15:42 موضوع | لينک ثابت


ظهور در کلام امام صادق ع امام صادق (ع) : آنگاه كه مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینى او ن

 

ظهور در کلام امام صادق ع

 

امام صادق (ع) :

آنگاه كه مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینى او نسبتبه هیچكس به توافق نمى رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى یابد، عمر سلطنت هاى چندین ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندین روزه فرا مى رسد. ابوبصیر مى گوید: پرسیدم : آیا این وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.و این درگیرى بعد از كشته شدن این پادشاه (عبدالله ) منجر به كشمكش بین قبیله هاى حجاز مى شود. ( بحار 52 ص 210 و 240 )

 


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 ساعت 10:58 موضوع | لينک ثابت


خطبه امیرالمومنین ع واوضاع آخرالزمان اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم خطبه امیرالمومنین ع

خطبه امیرالمومنین ع واوضاع آخرالزمان

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

 

خطبه امیرالمومنین ع واوضاع آخرالزمان

 

ای مردم پیش از آنكه مرا ازدست دهید هر چه

میخواهید ازمن بپرسید دراین وقت صعصعه بن

صوحان از جا برخاست و گفت یا امیرالمومنین

 دجال كی خواهد آمدامام  فرمود خداوند سخن

تورا شنید و دانست مقصودت چیست بخدا

 قسم دراین باره سائل  و مسئول (نوومن)

یكسان هستیم (یعنی این اسرار رافقط

خداوند میداند ) ولی این را بدان كه آمدن

 دجال علاماتی دارد علامات این است

دجال در وقتی میآید كه مردم نماز را

بمیرانند و امانت را ضایع كنند و دروغ گفتن

 را حلال شمارند و ربا بخورند و رشوه بگیرند

و ساختمانها را محكم بسازند و دین را بدنیا

بفروشند و موقعیكه سفیهان را بكار گماشتند

 و با زنان مشورت كردند و پیوند خویشان را پاره

 نمودند و هوا پرستی پیشه ساختند و خون

یكدیگر را بی ارزش دانستند و…………وزنها

بواسطه میل شایانی كه به امور دنیا دارند

در امر تجارت با شوهران خود شركت جویند

زنها بر زینها سوار شوند و زنان به مردان و

مردان به زنان شباهت پیدا كنند

بحارالانوار جلد 13 صفحه 962


 

نوشته شده توسط در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 ساعت 17:9 موضوع | لينک ثابت


اولین تصاویر منتشرشده از کربلا + عکس

اولین تصاویر منتشرشده از کربلا + عکس


 

نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 ساعت 12:12 موضوع | لينک ثابت


بسم الله الرحمن الرحیم علامات ظهور از زبان پیامبر در حجه الوداع اللهم صل علی محمد و ال محمد مطلبی

ایه 30 سوره شوری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفو عن کثیر

و آنچه از رنج مصائب به شما میرسد (چون درد و فقر و پریشانی

و جنگ و قحط و گرفتاریها )همه از دست (اعمال زشت )خود

شماست در صورتی که خدا بسیاری از اعمال بد را عفو

میکند (و هیچ بر آن عقوبت دنیوی )و اخروی نمی افزاید



بسم الله الرحمن الرحیم علامات ظهور از زبان پیامبر در حجه الوداع


اللهم صل علی محمد و ال محمد

مطلبی که ذیل به نظر میهمانان گرامی میرسد برگرفته از کتاب از ازل تا قیامتنوشته محمد جواد مصطفوی میباشد پیامبر ص به اصحاب فرمود میخواهید از

اشراط الساعه

شما را اگاه نمایم سلمان گفت اری پیامبر فرمود ند ازنشانه های قیامت تضییع نماز پیروی از شهوات تمایل به هواپرستی گرامی داشتن ثروتمندان فروختن دین به دنیا ست دراین هنگام که قلب مومن دردرونش اب میشود نظیر نمک دراب ازاین همه زشتی ها که میبیند و توانائی تغییر ان را ندارد انچه مهم است وبا دنیای فعلی ما بیشتر همخوانی دارد این سخنان

پیامبر عظیم الشان است

سوگند به کسی که جانم دردست اوست ای سلمان .زمانی زن با شوهرش در تجارت شریک میشودو هردو همه تلاش خویش را در بیرون خانه برای ثروت اندوزیبکار

 میبرند باران کم و صاحبان کرم خسیس و تهی دستان حقیر شمرده میشوند دران هنگام بازارها به یکدیگر نزدیک میگردند یکی گوید چیزی نفروختم و دیگری گوید سودی نبردم و همه زبان به شکایت و مذمت پروردگارمیگشایند دران زمان چیزی از شرق و غرب می اورند و امت متابع میگردند وای دران روز بر ضعفای امت از انان . و وای برانها از عذاب الهی . نه برضعیف رحم میکنند و نه به کسی احترام میگذارند ونه گناهکاری را میبخشند بدنهایشان چون ادمیان است اما قلوبشان قلوب شیطاندرانزمان مردان به مردان و زنان به زنان قناعت میکنند و برسرپسران و دختران در خانواده هایشان به رقابت برمیخیزند نظیر

مردان خودرا شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان میکنند و زنان برزین سوار میشوند برانان لعنت خدا باد دران هنگامپسران امت مرا به طلا تزیین میکنند و لباسهای ابریشمین حریر و دیباح میپوشنداغنیای من برای تفریح به حج میروند و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا برای رهائی و تظاهر


 

نوشته شده توسط در شنبه سوم اردیبهشت 1390 ساعت 15:0 موضوع | لينک ثابت


((رجعت )) در لغت به معناى ((بازگشتن به سوى دنيا)) است .(1) و در اصطلاح عبارت است از : ((بازگشت بعضى

((رجعت )) در لغت به معناى ((بازگشتن به سوى دنيا)) است .(1)
و در اصطلاح عبارت است از :
((بازگشت بعضى از مؤمنان و بعضى از كافران به اين دنيا، بعد از ظهور امام زمان عليه السلام )).(2)
از جمله اجماعيات و ضروريات مذهب شيعه ، حقيقت رجعت است ، يعنى پيش از قيامت ، در زمان حضرت مهدى (عج ) و بعد از آن حضرت ، جمعى از مؤمنان خالص و جمعى از كافران خالص (3). و به عبارت ديگر جمعى از نيكان بسيار نيك و جمعى از بدان بسيار بد، به دنيا بر مى گردند.
خوبان و نيكان و مؤمنان خالص به دنيا بر مى گردند براى اينكه با ديدن دولت ائمه عليهم السلام ديده هايشان روشن گردد و مقدارى از جزاى خوبى هايشان در دنيا به آنها برسد.
و بدان و كافران محض ، به دنيا بر مى گردند براى اينكه به عقوبت و عذاب دنيوى برسند. و دولتى كه نمى خواستند به اهل بيت عليهم السلام برسد را مشاهده كنند، و همچنين براى اينكه شيعيان از ايشان انتقام بگيرند.
و ساير مردم در قبرها مى مانند تا روز قيامت محشور شوند. چنانچه در احاديث بسيار وارد شده كه رجوع نمى كند در رجعت مگر كسيكه ايمان خالص داشته و يا كافر محض باشد، امّا ساير مردم به حال خود باقى مى مانند، تا روز قيامت .(4)
نظر علماى شيعه در اثبات رجعت
مرحوم علامه مجلسى رحمه اللّه مى فرمايد:

درادامه مطلب کلیک فرمایید

http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/DAASTAAN/daastaan_rojat_aemmeh_hosseini_01.html#link4


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط در جمعه ششم اسفند 1389 ساعت 21:57 موضوع | لينک ثابت


