طبیب خراسان
******
|
توجه توجه
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم بحارالانوار جلد 13 صفحه 997 و کشته شدن مردی هاشمی در بین رکن و مقام و خراب شدن دیوار مسجد کوفه و آمدن پرچمهای سیاه از خراسان و خروج مرد یمنی و قیام مردی از اهل مغرب در مصر و تصرف شهر شامات توسط وی و فرود آمدن لشکر ترک در جزیره موصل و رومیان در رمله (فلسطین )و طلوع ستاره ای از شرق که مانند ماه میدرخشد آنگاه گرفته و کمانی میشود بطوریکه دو سر آن بهم میرسد و سرخی در آسمان پدید آید و در اطراف اسمان پخش گردد و آتشی دراز در مشرق نمایان شود و 3 یا 7 روز در هوامی ماند و عرب از قید و ذلت آزاد میگردند و شهرها را تصرف نموده و از فرمان پادشاه عجم (غیر عرب )بیرون می آیند
شیخ مفید در کتاب اختصاص از ابو حمزه ثمالی روایت میکند که گفت بحضرت امام محمد باقر ع عرضکردم امیر المومنین می فرمود هر کس میخواهد با پیروان دجال جنگ کند با آنهاکه بر ریخته شدن خون عثمان و کشته شدگان نهروان گریه میکنند کشتار نماید هر کس با این عقیده بمیرد که عثمان مظلوم کشته شده با خشم خداوند مرده است دجال را نیز نمی بیند مردی عرض کرد یا امیرالمومنین اگر کسی پیش از این ماجرا مرده باشد چه فرمود از قبرش بیرون می اید تااینکه به عثمان عقیده پیدا نکند هر چند بر وی سخت دشوار باشد و نیز مفید در کتاب ارشاد میفرماید روایاتی بمارسیده که که متضمن علامات امام زمان عج و ظهور قائم است و مشتمل بر حوادثی است که پیش از امدنش واقع میشود و هم ایات و علائمی خواهد بود از جمله خروج سفیانی -کشته شدن سید حسنی و نزاع بنی عباس بر سلطنت دنیوی و گرفتن قرص افتاب در نیمه ماه رمضان و گرفتن ماه دراخر ان ماه در بیدا زمین فرو میرود و یک فرورفتگی در زمین مغرب و دیگری در مشرق پدید میاید آفتاب از ظهر تا عصر از حرکت می ایستد و آفتاب از سمت مغرب طلوع میکند و مردی پاکدل با هفتاد مرد صالح در بیرون کوفه بقتل میرسد بحارالانوار جلد 13 صفحه 996 وهم در کتاب مزبور از عبدالله بن ابی منصور روایت نموده که گفت از حضرت صادق ع پرسیدم اسم سفیانی چیست فرمود چه کار به اسم او داری وقتی گنجهای پنجگانه شام یعنی دمشق و حمص و فلسطین و اردن و قنسرین را به چنگ آورد درآن وقت منتظر ظهور قائم باشید عرضکردم او نه ماه سلطنت میکند فرمود نه بلکه هشت ماه بدون یکروز زیاد تر
آیا اکنون این اتفاق درحال شکل گرفتن نیست بحارالانوار جلد 13 صفحه 997 و عرب از قید و ذلت آزاد میگردند و شهرها را تصرف نموده و از فرمان پادشاه عجم (غیر عرب )بیرون می آیند اهل مصر حاکم خود را میکشند .............................. اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم (بحارالانوار جلد 13 صفحه 997)
