عصر انتظار بروایت بحارالانوار جلد 13

خدایا آنچنان زمین گیرم نکن که هنگام ظهور مولایم توان برخاستن نداشته باشم

نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: دوشنبه سوم آذر 1393 ساعت: 17:40


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: شنبه یکم آذر 1393 ساعت: 0:32

علقمه جایی که عباس ع اب برداشت و

 

هیچگاه  به خیمه گاه نرسید

 

یا ابوالفضل ادرکنی

اینهم بین الحرمین فروردین 1393 حدود ساعت 2بعداز ظهر

 

برای دیدن عکسهای کربلا بچه های بردسکن گروه جناب اقای

 

شیخ علی سلیمی و مداح جناب اقای  علی ساعدی اینجا کلیک فرمایید


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 ساعت: 13:23

.

هر کسی در عشق ابراز ارادت می کند

.
تا نفس دارد حسین از او حمایت می کند

.
پادشاهی دو عالم را به نامش می کند

.
هر کسی با یوسف زهرا رفاقت می کند

.
تا ابد دیوانه صحرای عشقش می شود

.
هر کسی شش گوشه او را زیارت می کند

 

 


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: دوشنبه نوزدهم آبان 1393 ساعت: 12:8

http://qmery_com-pars.tehran.temcdn.ir/1b9f96b0-64e0-11e4-9cbe-2c44fd7f1164-768x432.mp4


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: شنبه هفدهم آبان 1393 ساعت: 18:17

فاکس نیوز: فاتح جرف‌الصخر حتی جلیقه ضد گلوله به تن نداشت

شبکه آمریکایی فاکس‌نیوز سرلشکر سلیمانی را ژنرال شجاعی توصیف کرد که به فرماندهان نظامی عراق در برابر تروریست‌ها درس شهادت می‌دهد.وبسایت شبکه فاکس نیوز در گزارشی از تحولات عراق و جنگ با داعش نوشت: وقتی هفته گذشته نیروهای داعش از جرف‌الصخر عقب‌نشینی کردند، ارتش عراق پیروزی علیه این گروه افراطی را به رخ کشید و تلویزیون این کشور تانک‌ها را نشان داد که در سطح شهر رژه می‌روند و سربازان اطراف ساختمان‌های دولتی که از ماه اوت در اشغال شبه نظامیان بود راه می‌روند. در عین حال تصاویری در وبسایت‌های خبری عراق منتشر شد که در آن حضور قاسم سلیمانی- که نامش مترادف با پیروزی‌های متعددی علیه داعش است - دیده می‌شود.فاکس نیوز می‌افزاید: شبه نظامیان شیعه در بیرون راندن گروه داعش از کمربند روستاهای سنی پیرامون بغداد نقش کلیدی داشته‌اند. فرماندهان شبه نظامی به آسوشیتدپرس گفتند که مستشاران سپاه پاسداران ایران و حزب‌الله لبنان در خط مقدم جرف الصخر بوده‌اند و به حدود 7 هزار سرباز و جنگجوی شبه نظامی آموزش می‌دادند و فرماندهان را پیش از عملیات هماهنگ می‌کردند.

یک فرمانده عراقی می‌گوید: سلیمانی برنامه‌ریزی برای عملیات جرف الصخر را سه ماه پیش آغاز کرد. این شهر پاکسازی شده در 50 کیلومتری جنوب پایتخت، در مسیر جاده‌ای قرار دارد که توسط زائران برای رسیدن به کربلا برای مراسم عاشورا مورد استفاده قرار می‌گیرد.به گزارش فاکس نیوز تعدادی مشاور از حزب‌الله برای راهنمایی نیروهای عراقی در خط مقدم در شمال بغداد حضور دارند. اما مشخص نیست آیا جنگجویان حزب‌الله در حال نبرد هستند یا خیر.رسانه آمریکایی در پایان نوشت: نیروی قدس که شاخه‌ای از سپاه پاسداران ایران است، سال‌ها درگیر آموزش شبه نظامیان شیعه عراق بوده است. فرماندهان نظامی عراق، سلیمانی را «بی‌باک» توصیف می‌کنند و می‌گویند: حتی در خط مقدم هم جلیقه ضد گلوله نمی‌پوشد. یک فرمانده شبه نظامی می‌گوید: «سلیمانی به ما یاد داده که مرگ شروع زندگی است، نه پایان زندگی.»