احوال مردم در آخر الزمان


احوال مردم در آخر الزمان





روایات مختلفی از امامان معصوم، روحیات مردم را در آخرالزمان توصیف می‌کند که به بعضی از آنها اشاره می‌شود:
  • چشم و هم چشمی: امام صادق فرمود:« مردم مدام به یکدیگر نگاه می‌کنند و می‌کوشند از هم کم نیاورند.»
  • قساوت قلب: امام صادق فرمود:« دل‌های مردم سخت، چشمان‌شان خشک و ذکر خدا برای آنان سنگین می‌گردد.»
  • ریا و عجب: علی علیه السلام فرمود:« زمانی خواهد آمد که مردم عبادت را سبب برتری خود بر دیگران می‌دانند.»
  • غرور و خودبینی: پیامبر اکرم فرمود:« کبر و غرور در قلب ها نفوذ می کند، همان‌گونه که زهر در بدن پخش می‌شود.»
  • عدم روحیه حق طلبی: امام صادق فرمود:« مردم با کسی هستند که پیروز شود. »
  • و در روایت دیگر فرمود:« راه خیر خالی می شود و کسی آن را نمی‌پیماید.»
  • و نیز فرمود:« مردم به اهل شرّ اقتدا می‌کنند.»
  • پیش از ظهور حضرت مهدی علیه السلام تملق و چاپلوسی نیز رواج می یابد.
  • مردم در سخنان باطل و ناروا از یکدیگر سبقت می گیرند.
  • شنیدن قرآن بر مردم سنگین و شنیدن سخنان باطل بر آنان سبک و خوشایند می گردد.
  • مردم آشکارا به هم تهمت می‌زنند.
  • امام صادق علیه السلام در روایتی فرمود: « مردگان مسخره می شوند و هیچ کس ناراحت نمی‌شود.»
  • گرسنگی و کمبود مواد غذایی: امام صادق علیه السلام فرمود:« پیش از ظهور مهدی علیه السلام ناگزیر سالی فرا خواهد رسید که مردم در آن گرسنه می‌شوند و ترس شدیدی از کشته‌شدن و ضرر به اموال و جان‌ها و محصولات آنها را فرا می گیرد؛ همه‌ی اینها در قرآن بیان شده است.» آن گاه آیه 155 سوره‌ی بقره را تلاوت فرمود:« ولنبلونکم بشیء من الخوف والجوع نقص من الاموال والانفس والثمرات و بشر الصابرین »
  • ضعف دینداری: پیامبر اکرم درباره‌ی ضعف دینداری در مردم آخرالزمان فرموده است:« مردم به دنیا مشغول و از آخرت غافل می‌شوند. تقوا رونق ندارد. از مساجد صدای اذان به گوش می‌رسد اما قلب‌های مردم از ایمان خالی است.»
  • امام صادق علیه السلام فرمود: « هنگامی که قائم علیه السلام ظهور می‌کند، بسیاری از کسانی که خود را معتقد به او می‌دانستند، به او بی‌اعتقاد می‌شوند و به مذهب پرستندگان ماه و خورشید در می‌آیند.»

منابع: ‌
بحارالانوار، ج 52، ص 364، حدیث 137 ---------- غیبه النعمانی
بحارالانوار، 52/264 حدیث 148
بحارالانوار، ج52،‌ ص 228 و 229، حدیث 93
بحارالانوار 52/259 حدیث 14
بحارالانوار 52/258حدیث 147
بحارالانوار 52/259حدیث147
بحارالانوار 52/264حدیث148
بحارالانوار 52/278حدیث 173
نهج البلاغه - ص 265 حدیث 151
بحارالانوار 52/192حدیث26
بحارالانوار 52/256حدیث 147 علی علیه السلام
بحارالانوار 52/256حدیث147

مراجعه شود به:
نشانه های مردم در زمان غیبت
حالات مردم در آخرالزمان
رابطه انسان با پدر و مادر در آخرالزمان
روابط مردم در آخرالزمان
روابط همسایگان در آخرالزمان
فتنه های شیطان در زمان ظهور امام مهدی علیه السلام
بی ارزش شدن خون مردم
تدریجی بودن نشانه های ظهور امام مهدی علیه السلام
گسسته شدن پیوند خویشاوندی
شکسته شدن حرمت انسان
جدا شدن مردم بر اثر بلا و گرفتاری
رویارویی امام مهدی علیه السلام با جاهلان
دین مردم در آخرالزمان
ترس و اضطراب همگانی
قرآن پیش از ظهور حضرت مهدی عج
مصرف اموال در راه باطل
مسخ انسان - فصلت : 16
سختی پیش از ظهور
منبع کلیک فرمایید


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389 ساعت 20:17 موضوع | لينک ثابت


آخرالزّمان، عصر نبود تعادل [در روابط جنسی] مردان به مردان اکتفا می‌کنند و زنان به زنان قناعت می‌ورزن

آخرالزّمان، عصر نبود تعادل

[در روابط جنسی] مردان به مردان اکتفا می‌کنند و زنان به زنان قناعت می‌ورزند. فحشا بسیار گردد به طوری که کار و شغل قرار گیرد و زنا علنی گردد و فساد در همه جا آشکار است و کسی از آن جلوگیری نمی‌کند و مرتکبان آن هم خود را معذور می‌دانند. لهو و لعب آشکار می‌گردد و کسی که از کنار آن می‌گذرد، جلوگیری نمی‌کند یا کسی قادر به جلوگیری از آن نیست. (تباهی اخلاقی و بی‌تعادلی در روابط جنسی)لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید   تلقّی ما از ظلم و جور، عموماً زورگویی‌ها و خشونت‌های نظامی گردنکشان و مستکبران علیه محرومان و ضعیفان است و کمی که پیشتر می‌رویم به مظالم اقتصادی و فاصله‌های عظیم فقر و غنا نیز به عنوان مصادیقی از ظلم توجّه می‌کنیم؛ ولی حقیقت این است

درادامه مطلب کلیک فرمایید


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم بهمن 1389 ساعت 13:3 موضوع | لينک ثابت


ایران آخرالزمان

ایران آخرالزمان


ما به زمان ظهور امام زمان -ارواحنافداه- این محبوب حقیقی انسان ها نزدیک شده ایم. "بیانات امام خامنه اي در جمع بسیجیان، نیمه شعبان ۱۳۸۷ه ش"

چه خوشمان بيايد، درادامه مطلب کلیک فرمایید


اتفاقی در راه است!

http://apocalypse.blogfa.com/


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط در چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 ساعت 9:58 موضوع | لينک ثابت


بسم الله الرحمن الرحیم عصر ظهور بروایت کتاب بحارالانوار جلد 13

بسم الله الرحمن الرحیم عصر ظهور بروایت کتاب بحارالانوار جلد 13

 

اللهم صل علی محمد و ال محمد

امیرالمومنین ع فرمود :پیش از قیام قائم ما چند سال قحطی و

خشکسالی خواهد بود که دران راستگو را دروغگو و دروغگو را

راستگو بدانند در آنوقت افراد حیله گر مقرب گردند و روبیضه به

 ان دل بندد

 

علائم ظهور را اینجا ببینید


 

نوشته شده توسط در جمعه هفدهم خرداد 1387 ساعت 13:16 موضوع | لينک ثابت


حاج شیخ احمد کافی انهایی که در میانه زندگی خود، به سر می‌برند، خوب به یاد دارند ناله‌ها و اشک‌های د

حاج شیخ احمد کافی


انهایی که در میانه زندگی خود، به سر می‌برند، خوب به یاد دارند ناله‌ها و اشک‌های دلسوخته امام زمان‌(عج) و فریاد «یا صاحب‌الزمان» مرحوم کافی را که بارها تکرار می‌کرد، گویا این فریاد‌ها در پس سالها هم‌چنان در گوش‌ها طنین می‌افکند، 28 تیر سالروز درگذشت مداح اهل بیت‌(ع) مرحوم حجت‌الاسلام کافی است.    