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم اهل مصر حاکم خودرا میکشند و شام ویران میشود سه لشکر با پرچمهای مشخص درانجا بجان هم می افتند پرچمهای قیس و عرب به مصردرایند و پرچم کنده به حران میرود و لشکری از جانب عرب میاید و در خرابه های حیره منزل میکند پرچمهای سیاه از مشرق به طرف حیره میایند و شکافی در نهرفرات پدید می اید و اب ان کوچه های کوفه را فرا میگیردشصت نفر دروغگو که همه مدعی پیغمبری هستندخواهند امد و قیام دوازده نفر از نسل ابوطالب که همه مدعی امامت دارند و سوزاندن مردی از بزرگان بنی عباس در بین جلولا و خانقین و بستن پلی در بغداد محله کرخ و بر خاستن باد سیاهی در اول روز در بغداد وهم زلزله ای در انجا می اید که بسیاری از مردم را در زمین فرو میبرد و ترسی براهل عراق و بغداد مستولی میشودو مرگهای سریع انها را از پا در می اورد و افت بجان ومال و محصول انها می افتد و ملخهای بموقع و بی موقعمی اید و غله و کشت و زرع انها را میخورد و زراعت انهارا تقلیل میدهد دو دسته از مردم عجم بجان هم افتاده خون بسیاری در میان انها ریخته میشود بردگان از فرمانبرداری اقایان خود سر باز زنند و اربابخود را به قتل برسانند و بعضی از بدعت گزاران در دین ازصورت ادمی بیرون می ایند و بصورت خوک و میمونمیشوند و بردگان بر شهرهای بزرگ غلبه یابند و صداییاز اسمان می اید بطوریکه همه ساکنان زمین هر کسبه زبان خود انرا میشنود و یک صورت و سینه در نور افتاب اشکار میگردد و مردگانی از قبر بیرون امده بدنیابرمیگردند و با مردم معاشرت نموده بملاقات همدیگرمیروند انگاه این علائم با امدن ۲۴ باران ختم میشودسپس زمینهای مرده زنده و سرسبز شده برکات اناشکار میشود و تمام بدبختیها از پیروان حق یعنیشیعیان مهدی ع برداشته میشود درانهنگام متوجهمیشوند که او از مکه ظهور میکند و برای یاری او به مکهمیروند چنانکه دراخبار امده است سپس شیخ مفید میگوید پاره ای ازاین وقایع حتمی است که باید واقع شود و پاره ای مشروط به شرایطی است خدا بهتر میداند چه خواهد شد ادامه مطلب
اوضاع بغداد در اخرالزمان از زبان علی ع الهم صل علي محمد وآل محمدوعجل فرجهم
مفضل عرض كرد : اقا ؛ در آنروز دارالفاسقين( بغداد) چه وضعي دارد ؟
فرمود : مشمول لعنت و غضب خداوند است فتنه هاو آشوبها آنرا ويران ميسازدو بكلي متروك مينمايد ،اي واي بر بغداد و مردم آن از خطر لشكري كه باپرچمهاي زرد و لشكري كه با پر چمهاي خود از مغرب زمين مي ايند و كسيكه جزيره را جلب ميكند و لشكري كه از دور و نزديك به آنجا مي رودبخدا قسم همه گونه عذاب كه بر امتهاي متمرد و سركش از اول خلقت تا اخرعالم رسيده بر بغداد فرود مي ايد عذابهايي به بغداد ميرسد كه هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده است طوفانشمشير آنها را فرا ميگيرد واي بر كسي كهانجا را مسكن خود قرار دهد زيرا هركس در انجا مقيم شود با حالت شقاوت باقي ميماند هركس هجرت كند در پرتو خدا بسر ميبرد بخدا مردم بغداد چنان در ناز ونعمت و عيش ونوش ميشوند كه ميگويند زندگي حقيقي دنيا همين و خانه هاوكاخهاي ان قصر هاي بهشت است و دختران ان( در زيبايي حورالعين) و