حامیان حاج قاسم سلیمانی در مرودشت


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: شنبه هفدهم آبان 1393 ساعت: 14:52

[​IMG]


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: جمعه شانزدهم آبان 1393 ساعت: 18:12

علائم ظهور امام زمان (عج)

تصویر

ظهور حضرت حجت(عج) از اموري است كه در اسلام نسبت به آنها به شدت تأكيد شده و در حتميت آن ذره‏اي شك و شبهه وجود ندارد. پيش از اين گفتيم كه در آياتي نظير آية 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است كه فرمانرواي زمين گردند و بر آن سيطره يابند.
صحبت كردن از حضرت مهدي(ع) و نشانه‏هاي ظهور ايشان در واقع صحبت كردن از حوادثي است كه بناست در آينده اتفاق بيفتد و لذا بجاست كه از خود بپرسيم: اگر در مورد احاديث نقل شده در اين زمينه بررسي اسناد صورت گرفت و مطمئن شديم كه آنها از معصوم(ع) صادر شده است، آيا مي‏توان مطمئن بود كه حتماً همة آن حوادث آن‏گونه كه در روايات شريف ما آمده‏اند وقوع يابند؟ پاسخ به اين پرسش در كتب عقيدتي و فلسفي تحت عنوان «بداء» داده مي‏شود كه طي اين بخش از مطالب به آن مي‏پردازيم.
«بداء» در لغت به معناي ظهور و روشن شدن پس از مخفي بودن
ادامه مطلب را کلیک فرمایید


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: چهارشنبه هفتم آبان 1393 ساعت: 15:16

 پرچمهايي

 

بدون علامت كه نه از پنبه و نه كتان و نه حرير است از

 

مشرق زمين مي آيند در سر نيزه هاي آنها مهر سيد

 

اكبر (پيامبر ) زده شده قائد آنها مردي

 

از خاندان پيامبر است

 

آن پرچمها در شرق پديد مي آيد و بوي آن مانند مشك

 

 معطر به غرب ميرسد ترس و رعب آنها يكماه پيش

 

از آمدنشان همه جا در دل مردم قرار ميگيرد آنگاه در

 

كوفه فرود مي آيند و اولاد ابوطالب به خونخواهي پدران

 

 خود قيام ميكنند بحارالانوار جلد 13 صفحه 1059و1060


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: سه شنبه ششم آبان 1393 ساعت: 20:3
  1. تصاویر بازیگران سریال مختار نامه

    محمد رضا شریفی نیا در نقش : جناب محمد بن حنفیه (ره)


    [​IMG]


    فریبرز عرب نیا در نقش : جناب مختار ثقفی (ره)

    [​IMG]

     
  2. سید حسن میرباقری در نقش : ابراهیم بن مالک اشتر 

    [​IMG]


    رضا رویگری در نقش : ابوعمره ایرانی 

    [​IMG]
     

    ttp://forum.1pars.com/threads/45926/


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه چهارم آبان 1393 ساعت: 21:20

 

بالاخره بعد هزاران التماس بدرگاه خدا وند منان به زیارت مولا یم حضرت حسین بن علی ع و سقای لب تشنگان علمدار کربلا حضرت عباس بن علی ع در کربلا معلی  وحضرت علی  امیرالمومنین ع در نجف اشرف و همچنین سایر شهدای عزیزمان در  عراق بهمراه تنی چند از دوستان مشرف گردیدیم جایتان خالی  خیلی خیلی خوش گذشت آنجا ضمن درخواست تعجیل در فرج مولایمان امام زمان عج برای همه اشنایان دوستان و مردم شریف ایران مخصوصا 

سیدعلی عزیز  پیشوای شیعیان جهان اسلام

  دعاگو بودم   ان شالله خداوند حاجت همه شیعیان که ظهور حضرت حجت عج میباشد بزودی براورده نماید 

  تعدادی عکس گرفتم که در ادامه مطلب خواهید دیداین یکی از اون عکسها

   


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه چهارم آبان 1393 ساعت: 15:38

مراسم باشکوه تعویض پرچم حرم حضرت عباس(ع) + تصاویر

 

  • کد خبر : 646875
  • منبع : اختصاصی ابنا
 
با حضور صدها هزار تن از شیعیان و محبان عصمت و طهارت مراسم تعویض پرچم گنبد حرم مطهر حضرت قمر بنی هاشم(ع) به نشانه آغاز ماه محرم برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ به مناسبت فرارسیدن ماه محرم و ایام عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و اصحاب باوفایش مراسم تعویض پرچم حرم مطهر حضرت عباس(ع) با حضور خیل سوگواران در حرم مطهر برگزار شد.