وی در سال 1315 هجری شمسی در شهر مقدس مشهد در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش مرحوم میرزا محمد کافی فرزند حاج میرزا احمد کافی یزدی از علما و روحانیون پرهیزکار و وارسته بود. حجت الاسلام کافی (ره) در سن شش سالگی یعنی سال 1321 هجری شمسی به دبستان رفت.

در سال 1333 برای فراگیری علوم دینی به نجف اشرف رهسپار شد و در مدرسه «طیب» زیر نظر اساتیدی چون: آیت الله العظمی خویی، آیت الله سید اسدلله مدنی تبریزی و آیت الله حسین راستی کاشانی به تحصیل علوم دینی مشغول شد. شیخ احمد کافی که به اهل بیت (س) محبت خاصی داشت از طرف آیة الله مدنی مأمور خواندن دعای کمیل در صحن امام حسین (ع) و دعای ندبه در مدرسه طیب شد.

بازگشت به قم

مرحوم کافی به علت مشکلات مالی پدر، بعد از مدتی از نجف اشرف به قم بازگشت و به علت سخنرانیهایش در ماه محرم و صفر و رمضان در قم زندانی و یا تبعید شد.

اقامت در تهران

شیخ احمد کافی (ره) در سال 1343 هجری شمسی به خاطر در خواست های مکرر مردم به تهران عزیمت می کند و در تهران به تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان و نیز مراسم دعای کمیل و ندبه می پردازد.

ازدواج

حجة الاسلام حاج احمد کافی در سن 23 سالگی با صبیه مرحوم آیة الله سیدحسین شاهرودی که از زهاد و عارفان معروف بود ازدواج کرد.

خدمات اجتماعی  

ساخت مهدیه

استقبال گسترده ی مردم از جلسات سخنرانی مرحوم کافى و مراسم دعای کمیل و ندبه، باعث شد که وی ساخت مهدیه در تهران را پیشنهاد کند. او با فروش منزل خود و کمک چهار تن از بازاریان خوشنام تهران و نیز عده بسیاری از مردم، در سال 1348 قطعه زمین 4 هزار متری در خیابان ولی عصر تهران، با نام مهدیه خریداری کرد که ساختمان اولیه آن پانزده هزار نفر را در خود جای می داد.

کمک به نیازمندان

وی به شیوه های گوناگون به خانواده های بی سرپرست و محروم کمک می کرد. صدها خانواده بی بضاعت را تحت نظر خویش داشت. لوله کشی آب برای ده ها خانواده، تأمین هدایایی چون کفش و لباس و ... برای بی بضاعتان از جمله خدمات ایشان است، بعدها به دلیل کمک به خانواده خرابکاران و مخالفان شاه، دستگیر شد.پس از آزادی از زندان، که تا سه ماه طول کشید، ساواک علاوه بر تعطیلی همه برنامه های مهدیه، وی را برای یک سال به ایلام تبعید کرد.

ساخت درمانگاه

این واحد درمانی که در داخل ساختمان مهدیه بنا شده بود، داروهایی را که خود مردم به آن جا می آوردند، حتی بعضا بسیار کمیاب بودند، به رایگان در اختیار نیازمندان قرار می داد.

ایجاد صندوق قرض الحسنه

بنای نخستین این صندوق در واپسین روزهای عمر مرحوم کافى گذارده شد. اما فعالیت اصلی آن، چندی پس از رحلت وی آغاز شد.

خدمات در تبعید

تاسیس حوزه علمیه، ساخت مسجد، مدرسه و حمام در ایلام، ساخت و بازسازی چندین حمام، مدرسه و مسجد در دیگر شهرهای استان ایلام، و روستاهای اطراف از جمله خدمات وی در زمان تبعید است.وی در شهرهای مختلف، بنای 72 مهدیه را با کمک اهالی پی ریزی کرد.او حتی در عربستان نیز، که هر سال برای حج به آن جا می رفت، فعالیت داشت؛ احداث بناهای مختلف مسجد، مدرسه و چاه های آب از جمله این موارد است.

فعالیت های سیاسی مرحوم کافی

مرحوم کافی از طلاب مشهدی و از مریدان آیت الله میلانی بود. به همین دلیل او از بدو جوانی و در جریانات سالهای 41 – 43 با اخلاق انقلابی بزرگ شده بود و نمی توانست از آن وضعیت فاصله بگیرد.در سالهای نخست انقلاب گه‌گاه به وی طعنه هایی زده می شد و از این که او مردم را سرگرم کرده و با جدیت به مسائل انقلابی نمی پردازد مخالفت هایی می شد.اما امروز که اسناد وی منتشر شده است، بدون تردید می توان او را یک شخصیت تأثیرگذار در میان توده های مردم دانست که به عشق مذهب و صدای زیبای او و عشق به امام زمان (ع) در مهدیه و شهرهای مختلف پای منبر او حضور می یافتند و تحت تأثیر کنایه ها و اشاره های وی در مخالفت با وضعیت حاکم بر ایران قرار می گرفتند.

دستگیری مرحوم کافی

سخنرانی های روحانیون اغلب با کنایه و اشاره به رژیم همراه بود، اما مرحوم کافی به دلیل نفوذ کلام و نیز سخنرانی هایش در منازل آیات میلانی و قمی در شمار افرادی بود که ساواک روی آنان تأمل داشت. به همین دلیل در چهارم اسفند 43 بار دیگر دستگیر شد. در باره اتهامات وی گفته شده بود که در منبر گفته است «حکومت ظالم با جگرگوشه های زهرا چه می کند». همچنین «آیت الله خمینی را نایب امام زمان معرفی و او را در زندان و مظلوم معرفی و مرتبا دعا و صلوات برای امام خمینی می فرستد». تا این زمان وی جمعا دو بار دستگیر شده و بار دوم به دو ماه حبس تأدیبی محکوم گردید. بعدها کافی چند بار روی منبر گفت که به خاطر رطوبت زندان رماتیسم گرفته است. یکبار هم گفت: جای همه شما خالی، زندان قزل قلعه، خدا کند که همه شما را بدانجا ببرند به شرط آن که برای دین باشد نه به جرم هروئین و تریاک  و باز از نمناکی آنجا سخن به میان آورد و گفت که شش ماه در زندان بوده است.

تبلیغ و حمایت از امام خمینی ( ره )

مرحوم کافی در سخنرانی خود در دی ماه 45 گفت: «این هارون ها و مأمون ها چقدر فرزندان فاطمه را اذیت و آزار کرده اند.». وی بر اساس گزارش ساواک، در سال 45 چند تصویر از امام خمینی در منزلش بوده و در جلسه ای که با برخی از افراد هیئات داشته گفته است که می بایست بر اساس رساله ایشان برای مردم مسأله گفت. این زمان وی مرتب در مسجد امین الدوله تهران منبر می رفته و به عنوان یکی از وعاظ ناراحت و مخالف برای ساواک شناخت شده بوده است.

وی در سخنرانی 3 فروردین 46 خطاب به مردم گفته است: «از دین تان دفاع کنید از اسلام وقرآن و امام زمان و علماء و مراجع تقلید نگهداری کنید»

یکبار هم در سخنرانی خود در 20 بهمن 45 گفت: «در هر عصری منصورها و حجاج ها وجود دارند و اولاد پیغمبر را اذیت می کنند. عده ای را اعدام و عده ای را زندانی می نمایند... خدایا پرچم دار اسلام پیشوای شیعیان جهان حضرت آیت الله خمینی را در پناه خودت از جمیع بلایا حفظ بفرما و او را صحیح و سالم به ایران برگردان و وسایل خلاصی زندانیان بیگناهی که به جرم طرفدارای از قرآن و دین و روحانیت گرفتار شده اند فراهم نما»

در یکی از سخنرانی های خود خطاب به حضرت امام گفت:آیت الله العظمی خمینی ! بزرگ مرجع شیعه ! افتخار قرآن! افتخار اسلام! افتخار اهل بیت(ع)! افتخار این روحانیت! مدافع اسلام و شیعه! با توام آقا ! قربانت بشم آقا! کنار قبر جدت علی(ع) بگو: آقا، آقایم کی می آید؟!.امام نیز بارها نسبت به جلسات مهدیه اظهار علاقه کرده بودند و حتی برای ایشان پیام فرستاده، ایشان را به ادامه جلسات تشویق می کردند.