جوانانان جوانان بهشت است و چنين پندارند كه خداوند تمام روزي بندگانش را به بغدادارزاني داشته است افتراء به خداوند و پيغمبر ص و حكم كردن بر خلاف قران وشهادت دروغ و شرابخواري و زنا كاري و خوردن پليدي ها و خونريزي چنان در بغداد شيوع يابد كه فجايع تمام دنيا به پاي ان نرسد آنگاه خداوند همين بغداد را بوسيله آآن اشوبها و آآن لشكرها چنان ويران ميسازد كه وقتي رهگذري از انجا ميگذرد ميگويد :شهر بغداد اينجا بوده است بحارالانوار علامه مجلسي جلد 13 صفحه 1163 ****************************
آقاجان تو را به غربت سید علی ظهور کن...مهدی جانم سلام... مولا جان ایام عزای جد بزرگوارتان را تسلیت عرض میکنم... آقا جانم!روسیاه ام از اینکه بعضی اوقات یادمان میرود که حرمت شال عزایت را نگه داریم.چله میگیریم،اما یادمان می رود که شما تا زمانی که انتقام حسین(ع)،و مادر بزرگوارش را نگیری داغداری... یاصاحب الزمان!دیشب عاشقانت نیز چله نشین بودند،اما چله ای همراه با غم حسینی،همراه با شال عزای حسینی،چله ای با بغض،با غم غربت... مهدی جان! دیگر دلهایمان تاب این همه بی وفایی را ندارد... آقا جان منتظرانت غریب اند...غربتی که حتی نمی توانند لب بگشایند و از ایمان و اعتقادشان،از عدالت و ظهور و از شهادت و شلمچه ها بگویند... مهدی جان! بیا و ببین که نائبت سید علی چه می کشد... آقا جان!این روزها بیشتر از همیشه با دیدن این حرمت شکنی ها معنای انتظار را میفهمم و طعمش را می چشم...دیگر وقتی می گویم "اللهم عجل لولیک الفرج" تا عمق دل و جانم می سوزد...دیگر تفسیر این عبارت را به وضوح فهمیده ام... ای منتقم زهرای اطهر!کی میخواهی این انتظار را به پایان برسانی؟ آقا جان!میترسم،میترسم تا بمیرم و ندای "الا یا اهل العالم! انا الامام المنتظر، انا ابن من قتل عطشانا"تو را نشنوم، و آرزوی شهادت در رکابت در سینه ام بماند... مهدی جان ای گل نرگس فاطمه!امشب دلم هوای گریه دارد ،می خواهم امشب را تا به سحر چله نشین باشم... مولا جان!دعایمان کن... دعا کن تا بتوانیم در این منجلاب دنیا حسینی و زهرایی زندگی کنیم... دعا کن تا ماجرای کوچه بنی هاشم،چاه تنهایی علی(ع) و کربلا ها و نینوا و عطش های کربلا را فراموش نکنیم... آقا جان! دعا کن تا انشا الله شامل عنایت و شفاعت مادرت زهرا ی اطهر(س)شویم... آقا جان تو را به غربت سید علی ظهور کن... در کربلای ظهـور با خـون بـاید قــلم زد... سرباز سید علیhttp://ruhollah70.blogfa.com/post/272/%D8%A2%D9%82
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم بحارالانوار جلد 13 صفحه1050و 1051 و نیز از هروی روایت شده که گفت به حضرت امام رضا ع عرضکردم یابن رسول الله چه میفرمایید در باره این حدیث که حضرت امام صادق ع فرمودند هرگاه قائم ما قیام کند بازماندگان کشتگان امام حسین ع به کیفر اعمال پدرانشان کشته میشوند فرمود همینطور است عرضکردم پس اینکه قران میفرماید و لا تزرو وازره وزر اخری