در این مراسم باشکوه که حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد الصافی نماینده آیت‌الله العظمی سیستانی و امام جمعه کربلا، صالح الحیدری رئیس دیوان وقف شیعیان عراق، علما و اندیشمندان، مقامات کشوری و لشکری و صدها هزار تن از شیعیان و محبان اهل‌بیت(ع) حضور داشتند پرچم سرخ گنبد حضرت قمر بنی هاشم(ع) به نشانه عزا و سوگواری با پرچم سیاه تعویض شد.

این مراسم که با مداحی باسم کربلایی به مداحی پرداخت با شعارهای «هیهات منا الذله» و «لبیک یا حسین(ع)» عزاداران همراه شد.

پس از سخنرانی امام جمعه کربلا، تولیت آستان حرم حضرت عباس(ع) و رئیس دیوان وقف شیعی عراق پرچم گنبد حرم مطهر در فضایی بسیار معنوی و با فریاد «لبیک یا حسین» سوگواران اباعبدالله الحسین(ع) تعویض شد تا تا پرچم سیاه به مدت دو ماه بر فراز این بارگاه مطهر به اهتزاز درآید.

گفتنی است طی مراسمی باشکوه پرچم گنبد حرم مطهر امام حسین(ع) نیز به نشانه آغاز ماه محرم تعویض شد.

 

................


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: شنبه سوم آبان 1393 ساعت: 15:22

   از کودکی به گردن ما شال ماتم است         نابرده رنج، گنج به ما داده ای حسین (ع)

                          http://graphic.ir/pictures/___1/__17/moharam_persiangraphic_18_20101207_1661682945.jpg

فرا رسیدن ماه محرم و ایام شهادت امام حسین (ع) بر حضرت صاحب الزمان (عج) و

همه ی شیعیان و دل باختگان آن حضرت تسلیت باد


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: جمعه دوم آبان 1393 ساعت: 17:7


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت: 10:23

خواب هند

در بعضي از کتب معتبره روايت شده است که هند زن يزيد گفت: وقتي سر شهداي کربلا را به شام آوردند، شبي در خواب ديدم که دري از آسمان گشوده شد و فوج فوج ملايکه نازل شدند و در برابر سر مبارک حضرت امام حسين عليه‏السلام ايستادند و گفتند: «السلام عليک يا اباعبدالله، السلام عليک يابن رسول الله». ناگاه ديدم ابري از آسمان پايين آمد در حالي که مردان زيادي روي ابر بودند و در ميان ايشان مردي بود در نهايت نور و صفا، وقتي آن ابر روي زمين رسيد، آن مرد دويد و خود را به آن سر منور رسانيد. او لب و دندان آن سر را مي‏بوسيد و نوحه و زاري مي‏کرد و مي‏گفت: اي فرزند عزيزم! تو را از آب فرات منع کردند: مگر تو را نشناختند؟ من جد تو هستم، رسول خدا و اين پدر تو است علي مرتضي و اين برادر تو است حسن مجتبي و اين‏ها عموهاي تواند، جعفر طيار و عقيل و حمزه و عباس و يک يک اهل بيت عليهم‏السلام را نام مي‏برد. هند گفت: من از وحشت، هراسان و ترسان بيدار شدم. وقتي نزد سر آن بزرگوار رفتم، ديدم که نور از آن سر منور به آسمان بالا مي‏رفت. رفتم يزيد را بيدار کنم و او را از خواب خود مطلع گردانم، او را در جاي خود نيافتم.

هنگامي که جست و جو کردم ديدم که به خانه‏ي تاريکي رفته و رو به ديوار نشسته و در نهايت بيم و اندوه و خوف مي‏گويد: من را با حسين عليه‏السلام چه کار بود؟ وقتي خوابم را برايش تعريف کردم غم و بيم او دو چندان شد. سپس سر به زير افکند و جواب نداد.