کافی از منظر ساواک

جمع بندی ساواک تا تاریخ (14/3/46) از مرحوم کافی این بود: شیخ احمد کافی از وعاظ ناراحت و ماجراجوست که سعی دارد همیشه از نیروی جوانان کم سن و سال و بی تجربه متعصب مذهبی به نفع روحانیون مخالف استفاده کند و آنها را برای مخالفت با دولت آماده سازد و اکثرا در منابر خود به طور مستقیم و غیر مستقیم ضمن تجلیل از روحانیون افراطی از اعمال دولت بدگویی می کند. با ادامه سخنرانی های وی، ساواک دوبار توصیه کرد که به وی تذکر جدی داده شود.

افشا گری علیه رژیم طاغوت در جریان شهادت شهید سعیدی

مرحوم کافی در تیرماه سال 49 احضار و مورد بازجویی قرار گرفت. این بازجویی در ارتباط با مسائلی بود که پس از شهادت سید محمدرضا سعیدی در مشهد و در دستگاه آقای میلانی رخ داد. از نظر ساواک چهار نفر عامل سروصدا در مشهد پس از شهادت سعیدی بودند: شیخ عباس طبسی، سید علی خامنه ای، شیخ محمد رضا محامی، و شیخ احمد کافی واعظ . کسی هم برا ی ساواک گفته بود: «کافی در مدت اقامت خود در مشهد با حرارت شدید خبر فوت سعیدی را در بین مردم انتشار داد سعیدی را به قدری شکنجه داده که شهید شده. این مطالب را چنان با آب و تاب تعریف می کرد که باعث برهم زدن نظم حوزه علمیه و تحریک عده ای گردید» .

توجه و ارادت مراجع عظام به آقای کافی(ره)

مرحوم حاج شیخ احمد کافی(ره) همواره کارهایش را با مشورت مراجع عظام تقلید همچون امام خمینی(ره)، آیت الله خوئى، آیت الله گلپایگانی (ره) و آیت الله مرعشی نجفی (ره) انجام می داد، از این رو همواره مورد حمایت و تأیید آن بزرگواران بود.بنیان گذار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی(ره)، مرحوم کافى را همواره در امر تبلیغ مورد تشویق و حمایت قرار می‌داد و به وی می‌گفتند: «من از شما می خواهم که در مهدیه برای من دعا کنید».مرحوم آیت الله میلانی(ره) نیز در مشهد توجه خاصی به مرحوم کافى داشتند و همواره می‌گفتند:«کافی برای شیعیان کافی است».مرحوم آیت الله مرعشی نجفی(ره) نیز بارها می‌گفتند:«کمتر مرجعی را سراغ دارم که به اسلام چنین خدمتی کرده باشد».

حکایات

یکی از دوستان مرحوم آقای کافی می گوید: «روزی به آقای کافی گفتم ما با هم شروع به تحصیل علوم دینی کردیم، با هم بحث می کردیم و با هم منبری شدیم، چه شد که شما آقای کافی شدید؟! ایشان با زبان طنز به من گفتند: «هر چه از منبر و سخنرانی به من دادند، من به مهدیه بردم و تو هر چه از منبر درآوردی خرج زن و بچه‌ات کردى.»

روضه نمک منبر است

مرحوم کافی همواره بر این امر پافشاری می کرد و می گفت:«روضه، نمک منبر است و حتما باید در آخر منبر خوانده شود.»

یکی از فضلای قم می گوید: «به مرحوم آقای کافی گفتم که شما از چه کتابی استفاده می کنید که منبرهای شمااین قدر جذاب است؟ ایشان در پاسخ گفت: «از کتاب سلیقه»

مرحوم کافی همواره به جوانان توصیه می کرد که برای والدین خویش احترام ویژه ای بگذارید و می گفت: «هر توفیقی که خداوند در زندگی به من داده است، به خاطر احترام به والدین است، شما اگر دنیا و آخرت را می خواهید سعی کنید پدر و مادرتان از شما راضی باشد.»

آثار کافی

آخرالزمان به روایت معصومین علیهم‌السلام از زبان مرحوم کافی رحمه‌الله علیه: کلید نجات و ایمنی از فتنه‌های آخرالزمان،

روض‍ه‌ه‍ای‌ م‍رح‍وم‌ ک‍اف‍ی‌: ب‍ا اس‍ت‍ف‍اده‌ از 50 م‍ق‍ت‍ل‌ و ت‍اری‍خ‌ ائ‍م‍ه‌ ع‍ل‍ی‍ه‍م‌ال‍س‍لام‌،

لطیفه‌های چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام و

نجات‌یافتگان امام زمان علیه‌السلام از زبان مرحوم کافی رحمه‌الله،

ن‍غ‍م‍ه‌ه‍ای‌ ف‍اطم‍ی‍ه شامل‌ آخ‍ری‍ن‌ س‍خ‍ن‍ران‍ی‌ه‍ای‌ ح‍جت‌الاس‍لام‌ م‍رح‍وم‌ ح‍اج‌ ش‍ی‍خ‌ اح‍م‍د ک‍اف‍ی‌ خ‍راس‍ان‍ی‌ از جمله آثار به جا مانده از این واعظ شهیر می‌باشد و بسیاری از سخنرانی‌های این عالم و مرثیه خوان اهل بیت(ع) در قالب کتاب نوشته شده است.

درگذشت

سر انجام این محبِّ اهل بیت (ع) چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در تیرماه 1357 در 42 سالگی در سانحه‏ای مشکوک دار فانی را وداع گفت و به دیدار معبود شتافت.

وی بعد از توقف در شیروان و اقامه نماز صبح روز 29/4/57 (روز جمعه نیمه شعبان المعظم سال 1398 ق به سفر ادامه داد. اما در چند کیلومتری مشهد تصادف دلخراشی روی داد، که منجر به کشته شدن او و زخمی شدن خانواده اش شد ؛ برادر مرحوم کافی، حاج حسن کافی تصادف خودرو برادرش را ساختگی و نقشه رژیم شاه می‌داند.جنازه وی روز 31 همان ماه در مشهد با حضور ده هزار نفر از مردم به صحن آورده شده و پس از نماز خواندن آیت الله سید عبدالله شیرازی بر آن با هواپیما به تهران منتقل شد. پس از آن بود که جمعیت در شهر پراکنده شده و تظاهرات زیادی به راه افتاد بعد از انتقال به تهران و مراسم در مهدیه مجددا جنازه مرحوم کافی به مشهد منتقل و در خواجه ربیع دفن شد. بازتاب این ماجرا در قم هم به تظاهرات مخالفان دولت منجر شد . در اصفهان هم پس از برگزاری مراسم فاتحه وی تظاهرات شد. و نیز در کاشان و در بسیاری از شهرهای دیگر تظاهراتی برپا شد.

روحش شاد و حشرش با مولایش علی

منابع :

کتاب روضه های مرحوم شیخ احمد کافی (ره).

کتاب «واعظ شهیر حجت الاسلام حاج شیخ احمد کافی» به نقل سایت اسناد انقلاب اسلامی
http://www.fetrat.com/WFM_Leader.aspx?FLD_ID=111


 

نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 14:37 موضوع | لينک ثابت


پیامهای مردمی به احمدی نژاد در سفرهای استانی

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

پیامهای مردمی به احمدی نژاد در سفرهای استانی



 
 
 
 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ساعت 13:16 موضوع | لينک ثابت


آخرالزمان احمدی نژاد

آخرالزمان احمدی نژاد

از آنجا که امروزه بسیاری از مذهب را جدی نمی گیرند، درک افرادی که مذهب را جدی می گیرند برایشان مشکل است. یک مثال کلاسیک ایران است، خطر ایران تا چندی پیش چندان زیاد نبود تا این که بحث انرژی هسته ای پیش آمد.