گناه کسی به پای کسی نوشته نمیشود یعنی چه فرمود آنچه خداوند فرمود صحیح است ولی بازماندگان کشتگان حسین ع از اعمال پدرانشان راضی هستند و افتخار به ان میکنند و هرکس از چیزی راضی باشد مثل این است که انرا انجام داده است اگر مردی در مشرق کشته شود و مرد دیگری در مغرب راضی به کشته شدن او باشد در نزد خدا شریک جرم قتل است علت اینکه قائم عج اولاد قاتلان امام حسین ع را هنگام ظهورش به قتل میرساند این است که انها از عمل پدرانشان راضی و خشنود هستند عرضکردم قائم شما از چه طایفه ای شروع میکند فرمود از بنی شیبه و دستهای انها را قطع میکند زیرا آنان دزدان خانه خدا در مکه معظمه هستند
الهم صل علي محمد وآل محمدوعجل فرجهم
گويا مردمي را مي بينم كه در شرق براي طلب نمودن حق {خلافت} قيام كرده اند ولي اين حق را به آنها نميدهندباز آنها قيام ميكنند ولي به آن نميرسند وقتي كه چنين ديدند شمشيرهاي خود را حمايل ميكنند و آنگاه آنچه را كه ميخواهند به آنها ميدهند ولي آنها نمي پذيرند تا آنكه كارشان سامان پيدا ميكند اما باز اين حق (دولت جهاني آل محمد) رابه آنها نميدهند جز به صاحب شما ؛ مقتولين آنها از جمله شهيدانند ؛ آگاه باشيد اگر من آنروز را درك ميكردم خود را براي صاحب الامر ذخيره ميكردم بحارالانوار جلد ۱۳ صفحه ۱۰۲۴
علائم ظهور را اینجا ببینید
پرچمهايي
بدون علامت كه نه از پنبه و نه كتان و نه حرير است از
مشرق زمين مي آيند در سر نيزه هاي آنها مهر سيد
اكبر (پيامبر ) زده شده قائد آنها مردي
از خاندان پيامبر است
آن پرچمها در شرق پديد مي آيد و بوي آن مانند مشك
معطر به غرب ميرسد ترس و رعب آنها يكماه پيش
از آمدنشان همه جا در دل مردم قرار ميگيرد آنگاه در
كوفه فرود مي آيند و اولاد ابوطالب به خونخواهي پدران
خود قيام ميكنند بحارالانوار جلد 13 صفحه 1059و1060
بهشت هر كس قرآن اوست ! جناب وصى حضرت امير المؤمنين
على عليه السلام ، به فرزندش ابن حنفيه وصيت مى كند و مى فرمايد: فرزندم
!قرآن عهد خدا است ، مبادا شب و روز بر تو بگذرد و به اين عهد الهى سرى
نزنى و از عهد الله غافل بمانى . قرآن عهد الله است و از اين عهدالله غافل
مباش !و بر هر مسلمان واجب است كه هر روز در عهد او بنگرد،هر چند در پنجاه
آيه.لااقل شب و روزى پنجاه آيه رابانظرو تدبر قرائت كند. گوهر معرفت آموز كه با خود ببرى…………... كه نصيب دگران است نصاب زر و سيم غرضم اين است كه اين دو حديث
را كنار هم بگذاريم ، تا در نتيجه به درجات بهشت و مائده هاى مادبه الله ،
يعنى قرآن كريم ، و اطوار و شئون ارتقا و اعتلاى نفس ناطقه انسانى ، آشنا
شويم . مجموعه مقالات ، ص 95. حال هر كس صحيفه وجود خود را مطالعه كند و ببيند تا چه درجه بهشت است. ساده زیستی آیت الله خامنه ای
(سردار سرلشکر سید رحیم صفوی) 15 خاطره خواندنی از اشخاص برجسته و سرشناس از جمله سید احمد خمینی ، زهرا رهنورد ، حداد عادل و ... درباره ساده زیستی آیت الله خامنه ای در ادامه ...