کرامات حسينيه و عباسيه ؛ موسي رمضاني‏پور نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان صفحات 82 و 83


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت: 10:17

اين آتش با آب هم خاموش نمي‏شود

يکي از سرکرده‏هاي دشمن که در کربلا براي کشتن امام حسين عليه‏السلام و اصحابش حاضر بود «اخنس بن زيد» نام داشت. او فردي خودخواه و بي‏رحم بود و از بي‏رحمي به همراه ده نفر با اسب بر جنازه‏ي امام حسين عليه‏السلام تاختند و استخوان‏هاي او را شکستند. اين مرد بي‏رحم، از دست انتقام مختار در امان ماند و تا سن نود سالگي عمر کرد و در يک شب به عنوان فردي ناشناس، مهمان يکي از مسلمانان و علاقه‏مندان اهل بيت عليهم‏السلام به نام «سُدي» شد. سُدي مي‏گويد: يک شب مردي نزد من آمد، خيلي دوست داشتم که با مهمان انس بگيرم و به او علاقه پيدا کنم. او «اخنس بن زيد» بود؛ ولي من او را نمي‏شناختم، با هم باب سخن را باز کرديم، تا اين که قصه‏ي کربلا به ميان آمد، با سوز فراوان آهي از دل کشيدم. او گفت: چه شد؟ چرا نگران شدي؟ گفتم: به ياد  مصيبت‏هايي افتادم که هر مصيبتي نزد آن آسان است. آن مرد گفت: اين سپاس تو براي چيست؟ گفتم: به خاطر اين که در انتقام خون امام حسين عليه‏السلام شرکت نکردم، مگر از رسول خدا صلي الله عليه و آله نشنيده‏اي که فرمودند: هر کس در انتقام خون حسين عليه‏السلام شرکت کند در قيامت ترازوي اعمالش سبک مي‏گردد. اخنس گفت: اين حرف‏هايي را که مي‏زني درست نيست، همه آن‏ها دروغ است.

گفتم: چطور درست نيست با توجه به اين که رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: «نه دروغ گفته‏ام و نه به من دروغ گفته شد». اخنس گفت: پيامبر صلي الله عليه و آله فرموده. قاتل حسين عليه‏السلام عمر طولاني نمي‏کند؛ ولي قسم به جان تو! من بيش از نود سال عمر کرده‏ام، مگر مرا نمي‏شناسي؟ سدي گفت: نه! سپس گفت: من اخنس بن زيد هستم که به فرمان عمر سعد بر بدن حسين عليه‏السلام اسب تاختم و استخوان او را درهم شکستم. سدي گفت: خيلي نگران شدم و قلبم از شدت درد، آتش گرفت. با خود گفتم: بايد او را به هلاکت برسانم، در اين فکر بودم که فتيله چراغ خراب شد، خواستم درست کنم، اخنس گفت: من خودم آن را درست مي‏کنم. آن گاه برخاست تا فتيله چراغ را درست کند، سپس آتش فتيله به دست او رسيد و دستش را سوزاند، هر چه دست خود را به خاک ماليد خاموش نشد، آن گاه با عجز فراوان از من خواست تا کمکش کنم. سدي گفت: هر چند با او دشمن بودم، ولي آب آوردم و  بر دستش ريختم؛ ولي اثري نکرد و شعله‏ي آتش آن زيادتر شد و از جا برخاست و خود را داخل نهر آب انداخت؛ ولي هم چنان در آتش مي‏سوخت. سدي مي‏گويد: سوگند به خدا! هر چه آن مرد خود را در آب مي‏انداخت شعله‏ي آتش بيشتر مي‏شد و بدن او مانند ذغال مي‏سوخت و من به او نگاه مي‏کردم. ( همان، ج 45، ص 322. )

کرامات حسينيه و عباسيه ؛ موسي رمضاني‏پور نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان صفحات 69 تا 71


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: جمعه بیست و پنجم مهر 1393 ساعت: 10:21

نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 ساعت: 10:57


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه بیستم مهر 1393 ساعت: 13:49


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه بیستم مهر 1393 ساعت: 8:22
وی گفت: برخی ها می گویند ما خودمان آقا را به مقام رسانده ایم حالا مطیع او شویم. پس این ادعاها برای چیست؟ گیرم که شما کمک کرده اید باید منت بگذاریم. کسانی که با پیامبر و با امام علی (ع) بیعت کردند آیا آنها پیامبر را پیامبر کردند و یا علی را علی.