 

به گزارش پایگاه خبری تحیلیلی مهدی منتظر، نویسنده مجله گود نیوز متعلق به اتحادیه کلیساهای ایالات متحده، در نوشتاری در این مجله ضمن اذعان به هراس غرب از قدرت روز افزون ایران، آن را خطر آخرالزمانی بسیار بزرگی برای غرب به شمار آورد. اشلی اسکات نوشت: مسلمانان شیعه ـ اکثریت قریب به اتفاق در ایران ـ بر این باورند که پس از مرگ محمد، رهبری جهان اسلام از طریق فرزندان خود به پایین منتقل می شد. هر جانشین به عنوان عربی امام، شناخته می شود که معنای آن می شود "رهبر." دوازدهمین این امامان در 868 یا 869 میلادی متولد و در حدود پنج سال بعد بدون هیچ ردی ناپدید شد. اما این پایان داستان نیست.

وی در ادامه نوشت: شاخه ای از مسلمانان شیعه بر این باورند که این امام دوازدهم جان سالم به در برده و در غیبت است، آن ها در انتظارند تا زمان مناسب ظهور و غلبه اسلام دوباره فرا برسد. این مؤمنان را به دلیل اعتقاد شان به ظهور قریب الوقوع امام دوازدهم در زمان هرج و مرج جهانی، معمولا به نام "دوازده امامی" می شناسند!!!

وی منتظران ظهور حضرت مهدی (عج) در ایران را متهم به ایجاد هرج و مرج جهانی جهت فراهم کردن زمینه های ظهور حضرت مهدی(عج) نموده و می گوید: بسیاری از مسلمانان نیز به ظهور شخصیتی به نام  مهدی، به معنی "هدایت شده الهی،" اعتقاد دارند که اسلام را بر جایگاه حق خود به عنوان یک دین واقعی در جهان خواهد نشاند. عقیده رایج در میان دوازده امامی ها این است که امام دوازدهم و مهدی در واقع یکی است، و معتقدند پدید آوردن هرج و مرج جهانی به منظور نیل به ظهور مهدی یک وظیفه مذهبی است. آنها همچنین بر این باورند که عیسی مسیح در کنار امام دوازدهم خواهد آمد اما به عنوان یک مسلمان که در گرویدن جهانیان به اسلام مهدی را کمک خواهد کرد.


در حالی که باور افساد در روی زمین به منظور زمینه سازی ظهور، یکی از ایده های اصلی انجمن حجتیه است، اشلی اسکات این مطلب را در حالی می نویسد که قاطبه منتظران ظهور در ایران انجمن حجتیه را فرقه ای انحرافی می دانند و معتقدین به آن را طرد می کنند.


وی اعتقاد به امام دوازدهم را باوری عجیب و باورنکردنی می داند که برای غرب بسیار خطرناک است:  آنچه عمیقا برای رهبران غرب نگران کننده است این است که رئیس جمهور ایران، محمود احمدینژاد و علی خامنه ای رهبر اعتقادات شدید دوازده امامی دارند. غیر قابل باور به نظر می رسد؟ به این قسمت از سخنان احمدی نژاد در سازمان ملل متحد در سپتامبر 22، 2011-کمتر از یک سال پیش توجه کنید:



"اين، حركت در مسير جريان زلال و پاك آفرينش به سوي آيندة روشن بشري است؛ آينده‌اي كه با قدم نهادن بشر به راه انبياء و صلحا و تمسك به ارزش‌هاي الهي- انساني و تحت مديريت وارث همة انبياء و اولياي الهي و نسل پاك پيامبر بزرگوار اسلام(ص) ، منجي عالم بشري و موعود اُمَم حضرت مهدي(عج) به زودي تحقق خواهد يافت.


آمدن جامعه‌اي برتر و ايده آل، با ظهور انساني كامل كه عاشق صادق و حقيقي همة انسان‌هاست، وعده قطعي خداوند است.

او با همراهي حضرت عيسي مسيح(ع) و پيشاپيشِ همة صالحان و آزاديخواهان و عدالت طلبان، ظلم و تبعيض را ريشه كن كرده و با ارتقاي سطح علم و معرفت انسان‌ها، صلح، عدالت، آزادي و عشق را در سراسر جهان خواهد گسترد. او زيبايي‌ها و خوبي‌ها را به همة آحاد بشر هديه خواهد كرد و طعم شيرين زندگي را به يكايك انسان‌ها خواهد چشانيد."


سپس می افزاید: البته، او (احمدی نژاد) ذکر نکرد که این دوره از "صلح، عدالت آزادی و عشق" آن چنان که او معتقد است به دلیل استقرار اسلام به عنوان دین غالب توسط "امام مهدی" و بر طبق دستور قرآن ( سوره 2:193، 61:9) خواهد بود و البته پس از دوره ای از هرج و مرج جهانی که منشا آن طرفداران پر و پاقرص او هستند.


او مذاکرات هسته ای با ایران را بی فایده دانسته و معتقد است ایران با بازی دادن طرف های مذاکره در حال آماده سازی زمینه ظهور مهدی(ع) می باشد بنابراین با چنین کشوری مذاکره بی فایده است : بنابراین در حالی که دولت های غربی دنبال دور بی پایان مذاکرات بی ثمر و در تلاش برای متقاعد کردن ایرانیان به رها کردن پیگیری سلاح های هسته ای هستند ، رهبران ایران زمان را برای لحظه ای که از آن به مقابله با "بزرگ شیطان" (ایالات متحده آمریکا) و " شیاطین کوچک "(اسرائیل و انگلیس) و آغاز دوره ای از هرج و مرج جهانی تعبیر می کنند، می خرند. چگونه می توانید با افرادی که تمایل به شروع یک جنگ جهانی دارند به طوری که مسیح آن ها آمده آن ها را نجات داده و پیروزی در جنگ را برای آن ها به ارمغان می آورد؟

سپس در انتها بازگشت مسیح همراه امام مهدی(ع) را که باور کلیه مسلمانان اعم از شیعه و سنی است رد کرده و بازگشت مسیح با حضرت مهدی (ع) را غیر قابل قبول می داند

در حالی که این نوع از اخبار هشدار دهنده و حتی وحشتناک است، می دانیم که عیسی مسیح قدرتمندانه باز خواهد گشت. او این جهان نجات و طبق وعده های کتاب مقدس صلح را در جهان به ارمغان می آورد. او این جهان را از چنگال شیطان و مذهب های دروغین، از جمله اسلام نجات خواهد داد. و بر خلاف باور اسلامی، مسیح با امام دوازدهم باز نخواهد گشت.

منبع    پایگاه مهدی منتظر


 

نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ساعت 10:58 موضوع | لينک ثابت


علامه سید شرف الدین عاملی صاحب کتاب معروف «المراجعات» هنگامی که در زمان «عبدالعزیز آل سعود» به زیارت

علامه سید شرف الدین عاملی صاحب کتاب معروف «المراجعات» هنگامی که در زمان «عبدالعزیز آل سعود» به زیارت خانه خدا رفته بود، از جمله علمایی بود که به کاخ حاکم دعوت شده بود تا عید قربان را به او تبریک گوید.
:

هنگامی که «سید شرف الدین» به نزد عبدالعزیز رفت و یک قرآن که در جلدی پوستین قرار داده شده بود به  او هدیه داد. «عبدالعزیز» هدیه را گرفت و بوسید و به عنوان احترام و تعظیم روی چشمان و پیشانی خود گذاشت.