مصرف گوشت خانه ی آیت الله خامنه ای در زمان ریاست جمهوری تنها از طریق کوپن بود.ایشان درآن زمان به من فرمودند: «من تاکنون غیرازهمان گوشت کوپنی که به همه مردم داده می شود گوشت دیگری از بازار نخریده ام.» امروز هم زندگی ایشان مثل زندگی مردم محروم ومستضعف است. (آیت الله مصباح یزدی)
زندگی شخصی آقا از سادگی و سلامت خاصی برخوردار است. این سادگی به زندگی نزدیکان ایشان نیز سرایت کرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نیستند. همین اعتقاد آنان را از سوء استفاده از مقام و موقعیت بازداشته است. من این سادگی را در منزل ایشان به تماشا نشستم. روزی معظم لَه مرا به کتابخانه خود دعوت کردند، من درآن جا یک میز ساده و قدیمی دیدم. در کنار میز نیز یک صندلی کهنه بود. آن میز وصندلی مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبری در کتابخانه ی ساده ی خود هنوز از همان میز و صندلی استفاده می کنند. (آیت الله سیدمحمودهاشمی شاهرودی)
بر خود واجب می دانم
که شهادت دهم زندگی داخلی آیت الله خامنه ای نه ازباب این که رهبر
عزیزانقلاب ما به این حرف ها نیاز داشته باشند، بلکه وظیفه خود می دانم تا
این مهم را به مردم مسلمان وانقلابی ایران بگویم. (حجت الاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینی)
من درآن زمان نماینده
ی مجلس شورای اسلامی بودم. همسرم یکی از بچّه ها را نزد پزشک برد و درمطب
دکتر همسر مقام معظم رهبری را ملاقات کرد. ایشان نیز یکی از فرزندان خود را
برای مداوا به آنجا آورده بودند. کسی نمی دانست که ایشان کیست! (آقای سید علی اکبر طاهایی)
زمانی که مقام معظم رهبری در ایرانشهرتبعید بودند، در ساختمانی که یک اتاق و یک آشپزخانه داشت زندگی می کردند. (حجت الاسلام والمسلمین سید علی اصغر باقی زاده)
زندگی مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای، بسیار ساده و در پایین ترین سطح و با کم ترین امکانات می باشد. (حجت الاسلام المسلمین سید علی اکبر حسینی ؛ برنامه اخلاق در خانواده)
با اینکه مقام معظم
رهبری می توانند از همه ی امکانات مادی بهره مند شوند، سطح زندگی خصوصی
ایشان از سطح زندگی یک شهروند معمولی پایین تر است. (حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی)
در اوایل ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، یک شب دیداری با ایشان داشتم. صحبت به درازا کشید، معظم لَه فرمودند: «شام پیش ما بمان.» (دکتر غلامعلی حداد عادل)
در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، ایشان ماجرایی را برای من تعریف کردند که بسیار شنیدنی و جالب است. (حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری)
مقداری زیلو در خانه
مقام معظم رهبری بود. آن ها را جمع کردیم و فروختیم و یک مقدار هم پول از
مال شخصی خودم روی آن ها گذاشتم. تا به جای آن زیلوها، برای منزل آقا فرشی
تهیه کنیم. (سردار سرتیپ پاسدار شوشتری)
در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، روزی همسر ایشان به منزل ما آمدند و به من گفتند: «کوپن قند و شکر ما تمام شده است، اگر شما قند و شکر دارید مقداری به ما قرض بدهید.»
(خانم زهرا رهنورد همسر میر حسین موسوی)
دلم میخواهد از نعلین پاره پاره و ترک خورده مقام معظم رهبری عکس بگیرم تا مظلومیت و سادهزیستی «سید علی» را به دیگران نشان دهم. (حجتالاسلام رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)