شرح کامل مطلب در لینک زیر

http://www.afkarnews.ir/vdcfxcdmvw6dvta.igiw.html?k=shrk1


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ساعت: 14:47
 

 

  توجه                         توجه

اين پست فعلا ثابت ميباشد براي ديدن پست هاي بروز شده به صفحات پايين مراجعه فرماييد تشكر
اشراط الساعه از زبان پيامبر اكرم ص

اللهم صل علی محمد و ال محمدوعحل فرجهم

مطلبی که ذیل به نظر میهمانان گرامی میرسد برگرفته از کتاب

از ازل تا قیامت

نوشته محمد جواد مصطفوی میباشد

پیامبر ص به اصحاب فرمود میخواهید از

اشراط الساعه

شما را اگاه نمایم سلمان گفت اری پیامبر فرمود ند ازنشانه های قیامت

تضییع نماز پیروی از شهوات تمایل به هواپرستی گرامی داشتن

ثروتمندان فروختن دین به دنیا ست دراین هنگام که قلب مومن در

درونش اب میشود نظیر نمک دراب ازاین همه زشتی ها که میبیند و

توانائی تغییر ان را ندارد

انچه مهم است وبا دنیای فعلی ما بیشتر همخوانی دارد این سخنان

پیامبر عظیم الشان است

سوگند به کسی که جانم دردست اوست ای سلمان .

زمانی زن با شوهرش در تجارت شریک میشود

و هردو همه تلاش خویش را در بیرون خانه برای ثروت اندوزی

بکار میبرند باران کم و صاحبان کرم خسیس و تهی دستان

حقیر شمرده میشوند دران هنگام بازارها به یکدیگر نزدیک

میگردند یکی گوید چیزی نفروختم و دیگری گوید سودی نبردم

و همه زبان به شکایت و مذمت پروردگارمیگشایند دران زمان

چیزی از شرق و غرب می اورند و امت متابع میگردند

وای دران روز بر ضعفای امت از انان . و وای برانها از

عذاب الهی . نه برضعیف رحم میکنند و نه به کسی احترام

میگذارند ونه گناهکاری را میبخشند بدنهایشان چون

ادمیان است اما قلوبشان قلوب شیطان

درانزمان مردان به مردان و زنان به زنان قناعت میکنند و برسر

پسران و دختران در خانواده هایشان به رقابت برمیخیزند نظیر

مردان خودرا شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان میکنند

و

زنان برزین سوار میشوند برانان لعنت خدا باد

دران هنگام

پسران امت مرا به طلا تزیین میکنند و لباسهای ابریشمین

حریر و دیباح میپوشند

 

اغنیای من برای تفریح به حج میروند و طبقه

 

متوسط برای تجارت و فقرا برای رهائی و تظاهر


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ساعت: 12:18
 

*دو گدا بودند یکی بسیار چاپلوس و دیگری آرام و ساکت. گدای چاپلوس وقتی شاه محمود و یا وزیران‌ش رو می‌دید بسیار چاپلوسی می‌کرد و از سلطان محمود تعریف می‌کرد و صله می‌گرفت ولی اون یکی ساکت بود.

اون گدای چاپلوس روزی به گدای ساکت گفت چرا تو هم وقتی شاه رو می‌بینی چیزی نمیگی تا به تو هم پولی داده بشه؟ گدای ساکت گفت: کار خوب‌ه خدا درست کنه. سلطان محمود خر کی‌ه؟

برای سلطان محمود هم این سوال پیش اومد که چرا اون گدا ساکت‌ه و هیچی نمیگه. وقتی از اطرافیان خود پرسید، به او گفتند که این گدا گفته کار خوب‌ه خدا درست کنه، سلطان محمود خر کی‌ه؟