علامه سید شرف‌الدین: گفت چگونه این جلد را می‌بوسی و تعظیم می‌کنی در حالی‌که آن، چیزی جز پوست یک بز نیست!

عبدالعزیز پاسخ داد:‌ غرض من احترام به قرآنی است که در داخل این جلد است،‌نه خود این جلد.

علامه سید شرف‌الدین گفت: احسنت! ماهم وقتی پنجره یا در اتاق پیامبر اکرم‌(صلی الله علیها و آله) [و یا ضریح ائمه(ع)] را می‌بوسیم،‌ می‌دانیم که آهن و چوب هیچ کاری نمی‌تواند بکند،‌ بلکه غرض ما آن کسی است که ماورای این چوب‌ها و آهن ها قرار دارد. ما می‌خواهیم رسول خدا‌(صلی الله علیها و آله) را تعظیم کنیم و احترام نمائیم، همان‌گونه که شما با بوسه زدن بر پوست بز،‌ می‌خواستی قرآن را تعظیم کنی که در دل آن پوست قرار دارد.

حاضران تکبیر گفتند و او را تصدیق کردند.

آن‌جا بود که «عبدالعزیز» ناچار شد اجازه دهد حجاج، با آثار رسول خدا‌(صلی الله علیها و آله) تبرک جویند، ‌ولی حاکمی که پس از او سر کار آمد، به قانون گذشته شان بازگشت و دستور منع را صادر کرد!

مناظرات فی العقائد والاحکام ج2 ص160؛‌ثم اهتدیت ص68 – حکایات و مناظرات ص

http://mahdimontazar.ir/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=3149:1391-02-25-11-25-01&catid=1:1390-09-22-11-18-32&Itemid=15375


 

نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ساعت 16:6 موضوع | لينک ثابت


حضرت مهدی ع / علائم ظهور مهدی (عج) علائم ظهور مهدی (عج) شیعیان در باب ظهور مهدی معتقد به علائمی هست

علائم ظهور مهدی (عج)

شیعیان در باب ظهور مهدی معتقد به علائمی هستند و همچنین آنها را معادل شرایط ظهور نمی دانند.

برخی علائم ظهور از این قرار است:

  1. خروج سفیانی از شام (نام قدیم سوریه) که احتمالاً در روز ۱۰ ماه رجب اتفاق خواهد افتاد. این فرد پس از مسلط شدن بر اوضاع بیش از ۹ ماه حکومت نخواهد کرد و در نهایت به دست مهدی یا یاران ایشان کشته خواهد شد. (بنا به اعتقاد شیعه: سفیانی، از نسل ابوسفیان است و در نهایت به دست سپاه مهدی (عج) شکست خورده و کشته می‌شود).
  2. خروج یمانی از یمن که به پشتی‌بانی از اهل بیت بر علیه سفیانی قیام می‌کند. احتمالاً در همان ماه رجب.
  3. صدای آسمانی در ماه رمضان (احتمالاً صحرگاه بیست و سوم). که صدای جبرئیل و در حمایت از اهل بیت پیامبر می‌باشد. به صورتی که هر انسانی در هر کجای زمین که باشد صدا را خواهد شنید و معنی آن را به زبان خود خواهد فهمید. (احتمالاً در همان روز صدایی دیگر شنیده خواهد شد که اینبار از طرف شیطان و در حمایت از سفیانی خواهد بود که باعث به شک افتادن مردم خواهد شد)
  4. کشتن شدن نفس زکیه (انسان بی‌گناه) در خانه خدا (مسجد الحرام)و بین‏رکن و مقام ابراهیم. احتمالاً در تاریخ بیست و پنجم ذی‏الحجه. احتمالاً هم‌زمان با کشته شدن این فرد پسرعمو و دخترعموی او هم در شهر مدینه کشته می‌شوند و جنازه آن‌ها رو جلوی درب مسجد پیامبر یا مسجد النبی آویزان می‌کنند.
  5. فرورفتن لشکری که سفیانی به عربستان فرستاده در بیابانی به نام بیداء که بین مکه و مدینه واقع شده‌است.

سایر علایم

باقی موارد که وقوع آن‌ها قطعی و صد در صد نمی‌باشد به شرح زیر می‌باشد:

  1. خروج سفیانی (بنا به اعتقاد شیعه: سفیانی، از نسل ابوسفیان است و در نهایت به دست سپاه مهدی (عج) شکست خورده و کشته می‌شود).
  2. کشته شدن سیّدِ حسنی (بنا به اعتقاد شیعه: جوان خوش صورت از آل امام حسن (ع) با سپاهش به حمایت از امام مهدی برمی خیزد و سرانجام، کشته می‌شود).
  3. اختلاف بنی عباس در ریاست دنیا.
  4. گرفتن خورشید در نیمه ماه رمضان، برخلاف عادت (و نظم فلکی).
  5. گرفتن ماه در آخر آن ماه، برخلاف عادت (و نظم فلکی).
  6. فرو رفتن زمین بیداء (زمین بین مکه و مدینه).
  7. فرو رفتن زمین در نقطه‌ای از مشرق و مغرب.
  8. توقّف خورشید، هنگام اوّل ظهر تا وسط وقت عصر.
  9. طلوع خورشید از مغرب. (این از نشانه‌های قیامت کبری است و مشخص نیست که قبل از ظهور مهدی(ع) باشد یا بعد از آن)
  10. کشتن فردی که علیه سفیانی قیام کرده در پشت کوفه همراه هفتاد نفر از یارانش.
  11. سر بریدن یک مرد هاشمی «نفس زکیه» بین حجر الاسود و مقام ابراهیم.
  12. ویران شدن دیوار مسجد کوفه.
  13. به اهتزاز درآمدن پرچمهای سیاه از جانب خراسان. این سپاه در منطقه‌ای نزدیک شیراز با سپاه سفیانی خواهد جنگید و اولین شکست را بر سپاه سفیانی تحمیل خواهد کرد. و این پرچم‌ها تا زمانی که به قدس(بیت المقدس) برسند پایین آورده نخواهند شد.
  14. خروج یمانی از یمن(بنا به اعتقاد شیعه: یمانی از مردان نیک و طرفدار امام زمان است) که به حمایت از مهدی، با سپاه خود برمی خیزد. (این سپاه در عراق با سپاهی که از خراسان آمده متحد می‌شوند).
  15. ظهور مغربی در مصر و حکومت او بر مردم شام.
  16. فرود ترکها به جزیره.
  17. ورود رومیان به رمله.
  18. طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگر متّصل شوند.
  19. پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد.
  20. آتشی در طول مشرق، آشکار شود و سه روز یا هفت روز در آسمانی باقی بماند.
  21. آزادی عرب از اسارت خود را و حکومت عرب بر شهرها و کشورها.
  22. بیرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم (غیر عرب).
  23. کشتن امیر مصر، توسّط مردم مصر. این اتفاق قبلاً رخ داده: انور سادات رئیس جمهور مصر در آبان ماه سال ۱۳۶۰ هجری شمسی توسط شخصی به نام خالد اسلامبولی کشته شد.
  24. خراب شدن شام.
  25. کشمکش سه گروه در شام.
  26. ورود دو گروه قیس و عرب به کشور مصر.
  27. به اهتزاز درآمدن پرچمهای قبیله «کنده» در خراسان.
  28. آمدن اسبهایی از جانب مغرب، تا اینکه در کنار حیره (نزدیک کوفه) بسته شوند.
  29. برافراشته شدن پرچمهای سیاه از جانب مشرق به سوی حیره.
  30. طغیان آب فرات، به طوری که سرازیر کوچه‌های کوفه گردد.
  31. خروج شصت دروغگو که همه آنان ادّعای نبوت می‌کنند.
  32. خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب که همه آنان ادّعای امامت برای خود دارند.
  33. سوزاندن مردی بلند مقام از شیعیان بنی عبّاس بین سرزمین جلولاء (واقع در هفت فرسخی خانقین) و سرزمین خانقین.
  34. بستن پلی نزدیک محله کرخ بغداد.
  35. برخاستن باد سیاهی در بغداد، در آغاز روز.
  36. زلزله شدید در بغداد.
  37. فرو رفتن بیشتر شهر بغداد در زمین بر اثر زلزله.
  38. ترس عمومی که عراق و بغداد را فراگیرد.
  39. مرگهای سریع و عمومی در بغداد.
  40. کم شدن اموال و انسان‌ها و محصول کشاورزی.
  41. پیدایش ملخ در فصل خود و در غیر فصل خود تا آنجا که زراعتها و غلاّت را از بین ببرد.
  42. کم شدن غلات و محصولات گیاهی.
  43. اختلاف و کشمکش در میان دو صنف از عجم(غیر عرب) و خونریزی بسیار بین آنان.
  44. بیرون آمدن بردگان از زیر فرمان اربابان و کشتن اربابان.
  45. مسخ شدن جمعی از بدعتگذاران، به صورت میمون و خوک.
  46. پیروزی بردگان بر شهرهای اربابان.
  47. ندای (غیرعادی) از آسمان بر همه جهان به طوری که هرکسی در هر زبانی باشد آن ندا را به زبان خودش می‌شنود. در کل ۵ صدا از آسمان شنیده خواهد شده که فقط مورد چهارم (که در ماه رمضان است)صد در صد و حتمی می‌باشد. ۳ صدای اول در ماه رجب و به این شکل خواهد بود:
    1. ندای‌ اول‌: ألا لعنة‌ الله علی‌ القوم‌ الظالمین‌؛ بدانید لعنت‌ خدا شامل‌ حال‌ جمعیت‌ ظالم‌ و ستمکار می‌شود.
    2. ندای‌ دوم‌: یا معاشرالمؤمنین‌ أزفة‌ الآزفة‌؛ ای‌ گروه‌ مؤمنان‌! قیامت‌ (ظهور) نزدیک‌ شده‌ است‌.
    3. ندای‌ سوم‌ (که همراه با بدن‌ آشکار و نمایانی‌ است): ألا إن‌ الله بعث‌ مهدی‌ آل‌ محمد(ص‌) للقضاء علی‌الظالمین‌؛ بدانید که‌ خداوند مهدی‌ آل‌ محمد(ص‌) را برای‌ اجرای‌ قضای‌ خود بر ستمکاران‌ برانگیخت‌ و فرستاد.
    4. صدای چهارم که در ماه رمضان (احتمالاً سحرگاه ۲۳) است و از طرف جبرئیل خواهد بود. در حمایت از اهل بیت شهادت خواهد داد.
    5. صدای پنجم که از طرف شیطان است (احتمالاً هنگام غروب ۲۳) به طرف‌داری از سفیانی خواهد بود.
  48. پیدایش صورت و سینه انسان در قرص خورشید. که همه او را خواهند شناخت. (بعضی می‌گویند این تصویر مربوط به علی (ع) و بعضی می‌گویند مربوط به عیسی (ع) است.
  49. مردگانی زنده از قبرها بیرون آیند و به دنیا بازگردند و به دید و بازدید با همدیگر بپردازند. (این مورد مربوط به اصل رجعت می‌باشد و احتمالاً بعد از ظهور اتفاق خواهد افتاد)
  50. در پایان همه، ۲۴ بار، باران پی در پی می‌آید و زمین خشک را پس از مرگش، زنده و سبز و خرّم می‌کند و به دنبال آن برکتهای زمین بروز می‌نماید و در دسترس قرار می‌گیرد. (این مورد احتمالاً بعد از ظهور اتفاق خواهد افتاد)
  51. کشته شدن آخرین پادشاه عربستان به نام عبدالله.

مرگ ابلیس

همچنین در برخی روایات امامان شیعیان آمده‌است که ابلیس در زمانی پس از ظهور مهدی به قتل خواهد رسید.

منابع:

علامه حلی. نگاهی بر زندگی دوازده امام. ترجمهٔ محمد محمدی اشتهاردی
http://babaadian.blogfa.com/post-218.aspx


 

نوشته شده توسط در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 17:32 موضوع | لينک ثابت


حضرت دانيال نبي (ع) کيست؟


حضرت دانيال نبي (ع) کيست؟
حضرت دانيال (ع) در بيت المقدس متولد شد و در سن 12 سالگي بود که سپاه بخت النصر، پادشاه بابل به سرزمين بيت المقدس حمله و آن سرزمين را فتح کرد به رسم آن زمان تعداد زيادي از مردم آن سرزمين از جمله حضرت دانيال را به همراه خود به اسارت برد.

پادشاه در ابتدا دستور داد تا تعدادي از افرادي را که به اسارت برده اند انتخاب کرده و به آنها تعليم داده شود تا در آينده از آنها در دربار استفاده کنند و يکي از کسانيکه انتخاب شد حضرت دانيال (ع) بود.

در اين مدت، روزي پادشاه بابل خوابي ديد و تمام خوابگزاران از تعبير آن خواب عاجز ماندند و پادشاه دستور داد تا همه آنها را بکشند.


خبر به گوش حضرت دانيال (ع) رسيد او به مامورين سلطنتي گفت که مي تواند خواب را تعبير کند. حضرت دانيال را پيش پادشاه بردند و پادشاه به او گفت که تو هم بايد خواب را تعريف کني هم اينکه آن را تعبير کني و دانيال پذيرفت و او خواب را براي پادشاه تعبير کرد و به همين سبب مورد احترام واقع شد.

زمان گذشت تا اينکه کوروش، پادشاه ايران به بابل حمله کرد و توانست بابل را فتح و يهوديان را از اسارت حکومت بابل آزاد کند و دانيال (ع) را به همراه خود به ايران آورد و در دربار پادشاهي ايران نيز مورد تکريم قرار گرفت در اين مدت حضرت دانيال مي توانست به طور مستقيم و بدون اجازه و وقت قبلي با پادشاه ديدار کند و مي توان گفت که به عنوان دومين فرد مملکتي محسوب مي شد.

بعد از مرگ کوروش يک دوره کوتاه در زمان بردياي دروغين به وجود مي آيد که در تاريخ چيزي از دانيال (ع) نيامده است اما بعد از روي کار آمدن داريوش دوباره حضرت دانيال (ع) باز به همان مقام و مرتبه رفيع دست پيدا مي کند تا اينکه احتمالا در سن 83 يا 85 سالگي دار فاني را وداع مي کند و به رسم بزرگان آن زمان جسد آن حضرت را به صورت موميايي شده در همين منطقه که هم اکنون آستان آن بزرگوار است نگهداري مي شده و بالاي سر آن جعبه اي قرار داشته که هر کس احتياج به پول پيدا مي کرد از آن جعبه به قرض مي برده و بعد از اينکه مشکلاتش برطرف مي شده دوباره قرض را پس مي داد.

در سال 16هجري قمري بعد از پايان آخرين جنگ بين سپاه اسلام و ايرانيان (جنگ شوشتر يا جنگ هرمزان) فرمانده سپاه اسلام در هنگام بازگشت، جسد موميايي شده اي را مي بيند و از مردم در خصوص آن سئوال مي کند. مردم که از مقام و مرتبه حضرت آگاهي نداشته اند، مي گويند چيزي نيست که به درد شما بخورد هر وقت ما احتياج به باران داشته باشيم اين جسد را از آلونک بيرون مي آوريم و به حکم خداوند باران مي بارد و هر وقت آن را داخل مي گذاريم بارش باران تمام مي شود.