صداقت ،شجاعت و ساده زيستی امام خامنهای مثال زدنی است . من اصرار دارم كه از لفظ "سيد القائد، الامام الخامنهای" استفاده كنم زيرا بعد از امام خمينی ايشان امامت و رهبری امت اسلامی را بر عهده دارند. (کمال هلباوی از رهبران اخوان المسلمین مصر)
خود من که از آغاز انقلاب در مجلس بودم و در دولت بودم و آیت الله خامنه ای را میشناسم ، اقرار میکنم که حتی یک نقطه ی خاکستری (نه تاریک) در زندگی اقتصادی ایشان و خاندانش نمیتوان یافت . (عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت خاتمی و ضد انقلاب خارج نشین در حال حاضر) http://leader-khamenei.com/khaterat/khamenei-stories/433-khamenei-life-secrets.html عن مسند أحمد عن النبي صلى الله عليه وآله وسلم:(يحكم الحجاز رجل اسمه على اسم حيوان إذا رأيته حسبت في عينيه الحول من البعيد وإذا اقتربت منه لا ترى في عينيه شيئاً يخلفه له أخ اسمه عبد الله ويل لشيعتنا منه)أعادها ثلاثاً(بشّروني بموته أبشّركم بظهور الحجّة). هذا الخبر نقله إليّ أحد الفضلاء المطلعين. وعن الإمام الصادق(ع)في البحار ج52 ص210:(لا يكون فساد ملك بني فلان حتى يختلف سيفان لبني فلان،فإذا اختلفوا كان عند ذلك فساد ملكهم). وعنه في البحار ج52 ص210:(من يضمن لي موت عبد الله أضمن له القائم،إذا مات عبد الله لم يجتمع الناس بعده على أحد ولم يتناه هذا الأمر دون صاحبكم إن شاء الله). ![]() عزیزانی که عربی میدانند متن کامل کتاب که درادامه میباشد بخوانند و در صورت توان ترجمه آنرا جهت نشر برای ماارسال نمایند باتشکر اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و اگر شما روی از دین حق بگردانید خدا قومی غیر شما که مانند شما بخیل نیستند بلکه بسی ازشما بهتر و فداکارترند به جای شما پدید ارد از رسول اکرم ص سئوال شد که مراد از ان قوم کیستند حضرت دست بر شانه سلمان فارسی زد و فرمود این مرد که اگر علم در ثریا باشد رجال فارس بران دست یابند دجال کیست
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم دجــــــــــــال کیست دراین وقت اصبغ بن نباته برخواست و عرضکرد یا امیرالمومنین دجال کیست فرمود دانکه دجال صائدبن صید است شقی کسی است که ادعای او را تصدیق کند و سعادتمند کسی است که او را تکذیب نماید از شهری که آنرا اصفهان میگویند و قریه ای که معروف به یهودیه است بیرون می اید چشم راست ندارد و چشم دیگرش در پیشانی اوست و مانند ستاره صبح میدرخشد چیزی درچشم اوست که گویی به خون امیخته است در پیشانی وی نوشته است این کافر است هر شخص با سواد و بیسواد انرا میخواند داخل دریاها میشود و افتاب با او میگیرد در جلو رویش کوهی از دود است و پشت سر او کوهی سفید ی است که مردم انرا طعام گندم میبینند وی در یک قحطی سختی میاید و برالاغ سفیدی سوار است یگ گام الاغش یک میل راه است زمین زیر پای او نوردیده میشود از هیچ ابی نمیگذرد مگر اینکه تا روز قیامت خشکیده میشو.د با صدای بلند خود چنان ندا درمیدهد که از مشرق تا مغرب جن و انس و شیاطین صدای او را میشنوند میگوید ای دوستان من بیایید بسوی من منم ان کسی که بشر را افریدم و اندام انها را منتعادل و متناسب نمدم و روزی هرکسی را تقدیر نموده و همه را بیافتن ان راهنمایی میکنم من ان خدای بزرگ شما هستم دجال دشمن خدا دروغ میگوید او یک چشم دارد و غذا میخورد و دربازارها راه میرود و فنا پذیر است غالب پیروان او دران روز اولاد زنا هستند و چیز سبزی ی برسر و دوش دارند خداوند اورا درتلی درشام معروف به تل افیق سه ساعت از روز جمعه برامده بدست کسی که عیسی بن مریم پشت سر ا.