سلطان محمود ناراحت شد و گفت حالا که اینطوری فکر می‌کنه، فردا مرغی بریان شده که در شکم‌ش الماسی باشه رو به گدایی که چاپلوسی می‌کنه بدین تا بفهمه سلطان محمود خر کی‌ه؟

صبح روز بعد همین کار رو انجام دادن غافل از اینکه وزیر، بوقلمونی برای گدا برده و گدای متملق، سیر ه. پس وقتی که مرغ بریان شده رو به او دادند، او که سیر بود مرغ را به گدای ساکت داد و گفت: امروز چند سکه درآمد داشتی؟ و او گفت سه سکه. گدای متملق گفت: این مرغ رو به سه سکه به تو می‌فروشم و آن گدا قبول نکرد و آخر سر پس از چانه‌زنی، مرغ  بریان رو بدون دادن حتی یک سکه صاحب شد.

لقمه‌ی اول رو که خورد، چشم‌ش به آن سنگ قیمتی افتاد و به رفیق خود گفت فکر می‌کنم از فردا دیگه همدیگر رو نبینیم.

فردای آن روز سلطان محمود دید که باز گدای متملق اونجاست و گدایی می‌کنه، از او پرسید چرا هنوز گدایی می‌کنی؟ گفت: خوب باید خرج زن و بچه‌م را درآورم. سلطان محمود با تعجب پرسید مگر ما دیروز برای شما تحفه‌ای نفرستادیم؟

گدای متملق گفت: بله دست شما درد نکنه. وزیر شما قبل از اینکه شما مرغ رو بفرستید، بوقلمونی آوردند و من خوردم. چون من سیر بودم، مرغ رو به رفیق‌م دادم و دیگر خبری هم از رفیق‌م ندارم.

سلطان محمود عصبانی شد و گفت: دست و پایش را ببندید و به  قصر بیاریدش. در قصر به گدا گفت بگو  کار رو باید خدا درست کنه. سلطان محمود خر کی‌ه؟ گدا این را نمی‌گفت و سلطان محمود می‌گفت بزنیدش. من میگم تو هم بگو: کار خوب‌ه خدا درست‌ش کنه. سلطان محمود خر کی‌ه؟ 

فایل صوتی. وارد صفحه که شدین، "دانلود با سرعت پایین" رو بزنین. بعد "ایجاد لینک دانلود" و آخر دکمه‌ی بزرگ "دانلود" رو بزنین.http://merrymiriam.persianblog.ir/post/2254/

http://uplod.ir/39lz3lack226/Slotan_mahmood_khare_kie.aac.htm


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ساعت: 10:1


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ساعت: 9:50


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: شنبه دوازدهم مهر 1393 ساعت: 18:56
 
 
خاطره فوق العاده ایست ... حتما بخونید 
♥•٠·˙
نواری از شهید آیت الله دستغیب شنیدم که فرموده بودند:
آهای بسیجی خوب گوش کن چه می گویم!
من می خواهم به تو پبشنهاد یک معامله ای بدهم که در این معامله سرت کلاه برود ...
منِ دستغیب حاضرم یک جا ثواب هفتاد سال نمازهای واجب و نوافل و روزه ها و تهجدها و شب زنده داری هایم را بدهم به تو و در عوض ثواب آن دو رکعت نمازی را که تو در میدان جنگ بدون وضو پشت به قبله با لباس خونی و بدن نجس خوانده ای از تو بگیرم!
آیا تو حاضر به چنین معامله ای هستی؟

【 اینو که شنیدم یاد خاطره ای از جبهه افتادم که واقعا از خودم شرمنده شدم ...】
شما هم بخونید:

خیلی ازش خون رفته بود داشتم می بردمش عقب، تا حرکت کردم صدای اذان از رادیو ماشین بلند شد، تصمیم گرفتم کمی با این نوجوان حرف بزنم ...

گفتم: برادر اسمت چیه
جواب نداد
نگاهش کردم دیدم رنگ به رو نداشت زیر لب چیزهای می گوید...
فکر کردم لابد اولین بار جبهه آمده و زخمی شده کپ کرده،
برای همین دیگه سوال نکردم...