فرمانده سپاه اسلام به خليفه وقت نامه مي نويسد که جسدي موميايي شده در شيشه اي بلورين در منطقه شوش پيدا شده است. خليفه از شناسايي آن عاجز مي ماند به نزد حضرت علي (ع) مي روند و جريان را سئوال مي کنند. حضرت علي (ع) مي فرمايد که اين جسد برادرم حضرت دانيال است و دستور مي دهد آن جسد را به روش مسلمين غسل دهند و سپس کفن کنند و رو به قبله دفن نمايند (احتمالا بعد از پيامبر اسلام تنها پيامبري است که رو به کعبه دفن شده زيرا تمام پيامبر قبل از او رو به قدس دفن هستند) و همچنين دستور داد آب رودخانه را از روي قبر عبور دهند تا نگهباني باشد براي قبر، تا دست کسي به آن نرسد.

همچنين حضرت علي (ع)حديثي مي فرمايد: «من زار اخي دانيال کمن زارني؛ يعني هر کس برادرم دانيال را زيارت کند مرا زيارت کرده است». همچنين حضرت محمد (ص) مي فرمايد: «من لم يقدر علي زيارتي فليزر قبر اخي دانيال؛ يعني هر کس قادر به زيارت من نيست زيارت کند قبر براردم دانيال را» (درک: سفسنه البحار جلد 3 صفحه 351) در جاي ديگر باز پيامبر مي فرمايد: «من دل الي دانيال فبشروه بالجنه؛ يعني هر کس مردم را دلالت بدهد به زيارت دانيال به بشارت بهشت را مي دهم» (مدرک: تاريخ انبيا - جلد دوم )

در برخي کتابهاي شيعيان آمده است که در زمان ظهور حضرت مهدي (عج) چهار پيغمبر در رکاب آن حضرت شمشير خواهند زد و رجعت خواهند کرد که يکي از آن پيامبران حضرت دانيال نبي (ع) است که فرماندهي سپاه امام مهدي (عج) را که به سوي شرق حرکت مي کند به عهده خواهد داشت و پيروزيهاي بزرگي نصيب خود خواهد کرد.

وبلاگ زندگینامه دانیال نبی:

http://ketabkhanehdanyal.blogfa.com/post-52.aspx

دانیال در چاه شیران
داریوش صدوبیست حاکم برتمام مملکت گماشت تا ان را اداره کنند،وسه وزیر نیز منصوب نمود تا برکارحاکمان نظارت کرده ،از منافع پادشاه محافظت نمایند.طولی نکشید که دانیال بدلیل دانایی خاصی که داشت نشان دادکه از سایر وزیران وحاکمان با کفایت تر است .پس پادشاه تصمیم گرفت اداره امور مملکت را به دست او بسپارد .این امر باعث شد که سایر وزیران وحاکمان به دانیال حسادت کنند ،ایشان سعی کردند در کار او ایراد و اشتباهی پیدا کنند ولی موفق نشدند ،زیرا دانیال در اداره امورمملکت درستکار بودو هیچ خطایی و اشتباهی از او سر نمی زد .سرانجام به یکدیگر گفتند :ما هرگز نمی توانیم ایرادی برای متهم ساختن او پیدا کنیم .فقط بوسیله مذهبش می توانیم او را به دام بیاندازیم . آنها نزد پادشاه رفتند و گفتند : داریش پادشاه تا ابد زنده بماند ! ما وزیران ، امیران ،حاکمان ، والیان و مشاوران پیشنهاد می کنیم قانونی وضع کنید و دستور اکید بدهید که مدت سی روز هر کس درخواستی دارد تنها از پادشاه بطلبد و اگر کسی آن را از خدا یا انسان دیگری بطلبد در چاه شیران انداخته شود . ای پادشاه درخواست می کنیم این فرمان را امضا کنید تا همچون قانون لازم الاجرا و تغییرناپذیر شود . پس داریوش پادشاه این فرمان را نوشت و امضا کرد .
وقتی دانیال از صدور فرمان پادشاه آگاهی یافت رهسپار خانه اش شد . هنگامی که به خانه رسید به بالاخانه اش رفت و پنجره ها را که رو به اورشلیم بود ، باز کرد و زانو زده دعا نمود . او مطابق معمول روزی سه بار نزد خدای خود دعا می کرد (نماز می گذارد)و او را پرستش می نمود .
وقتی دشمنان دانیال او را در حال دعا و درخواست حاجت از خدا دیدند ، همه با هم نزد پادشاه رفتند و گفتند : ای پادشاه آیا فرمانی امضا نفرمودید که تا سی روز کسی نباید درخواست خود را از خدایی یا انسانی ، غیر از پادشاه ، بطلبد و اگر کسی از این فرمان سرپیچی کند ، در چاه شیران انداخته شود؟ پادشاه جواب داد : بلی ، این فرمان همچون قانون لازم الاجرا و تغییر ناپذیر است .
آنگاه به پادشاه گفتند این دانیال که یکی از اسیران یهودی است روزی سه مرتبه دعا می کند و به پادشاه و فرمانی که صادر شده اعتنا نمی نماید . وقتی پادشاه این را شنید از اینکه چنین فرمانی صادر کرده ، سخت ناراحت شد و تصمیم گرفت دانیال را نجات دهد . پس تا غروب در این فکر بود که راهی برای نجات دانیال بیابد. آن اشخاص به هنگام غروب دوباره نزد پادشاه بازگشتند و گفتند : ای پادشاه ، همانطور که می دانید ، طبق قانون مادها و پارس ها ، فرمان پادشاه غیر قابل تغییر است .
پس سرانجام پادشاه دستور داد دانیال را بگیرند و در چاه شیران بیاندازند . او به دانیال گفت : خدای تو که همیشه او را عبادت می کنی تو را برهاند . سپس او رابه چاه شیران انداختند ، سنگی نیز آوردند و بر دهانه چاه گذاشتند . پادشاه با انگشتر خود و انگشترهای امیران خویش آن را مهر کرد تا کسی نتواند دانیال را نجات دهد . سپس به کاخ سلطنتی بازگشت و بدون اینکه لب به غذا بزند یا در بزم شرکت کند تا صبح بیدار ماند . روز بعد صبح خیلی زود بر خواست و با عجله بر سر چاه رفت و با صدایی اندوهگین گفت : ای دانیال ، خدمتگزار خدای زنده ، آیا خدایت که همیشه او را عبادت می کردی توانست تو را از چنگال شیران نجات دهد ؟
آنگاه صدای دانیال به گوش پادشاه رسید : پادشاه تا ابد زنده بماند! آری ، خدای من فرشته خود را فرستاد و دهان شیران را بست تا به من آسیبی نرسانند ، چون من در حضور خدا بی تقصیرم و نسبت به تو نیز خطایی نکرده ام . پادشاه بی نهایت شاد شد و دستور داد دانیال را از چاه بیرون آورند . وقتی دانیال را از چاه بیرون آوردند هیچ آسیبی ندیده بود ، زیرا به خدای خود توکل کرده بود .
آنگاه به دستور پادشاه افرادی را که دانیال را متهم کرده بودند آوردند و ایشان را با زنان و فرزندانشان به چاه شیران انداختند . آنان هنوز به ته چاه نرسیده بودند که شیران پاره پاره شان کردند . سپس داریوش پادشاه این پیام را به تمام قومهای دنیا که از نژادها و زبانهای گوناگون بودند نوشت : با درود فراوان ! بدین وسیله فرمان می دهم که هرکس در هر قسمت از قلمرو پادشاهی من که باشد ، باید از خدای دانیال بترسد و به او احترام بگذارد ؛ زیرا او خدای زنده و جاودان است و سلطنتش بی زوال و بی پایان می باشد. اوست که نجات می بخشد و می رهاند . او معجزات و کارهای شگفت انگیز در آسمان و زمین انجام می دهد .اوست که دانیال را از چنگال شیران نجات داد . به این ترتیب دانیال در دوران سلطنت کورش وداریوش پارسی ، موفق و کامیاب بود .


 

نوشته شده توسط در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 14:26 موضوع | لينک ثابت


ابزار آپلود