و نماز میگذارد میکشد بدانید که بعد از ان حادثه بزرگی روی میدهد عرضکردم یا امیرالمومنین ان حادثه چیست فرمود ان امدن دابه الارض است از سمت صفا انگشتر سلیمان و عصای موسی با اوست ان انگشتر را بر روی هر مومنی که میگذارد در جای ان نوشته میشود این مومن حقیقی است و بر روی هر کافری بگذارد نوشته میشود این کافر حقیقی است تا جائیکه مومنئ صدا میزند ای کافر وای برتو و کافر صدا میزندخوش بحالت ای مومن دوست داشتم من هم امروز مثل تو بودم و بچنین سعادتی برسم سپس دابه الارض سر خود را بلند میکند و مردمی که در بین مشرق و مغرب هستند بعد از طلوع خورشید از جانب مغرب باذن خدا او را میبینند در انوقت توبه برداشته میشود نه توبه ای قبول و نه عملی بسوی خدا بالا میرود و ایمان کسی که پیشتر ایمان نیاورده یا درحال ایمان خیری کسب نکرده بود بحال صاحبش سودی ندارد انگاه حضرت فرمود از انچه بعد ازان روی میدهد از من نپرسید زیرا حبیبم رسولخدا بامن عهد بسته که جز به عترت خود اطلاع ندهم
آیا وقایع زیر در حال انجام نیست
بحاراالانوار جلد 13 صفحه 989 همچنین در غییبت شیخ روایت کرده که : حضرت امیر مومنان ع فرمود :هنگامیکه دو نفر مدعی حکومت درشام به جان هم افتادند علامتی از علائم الهی است سپس مردم را امر به سکوت و آرامش میکنند (احتمالا اشاره به ماموریت کوفی عنان است )آنگاه شام چنان دچار اضطراب و ناامنی میکردد که درآن گیر و دار صد هزار نفر به هلاکت برسند خداوند آن شورش و اضطراب را رحمتی برای دینداران و کیفری برای بیدینان قرار میدهد وقتی آنروز فرا رسید خواهی دید که سواران ترک با نیروی کافی و پرچمهای زرد از سمت مغرب می آیند تا به شام برسند در این موقع منتظر باشید تا در یکی از دهات شام بنام خرسنا زمین فرو رود و چون این نیز عملی شد منتظر آمدن فرزند هند چگر خوار (سفیانی) باشید که از یابس بیرون می آید علائم اخرالزمان باب سی ام بحارالانوار جلد 13الهم صل علی محمد و ال محمد سخنان امیر المومنین با عمربن سعد نیز در کتاب مزبور از خضربن عبدالرحمن از پدرش و او از جدش عمربن سعد روایت کردهکه امیرالمومنین ع فرمود قائم قیام نمیکند تا اینکه چشم دنیا شکافته شود وسرخی در اسمان پدید اید و ان اشک حاملان عرش است که بر مردم روی زمینمیگریند تا وقتیکه مردمی پیدا شوند که از مواهب الهی بهره ای نبرند انها مردمرا دعوت به پیروی از فرزند من میکنند ولی خودشان از فرزند من بیزارند انهامردمی هستند پست نهاد و بی نصیب از رحمت حق میباشند بر اشرارتسلط دارند و میان ستمگران فتنه انگیز ند و پادشاهان را نابود میکننددر بیرون کوفه اشکار میشوند سرکرده انها مردی سیاه چرده و سیاه دل/بیدین /از نظر حق افتاده و دارای عیوب بسیارو لئیم و پر خور استاز مادران زناکار و بدترین نسلها بوجود امده درسال که فرزند من غائبمن ظهور میکند خداون او را از باران رحمت خود سیراب نمکند فرزند منصاحب پرچم سرخ و علم سبز است ان روز عجب روزگاری است برای مردمناامیدی که دربین شهر انبار و هیئت زندگی میکنند ان روز روزی استکه اکراد و مردم پست نهاد بهلاکت میرسند و شهر فراعنه و مسکنجباران و جایگاه والیان ستمگر که سز منشا همه بدبختیها و مفاسداست ویران میشود ای عمر بن سعد بخدای علی سوگند ان شهربغداد است خدا لعنت کند گناهکاران بنی امیه و بنی فلان (عباس)را انمردم خیانت پیشه ای که فرزندان پاکسرشت مرا میکشند و حق مرادر باره انها رعایت نمیکنند و انچه میکنند باحترام من از خدا نمیترسندبنی عباس یک روز