مدتی بعد مودب و شمرده خودش را کامل معرفی کرد
گفتم چرا دفعه اول چیزی نگفتی
گفت نماز می خواندم
نگاهش کردم از زخمش خون می زد بیرون...
گفتم ما که رو به قبله نیستیم... تازه پسر جون بدنت پاک نیست لباست هم که نجسه
گفت حالا همین نماز را می خونیم تا بعد ببینیم چی میشه و ساکت شد
گفتم نماز عصر را هم خوندی 
گفت بله
گفتم خب صبر می کردی زخمت را ببندند بعد لباست را عوض می کردی اون وقت نماز می خوندی
گفت: معلوم نیست چقدر دیگه تو این دنیا باشم فعلا همین نماز را خوندم رد و قبولش با خدا

با خودم فکر کردم یک الف بچه احکام نماز را هم شاید درست بلد نیست و الا با بدن خونی و نجس تو ماشین که معلوم نیست قبله کدوم طرفه نماز نمی خونه

در اورژانس پیاده ش کردم
بیست دقیقه ای آن جا بودم...
بعد که خواستم بروم، رفتم پست اورژانس پرسیدم حال مجروح نوجوان چطوره؟
گفتند شهید شد، با آرامش خاصی چشم هایش را روی هم گذاشت و رفت.....
تمام وجودم لرزید

مدت ها نماز اون نوجوان تو ماشین ذهنم را مشغول کرده بود


┘◄ روحشان شاد
┘◄ منبع: جام نیوز 

نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: شنبه دوازدهم مهر 1393 ساعت: 18:45


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: دوشنبه هفتم مهر 1393 ساعت: 8:11


نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: دوشنبه هفتم مهر 1393 ساعت: 8:9

نویسنده :کربلایی حسن بدری
تاریخ: شنبه پنجم مهر 1393 ساعت: 8:53
آیا روایت قیام از ایران در آخرالزمان معتبر است؟
پرسش
در تلویزیون طلبه ای از قول پیامبر(ص) می گفت که در آخرالزمان فردی از ایران برخواهد خواست و صدای اسلام واقعی را به سراسر جهان خواهد رساند. می خواستم ببینم که این روایت صحت دارد یا نه؟
پاسخ اجمالی
این سؤال، پاسخ اجمالی ندارد. گزینه پاسخ تفصیلی را انتخاب کنید.
پاسخ تفصیلی

تمام منابع شیعی و سنی اتفاق نظر دارند که ظهور امام زمان (ع) پس از نهضتی به وقوع خواهد پیوست که زمینه ساز ظهور حضرت است. در این نهضت صاحبان درفش های سیاه از ایران، آماده کننده مقدمات فرمانروایی او هستند.[1]

 

حکومت ایرانیانِ زمینه ساز به دو مرحله مشخص تقسیم می شود:

 

الف: آغاز نهضت آنان به دست مردی از اهل قم که شاید نهضت او سر آغاز امر ظهور باشد؛ چرا که در روایات آمده است که آغاز نهضت حضرت از ناحیه مشرق است.[2]

 

ب: ظهور دو شخصیت موعود در بین ایرانیان به نام سید خراسانی و فرمانده سپاه او به نام شعیب بن صالح.[3]

 

همان طور که بیان شد، از جمله روایات ظهور، قیام مردی از قم است. روایت از این قرار است

 

....عَنْ عَلِیِّ بْنِ عِیسَى عَنْ أَیُّوبَ بْنِ یَحْیَى الْجَنْدَلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا یَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ یَتَوَکَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ‏ [4]

 

امام کاظم (ع) فرمودند: مردی از اهل قم مردم را به سوی حق فرا می خواند و گروهی اطراف او جمع می شوند که (اراده و ایمان آنها) مانند قطعات محکم آهنین است که بادها و طوفانهای سهمگین آنها را ازجای خود حرکت نمی دهدو از جنگ خسته نمی شوند و از نبرد دوری نمی کنند و بر خداوند توکل می کنند و عاقبت از آن متقین است.

 

بنابراین نقش ایرانیان در زمینه سازی ظهور غیر قابل انکار است که برای مطالعه بیشتر می توانید به کتاب عصر ظهور، تألیف استاد علی کورانی مراجعه کنید.

http://islamquest.net/fa/archive/question/fa8765


درباره من
بین الحرمین امسال 5/1/93
لینک های روزانه
ابزارک های وبلاگ