زوال و نابودی در پیش دارند انها دران روز همچونزن ابستن بوقت زائیدن ناله میکنندوای براتباع بنی عباس از سوانحی که جنگ مابین نهاوند و دینوربروز انها میاورد ان جنگ جنگ تهی دستان شیعه علی است سرکرده انها مردی از اهل یکی ازاین دو شهر و همنام یغمبر دارای اندامیمعتدل و اخلاقی نیکو و رنگی با طراوت میباشد صدایش خنده دار و مزگانشانبوه است گردنش قوی موهایش شانه کرده و میان دندانهای جلوش باز استهنگامیکه سوار براسب خود میشود مانند ماه شب چهارده که از زیر ابر در امده باشدجمعیت او بهترین جمعیتهایی میباشند که با دلی پاک بدین خدا گرویده اند ان دلاوران ازعرب هستند که با کراهت بجنگ میپیوندند شکست وگریز از ان دشمنان انهاست کهدران روز جز درماندگی و بدبختی راهیندارند نیز در غیبت نعمانی از اماممحمد باقر ع روایت میکند که فرمود از حضرت علی ع ازاین ایه فاختلفالاحزاب من بینهم یعنی احزاب رباهم اختلاف پیدا کردند سئوال شد فرمودبا دیدن سه علامت منتظر امدن مهدی باشید راوی عرضکرد یا امیرالمومنین ان سه چیستند فرمود اول اختلافی در بین اهل شام پذید میاید و امدن پرچمهای سیاه از خراسان و وحشتی در ماه رمضان
علائم ظهور را اینجا ببینید http://www.hassanbadry.blogfa.com/
لیلی و مجنونبخش ۳ - برهان قاطع در حدوث آفرینش بخش ۵ - در مدح شروانشاه اختسان بن منوچهر بخش ۷ - سپردن فرزند خویش به فرزند شروانشاه بخش ۸ - در شکایت حسودان و منکران بخش ۹ - در نصیحت فرزند خود محمد نظامی بخش ۱۰ - یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش بخش ۱۲ - عاشق شدن لیلی و مجنون به یکدیگر بخش ۱۴ - رفتن پدر مجنون به خواستاری لیلی بخش ۱۵ - زاری کردن مجنون در عشق لیلی بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانه کعبه بخش ۱۷ - پند دادن پدر مجنون را بخش ۲۰ - خواستاری ابنسلام لیلی را بخش ۲۲ - جنگ کردن نوفل با قبیله لیلی بخش ۲۳ - عتاب کردن مجنون با نوفل بخش ۲۴ - مصاف کردن نوفل بار دوم بخش ۲۵ - رهانیدن مجنون آهوان را بخش ۲۶ - سخن گفتن مجنون با زاغ بخش ۲۷ - بردن پیرزن مجنون را در خرگاه لیلی بخش ۲۸ - دادن پدر لیلی را به ابنسلام بخش ۲۹ - آگاهی مجنون از شوهر کردن لیلی بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزند بخش ۳۱ - وداع کردن پدر مجنون را بخش ۳۲ - آگاهی مجنون از مرگ پدر بخش ۳۳ - انس مجنون با وحوش و سباع بخش ۳۴ - نیایش کردن مجنون به درگاه خدای تعالی بخش ۳۵ - رسیدن نامه لیلی به مجنون بخش ۳۶ - نامه مجنون در پاسخ لیلی بخش ۳۷ - آمدن سلیم عامری خال مجنون به دیدن او بخش ۳۹ - آگاهی مجنون از وفات مادر بخش ۴۱ - غزل خواندن مجنون نزد لیلی بخش ۴۲ - آشنا شدن سلام بغدادی با مجنون بخش ۴۳ - وفات یافتن ابن سلام شوهر لیلی بخش ۴۴ - صفت رسیدن خزان و در گذشتن لیلی بخش ۴۵ - وفات مجنون بر روضه لیلی بخش ۴۶ - ختم کتاب به نام شروانشاه
ظهور در کلام امام صادق ع
امام صادق (ع) : آنگاه كه مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینى او نسبتبه هیچكس به توافق نمى رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى یابد، عمر سلطنت هاى چندین ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندین روزه فرا مى رسد. ابوبصیر مى گوید: پرسیدم : آیا این وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.و این درگیرى بعد از كشته شدن این پادشاه (عبدالله ) منجر به كشمكش بین قبیله هاى حجاز مى شود. ( بحار 52 ص 210 و 240 )
|
|||||||||||||||||